اگر بخواهیم ۲۲ بهمن را در پیوستار تاریخی ایران قرار دهیم، باید آن را با قیامهای «تنباکو» و «۳۰تیر ۱۳۳۱» مقایسه کنیم. در این رخدادها، هرگاه «مرجعیت دینی» و «اراده مردمی» با یکدیگر پیوند خوردند، پیروزی آمد. تفاوت بزرگ ۲۲ بهمن در آن است که این حرکت به یک «نهاد» تبدیل شد. انقلاب اسلامی با تکیه بر آیینهای مذهبی- ملی اجازه نداد که حافظه تاریخی ملت دچار لکنت شود جوان آنلاین: در روزهایی که بر ما میگذرد، پارهای از رخدادها ما را به اعماق تاریخ این مرز و بوم میبرد و وقایع تلخ و شیرین فراوانی را تداعی میکند. راهپیمایی کمنظیر ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را میتوان در عداد این دست رویدادها قلمداد نمود. در مقال پی آمده سعی شده است تا این مهم تبیین شود که این همایش عظیم در ذات خویش، تا کجا میتواند اُفت و خیزهای این کشور در دهههای پیشین را بازبنمایاند؛ امید آنکه مفید و مقبول آید.
چرا ۲۲ بهمن یک تقویم نیست، بلکه یک تاریخ است؟
در تقویمهای سیاسی جهان، روزهای ملی معمولاً نمادی از یک خاطره دور هستند؛ روزی که سربازی پرچمی را برافراشته یا قراردادی امضا شده یا نظام جدیدی زمام امور را به دست گرفته است، اما ۲۲ بهمن در ایران، جنسی متفاوت دارد. برای فهم دقیق آنچه در بهمن ۱۴۰۴ و در چهل و هفتمین سالگرد انقلاب گذشت، نباید به لنز دوربین خبرنگاران رسانههایی، چون AFP یا رویترز بسنده کرد. برای فهم این حضور باید به عقب برگشت؛ به ریشههای یک «دشمنی تاریخی» و یک «میراث ملی.» ۲۲ بهمن امسال، تنها یک راهپیمایی نبود، بلکه «مانور قدرت» در میانه یک جنگ سرد نوین و پاسخی تاریخی به یک سده دخالت بیگانگان در امور ایران بود.
تبارشناسی دشمنی از کودتا تا تحریم
حقیقت این است که مواجهه امروز غرب با راهپیمایی ۲۲ بهمن، ادامه منطقی همان مسیری است که در ۲۸مرداد ۱۳۳۲ پیموده شد. غرب به رهبری بریتانیا و سپس امریکا، هیچگاه نتوانست ایران «مستقل» را فهم و هضم کند. تاریخ میگوید که طبق قرارداد ۱۹۱۹ (معروف به قرارداد وثوقالدوله)، قرار بود مستشاران انگلیسی بر تمام امور مالی و نظامی ایران مسلط شوند و ایران عملاً به مستعمره بریتانیا تبدیل شود. ایستادگی مردم در ۲۲ بهمن، ریشه در «نه» گفتن به چنین قراردادهای خائنانهای دارد. همچنین نباید و نمیتوان از «واقعه گوهرشاد» در دوران رضاخان غافل شد؛ جایی که اراده مردم برای حفظ هویت ملی و مذهبی با گلوله مواجه شد. حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن در واقع «انتقام تاریخی» از تمام سرکوبهایی است که در طول ۱۵۰سال گذشته از سوی عمال بیگانه بر این ملت روا شده است.
