کد خبر: 1346321
تاریخ انتشار: ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
دنیا حیدری

کشتی را ناخدا به ساحل می‌رساند، اما در فوتبال ایران هر کس سکان را به دست می‌گیرد یا نقشه راه ندارد یا قبل از رسیدن به مقصد جای خود را به ناخدایی دیگر می‌دهد. شاید به همین دلیل هم هست که این کشتی سال‌هاست که به دور خود می‌چرخد یا به ساحل نمی‌رسد یا اگر هم برسد سالم نمی‌رسد!

کیفیت لیگ هر سال بدتر از سال قبل می‌شود. با وجود استفاده از کمک‌داور ویدئویی، نه اشتباهات داوری کاهش یافته و نه اعتراض‌ها به آن. نمایندگان ایران هر سال دست از پا درازتر از لیگ نخبگان و سطح ۲ لیگ قهرمانان آسیا برمی‌گردند، آن‌هم با شکست مقابل تیم‌های کم‌نام و نشان و درجه چندم آسیا. بحث جذب بازیکن بی‌کیفیت با رقم‌های کلان که یکی پس از دیگری بابت عدم دریافت مطالبات‌شان راه فیفا را در پیش می‌گیرند هم داستانی است که فقط خواجه حافظ شیرازی نمی‌داند، درست مثل ماجرای حوصله‌سربر مربیانی که بسیاری قبل از شکل گرفتن تیم و آشنایی با شاگردانشان در پی نخستین باخت کله‌پا می‌شوند و برخی دیگر نیز بعد از چند بازی بیشتر می‌روند. اما نقطه مشترک جدایی اکثر آنها بند‌های عجیب و مبهمی است که در قراردادهایشان گنجانده شده و به آنها اجازه می‌دهد با سود هنگفت و بی‌هیچ ضرری ایران را ترک کنند.

سال‌هاست که اوضاع بر همین منوال است و تغییری نکرده و اگر کرده در زمینه ارتقای مشکلات بوده، نه بهبود آنها. اما تعجبی هم ندارد، وقتی هیچ کس جای خود نیست و هیچ چیزی روی اصول و حساب و کتاب پیش نمی‌رود، خروجی نباید کیفیت لازم را داشته باشد و انتظار بیشتری هم نمی‌توان داشت. خوب که نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تیم‌ها نه برنامه درست و درمانی دارند و نه حتی حوصله اجرا! امروز یک مربی کار را دست می‌گیرد، فردا مربی دیگر. امروز یک مدیر تصمیم می‌گیرد و فردا مدیری دیگر، همان تصمیم را ملغی می‌کند. در چنین شرایط باید هم سنگ روی سنگ بند نشود. وقتی هر تصمیمی عمرش به یک نتیجه گره خورده باشد، باید هم شاهد کاهش فاحش کیفیت لیگ و عدم نتیجه‌گیری نماینده‌های ایران در آسیا باشیم.

در فوتبال ایران سال‌هاست که نه جذابیتی شاهدیم و نه صبر و حوصله‌ای. گویا همه فراموش کردند که فوتبال صبوری می‌خواهد، نه شوک درمانی. شوک‌هایی که عمدتاً هم نتیجه مثبت درپی ندارند، چراکه مدیریت فوتبال ایران بیشتر شبیه به مسکن است تا درمان. به همین دلیل هم هست که تا کار بیخ پیدا می‌کند، آقایان با یک تصمیم فوری سعی در آرام کردن جو دارند، اما اثر نسخه نجات (مسکن) که تمام شود، اوضاع بدتر از قبل می‌شود و بحران بیشتر و بیشتر، چراکه هیچ کس به دنبال حل ریشه‌ای مسائل نیست و افق دید اکثریت تا نوک بینی‌شان است، نه آینده. این یعنی آب از سرچشمه گل‌آلود است. از همانجایی که کار باید درست و اصولی انجام شود. از پایه و از مدیریت، به همین دلیل هم هست که هر سال را با امید آغاز می‌کنیم، اما بعد از برداشتن تنها چند قدم، شاهد اتفاقات و مشکلات تکراری هستیم، نه، چون کمبود مدیر داشته باشیم، نه. درست است که آقایان عمدتاً با خساست به خرج دادن در انتخاب نفرات جدید باعث مطرح شدن این پرسش می‌شوند که مگر قحط‌الرجال است، اما مشکل فوتبال نه کمبود مدیر، بلکه نداشتن مدیریت است. به زبان ساده، یعنی ما مدیر داریم، مدیریت نه. یعنی صندلی‌ها پر است، اما فکر‌ها خالی. تصمیم هست، اما برنامه نه.

در واقع، رهر و آن است که آهسته و پیوسته رود، نه اینکه هرچند قدم یک‌بار یا خودش عوض شود یا مسیرش. اما تا زمانی که این دور باطل ادامه دارد، آش همان آش است و کاسه همان کاسه. یعنی با این اوصاف، نه مربی خارجی می‌تواند معجزه کند، نه تکنولوژی و نه تغییرات پی‌درپی.

درد فوتبال جایی خارج از مستطیل سبز یا روی نیمکت است، درست از همان نقطه‌ای که هنوز کسی حاضر به دیدن آن هم نشده، چه برسد به درمانش.

برچسب ها: ساحل ، لیگ ، داور
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار