روایتی مستند از الگوبرداری سازمان ملل از مدل شبکهای نانو ایران جوان آنلاین: اگر از یک ناظر بیرونی بخواهید وضعیت توسعه فناوری در کشوری تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی و با بودجه پژوهشی ناچیز را پیشبینی کند، احتمالاً پاسخی جز توقف و رکود علمی نخواهد داشت. دهههاست که ساختار اقتصادی کشور با خامفروشی نفت گره خورده و توسعه زیرساختها همواره زیر سایه سنگین تحریمها و نوسانات ارزی بوده است. با این حال، نگاهی به خروجیهای امروز در حوزههای لبه دانش نظیر نانو، بیوتکنولوژی، هوافضا و داروسازی پیشرفته، تصویر کاملاً متفاوتی را نشان میدهد. ما با یک معمای بزرگ و یک پارادوکس حیرتانگیز روبهرو هستیم؛ چگونه ماشینی که سوخت مالی چندانی دریافت نمیکند، چنین خروجی خیرهکنندهای در سطح جهانی دارد؟ پاسخ به این پرسش نیازمند عبور از نگاههای خطی و بررسی لایههای پنهان یک تغییر ریل استراتژیک در سیستم نوآوری کشور است.
برای درک بزرگی این دستاورد باید به زبان اعداد سخن گفت. اقتصادهای پیشرفته جهان برای حفظ هژمونی علمی خود، سالانه مبالغ هنگفتی را صرف تحقیق و توسعه میکنند، در حالی که کشورهایی نظیر آلمان بیش از ۱۴/۳ درصد و اقتصادهای نوآور جهان نزدیک به ۳ درصد از تولید ناخالص داخلی خود را به پژوهش اختصاص میدهند، این رقم در ایران بسیار پایینتر است.
آمارهای کلان و شاخصهای علم و فناوری، ابعاد قابل تأملی از این وضعیت را نشان میدهد. دادهها حاکی از آن است که سهم تحقیق و توسعه از تولید ناخالص داخلی ایران تنها ۴۲/۰ درصد بوده است. حتی با احتساب قانون الزام دستگاههای دولتی به اختصاص یک درصد از بودجهشان به پژوهش، برآوردها نشان میداد این رقم در بالاترین سطح تنها به ۸۶/۰ درصد میرسد. از سوی دیگر، یک شکاف ساختاری کلیدی نیز در این آمارها نهفته است؛ در اقتصادهای پیشرفته، بار اصلی سرمایهگذاری پژوهشی همواره بر دوش بخش تجاری و خصوصی است، اما در ایران سهم بخش خصوصی از این هزینهکرد بسیار اندک و تنها حدود ۲۰ درصد برآورد شده است.
اما شگفتی مضاعف زمانی آشکار میشود که ترکیب داخلی همین اعتبارات را بررسی کنیم. دادههای پیمایش ملی نوآوری نشان میدهد که بیش از ۸/۶۳ درصد از همین بودجه محدود نیز عملاً صرف خرید ماشینآلات، سختافزار و نرمافزار میشود و سهم تحقیق و توسعه داخلی درونسازمانی به ۷/۱۰ درصد میرسد. به عبارت دیگر، بودجهای که مستقیماً صرف خلق دانش ناب و حمایت از مغزافزارها میشود، کسر بسیار کوچکی از همان بودجه زیر یک درصدی کل کشور است.
دقیقاً همین تناقض بینظیر است که توجه نهادهای جهانی را به خود جلب کرده است. سندی که توسط «کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل» منتشر شده به کالبدشکافی این پدیده پرداخته است. این نهاد نشان میدهد که پیشرفتهای ایران یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه محصول یک مهندسی سیاستگذاری هوشمند است که توانسته در شرایط فقدان سرمایهگذاری کلان بخش خصوصی و تخصیص قطرهچکانی بودجه به پژوهشهای بنیادین، کمبود شدید منابع مالی را با کارایی ساختاری و شبکهسازی مؤثر سرمایههای انسانی جبران کند.