تاریخ میگوید که پیش از انقلاب، ایران «ژاندارم منطقه» بود، اما این ژاندارم، قدرتش را از واشینگتن وام میگرفت! وقتی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، این موازنه برهم خورد، دشمنیها از فاز «نفوذ» به فاز «حذف» تغییر کرد. از جنگ تحمیلی گرفته تا تحریمهای فلجکننده، همه و همه با یک هدف طراحی شدند: «گسست میان مردم و حاکمیت.» رسانههای غربی در تمام این ۴۷سال با یک پیشفرض ثابت به استقبال ۲۲ بهمن رفتهاند: «این آخرین سال است!»، اما حضور مردم در امسال، ابطالگر این پیشگوییهای تاریخی بود. برای درک عمق کینه غرب از ۲۲ بهمن باید به مدل «ایرانِ پهلوی» نگاه کرد. در آن دوران، ایران «جزیره ثبات» نامیده میشد، اما این ثبات نه ریشه در اراده ملی، بلکه ریشه در «دکترین نیکسون» داشت. معماران سیاست خارجی امریکا، ایران را صرفاً به عنوان یک «انبار مهمات» و «پمپ بنزین» برای بلوک شرق و غرب میخواستند. اسناد تاریخی نشان میدهند که حتی در جریان ملی شدن صنعت نفت، پیشنهاد امریکا و انگلیس به ایران نه بر پایه عدالت، بلکه بر پایه «تداوم غارت با لبخند» بود! انقلاب ۵۷ این میز بازی را که از قرن ۱۹ چیده شده بود، واژگون کرد؛ بنابراین هر گامی که مردم در ۲۲بهمن برمیدارند؛ لرزهای بر ستونهای آن کانونهای قدرت میاندازد که هنوز سودای بازگشت به دوران «قانون کنسولگری» (کاپیتولاسیون) را در سر دارند.
۲۲ بهمن امسال در آیینه رسانههای بینالمللی
امسال بیش از ۷ هزار و ۷۰۰ خبرنگار داخلی و خارجی، قابهایی را ثبت کردند که با تحلیلهای اتاقهای فکر غرب همخوانی نداشت. خبرگزاری آژانس فرانسپرس (AFP) در گزارش خود اشاره کرد، این راهپیمایی در شرایطی برگزار شد که ایران تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی تاریخ معاصر قرار دارد. شبکه CBS امریکا و ZDF آلمان، برخلاف سالهای گذشته که سعی در نادیدهگرفتن جمعیت داشتند، امسال به «گستردگی جغرافیایی» این مراسم در بیش از هزار و ۴۰۰ شهر اشاره کردند! چرا این تفاوت در پوشش خبری رخ داد؟ پاسخ را باید در «منطق قدرت» جستوجو کرد. وقتی پهپادها و موشکهای نمایش داده شده در مسیر راهپیمایی، طبق تحلیلهای رویترز و نشریات تخصصی مثل جینز دیفنس، موازنه قدرت را در اوکراین و خاورمیانه تغییر میدهند، دیگر نمیتوان حضور میلیونی پشتیبان این تکنولوژی را نادیده گرفت. نکتهای که در گزارش خبرگزاری ZDF آلمان و اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اروپا (EBU) مغفول ماند، اما در لایههای زیرین تحلیلهایشان وجود داشت، تضاد میان «واقعیت خیابان» و «واقعیت مجازی» بود، در حالی که رسانههای فارسیزبان لندننشین در طول سال ۱۴۰۴، با بهرهگیری از تکنیکهای روانشناسی جمعی، سعی در القای «پایان مشروعیت انقلاب اسلامی» داشتند؛ حضور فیزیکی میلیونها نفر در سرمای زمستان، عملاً این «حباب مجازی» را ترکاند. خبرگزاری رویترز با اشاره به قدرت موشکی ایران در متن راهپیمایی به این حقیقت اعتراف کرد که ایران تحت تحریم، اکنون به لبههای دانش تکنولوژیک رسیده است، این در حالی است که در طول تاریخ، ایران حتی توان تولید سیمخاردار را هم نداشت! این جهش تاریخی، بزرگترین پاسخ به تئوری «وابستگی» است که غرب سالها برای کشورهای جهان سوم تجویز کرده است.
از خیابانهای تهران تا عمق راهبردی منطقه
حماسه ۲۲ بهمن امسال را نباید جدا از تحولات غزه، لبنان و یمن دید. تاریخ بر این نکته گواهی خواهد داد که حضور مردم ایران در این روز، «سوخت محرک» جبهه مقاومت در منطقه است. خبرگزاری الجزیره (بخش انگلیسی)، در تحلیل خود به درستی اشاره کرد که پیام ۲۲ بهمن امسال بیش از آنکه داخلی باشد، منطقهای بود. وقتی سران کشورهای منطقه از نخستوزیر عراق تا مقامات پاکستان، پیامهای تبریک رسمی میفرستند، در واقع در حال شناسایی یک «واقعیت تاریخی» هستند؛ ایران به عنوان یک «قدرت برآمده از درون» جایگاه خود را تثبیت کرده است. این همان چیزی است که اندیشکدههایی، چون چاتم هاوس، از آن به عنوان «قدرت نرم» ایران یاد میکنند؛ قدرتی که نه با دلار، بلکه با «حضور میدانی» بازتولید میشود.
اگر بخواهیم ۲۲ بهمن را در پیوستار تاریخی ایران قرار دهیم، باید آن را با «قیام تنباکو» و «حماسه ۳۰ تیر ۱۳۳۱» مقایسه کنیم. در تمام این ایستگاههای تاریخی، هرگاه «مرجعیت دینی» و «اراده مردمی» با یکدیگر پیوند خوردند، پیروزی حاصل شد. تفاوت بزرگ ۲۲ بهمن با حرکتهای قبلی در این است که این بار، این حرکت به یک «نهاد» تبدیل شده است. برخلاف نهضت مشروطه که بهسرعت از سوی عوامل سفارت انگلیس مصادره و به استبداد رضاخانی ختم شد، انقلاب اسلامی با تکیه بر آیینهای ملی- مذهبی همچون راهپیمایی ۲۲ بهمن اجازه نداده است که حافظه تاریخی ملت دچار لکنت شود. این همان «جوهره تاریخی» است که مانع از تکرار فجایعی نظیر ۲۸ مرداد میشود. امروز که نگاهها به سمت غزه و دریای سرخ است، ۲۲ بهمن به پناهگاه معنوی جبهه مقاومت مبدل میشود. خبرگزاری المنار و المیادین با پوشش لحظه به لحظه این مراسم به ملتهای منطقه نشان دادند که «الگوی مقاومت» تنها در میدان جنگ نیست، بلکه در «ایستادگی مدنی» تجلی مییابد. پیام حضور مردم ایران عبور از «نظم تحمیلی امریکایی» در خاورمیانه است. این همان واقعیتی است که اندیشکده چاتم هاوس، از آن به عنوان «کابوس استراتژیک غرب» یاد میکند؛ ایرانی که نه تنها تسلیم نمیشود، بلکه الگوی ایستادگیاش را به عمق راهبردی منطقه صادر کرده است.
تحلیل جامعهشناختی تاریخی، چرا مردم هنوز میآیند؟
شاید در سطح جامعه این سؤال مطرح باشد که با وجود تمام نقدها و دشواریهای معیشتی، چرا مردم همچنان در صحنه هستند؟ پاسخ در «حافظه تاریخی» ملت ایران نهفته است. ایرانیان به تجربه آموختهاند که «بیطرفی» در تاریخ به معنای «بیدفاع بودن» است. تجربه اشغال ایران در جنگهای جهانی اول و دوم بهرغم اعلام بیطرفی، به ملت آموخت که تنها راه بقا «اقتدار» است و ۲۲ بهمن برای مردم نماد این اقتدار است.