کالبدشکافی سازمان ملل از مدل شبکهای نانو در ایران
کارشناسان سازمان ملل در گزارش رسمی خود، راز این بهرهوری خیرهکننده را تحت عنوان تجربه نانو تحلیل کردهاند. اما آنچه ایران را به رتبههای تکرقمی جهان رساند، تزریق پول نبود، بلکه طراحی یک مدل شبکهای چابک و انعطافپذیر بود.
گزارش صراحتاً مینویسد که موفقیت این تجربه مدیون ایجاد یک شورا با یک دبیرخانه کوچک و چابک بود که توانست هیئت امنایی متشکل از وزرای کلیدی را با خود همراه کند. اما شاهکار اصلی، نه در راهروهای وزارتخانهها که در کف جامعه رخ داد. نهادهای سیاستگذار به جای روشهای کلاسیک، آموزش نانو را به مدارس کشاندند. تأسیس باشگاه نانو، برگزاری المپیاد نانو، آموزش مجازی و تأسیس ۴۹ آزمایشگاه تخصصی برای دانشآموزان در سراسر کشور، شبکهای عظیم خلق کرد که به بیش از ۴۶۰ هزار دانشآموز آموزش تخصصی داد. سازمان ملل تأیید میکند که این مدل شبکهسازی مغزها آنقدر موفق بود که به عنوان یک الگوی مرجع برای ۱۶ حوزه فناوری دیگر از جمله بیوتکنولوژی، هوافضا و انرژیهای تجدیدپذیر کپیبرداری شد.
گذار از اقتصاد نفتی به تابآوری دانشبنیان
بخش جذابتر تحلیلهای جهانی، رمزگشایی از تلاش ایران برای تغییر DNA اقتصاد خود است. گزارش آنکتاد به یک چرخش استراتژیک در سیاستهای کلان ایران اشاره میکند. این چرخش راهبردی، گذار از تمرکز صرف بر توسعه صنعتی متکی به نفت به سمت ساخت ظرفیتهای عمیق تکنولوژیک و نوآورانه است.
براساس این سند، سیاستگذاران ایرانی در یک تصمیم تاریخی به این جمعبندی رسیدند که درآمدهای حاصل از نفت، گاز و معادن نباید صرفاً خرج واردات یا پروژههای عمرانی سنتی شود، بلکه باید به عنوان اهرمی برای ارتقای صنعتی و مدرنسازی زیرساختهای فناوری به کار گرفته شود. این همان نقطهای است که اقتصاد مقاومتی و قانون حمایت از شرکتهای دانشبنیان به هم گره میخورند. سازمان ملل تأکید میکند که ایران با بهرهگیری از نیروی انسانی تحصیلکرده و پرانرژی خود در داخل و همچنین ظرفیت متخصصان دیاسپورا (ایرانیان خارج از کشور)، در حال ایجاد یک اکوسیستم نوآوری بومی است.
این نهاد بینالمللی خاطرنشان میسازد که ایران در دوران محافظت از بازارهای داخلی در برابر رقابت خارجی، چون شرایط تحریم و انزوا، موفق به تولید ظرفیتهای عظیم نوآوری و تولید داخلی شده است. استراتژی فعلی، تحریک تقاضای بازار داخلی برای کالاها و خدمات دانشبنیان و حل چالشهای حیاتی کشور مانند بحران آب، امنیت غذایی و بهینهسازی انرژی از طریق فناوریهای لبه دانش است.
آنچه امروز در قالب پرتاب ماهواره، داروهای نوترکیب بیولوژیک و محصولات پیشرفته نانو میبینیم، خروجی یک کارخانه بزرگ است که مواد اولیه آن، نیروی انسانی متخصص و نوار نقاله آن سیاستگذاری شبکهای و چابک است. توسعه علمی ایران ثابت کرد که در جهان امروز، مزیت رقابتی واقعی در چاههای نفت نهفته نیست، بلکه در توانایی یک کشور برای اتصال مغزها وگذار جسورانه از اقتصاد منبعمحور به اقتصاد دانشبنیان خلاصه میشود؛ مدلی که توانسته با حداقل بودجه، حداکثر تابآوری و جهش علمی را به ارمغان آورد.
*پژوهشگر اقتصادی