تاریخ به ما میگوید که در کودتای ۲۸ مرداد، سازمان سیا (CIA) با صرف هزینهای بالغ بر یک میلیون دلار، اراذل و اوباش را برای ایجاد ناامنی و ارعاب در خیابانهای تهران اجیر کرد تا دولت قانونی مصدق را سرنگون کنند. این دقیقاً همان مدل «جنگ ترکیبی»ای است که در قرن بیست و یکم و با دلارهای نفتی و پلتفرمهای مجازی بازسازی شد. اگر دیروز شعبان بیمخ و نوچههایش با چاقو در خیابانها عربدهکشی میکردند، امروز لیدرهای اجارهای در رسانههای فارسیزبان از لندن و واشینگتن همان نقش را ایفا میکنند. با این تفاوت که در ۲۸ مرداد، مردم به دلیل نبود «رهبری منسجم» در صحنه نبودند، اما در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴، حضور آگاهانه مردم نشان داد که ملت دیگر اجازه نخواهد داد تجربه تلخ ۲۸مرداد تکرار شود. نمایش پهپادهای خانواده «شاهد» (مانند شاهد ۱۳۶ و شاهد ۱۴۹ یا همان غزه) و موشکهای بالستیک خیبرشکن و «فتاح» (اولین موشکهای هایپرسونیک ایران) در مسیر راهپیمایی تنها یک اطلاعرسانی نظامی نبود، بلکه «بیانیه استقلال» بود. رسانههایی مثل «جینز دیفنس» و خبرگزاری رویترز اذعان دارند، این سلاحها در شرایطی ساخته شدهاند که ایران حتی برای خرید قطعات ساده الکترونیکی تحت تحریم بوده است! این را مقایسه کنید با دوران پهلوی دوم، زمانی که ایران بزرگترین خریدار تسلیحات امریکایی بود، اما حتی اجازه نداشت یک پیچ از جنگندههای F- ۱۴ (تامکت) را بدون اجازه مستشاران امریکایی باز کند! امروز ایران از «خریدار مصرفکننده» به «سازنده و صادرکننده» تبدیل شده که لرزه بر تن دشمنانش در منطقه میاندازد. نشریه فارین پالیسی در تحلیلی از راهپیمایی ۲۲بهمن، به نکتهای کلیدی اشاره میکند: آنها معتقدند که مدل سیاسی ایران توانسته است «هویت ملی» را با «آرمانخواهی دینی» گره بزند. برای مخاطب عام، ۲۲ بهمن فراتر از یک حمایت سیاسی، یک «قرار ملی» برای صیانت از تمامیت ارضی است. مردم ایران در حافظه تاریخی خود خاطره معاهدههای ننگین گلستان و ترکمنچای را دارند؛ خاطره زمانی که پادشاهان قاجار و پهلوی با یک تشر سفارتخانههای غربی، بخشی از خاک یا عزت این کشور را واگذار میکردند! حضور در ۲۲ بهمن، در واقع امضای دوباره نامهای است که در آن قید شده است: «ایران دیگر ملک موروثی هیچ ابرقدرتی نیست!.» خبرگزاری NPR (رادیو ملی امریکا) در یکی از گزارشهای میدانی خود به این تناقض ظاهری اشاره کرد که چگونه افرادی با وجود گلایههای شدید از تورم، همچنان پرچم در دست در میدان آزادی حاضر میشوند. پاسخ این سنخیت تاریخی را باید در مفهوم «عزت ملی» جستوجو کرد. ملت ایران آموخته است که هزینه تسلیم به مراتب بیش از هزینه مقاومت است.
شکار پهپاد و معکوسسازی قدرت
برای فهم ابعاد حماسه ۲۲ بهمن امسال، باید حافظه تاریخی ملت را به ۴۰ سال پیش ببریم؛ به روزهایی که در جبهههای دفاع مقدس، رزمندگان ما برای ابتداییترین ابزار دفاعی یعنی «سیمخاردار» در مضیقه بودند! در آن سالها کشورهای غربی حتی از فروش سیمخاردار به ایران، به بهانه «استفاده نظامی» خودداری میکردند و ایران ناچار بود این کالا را از بازارهای غیررسمی با چند برابر قیمت تهیه کند. این تصویر را در کنار واقعیتی بگذارید که در تاریخ قاجار ثبت شده است؛ زمانی که عباسمیرزا در میانه جنگهای ایران و روس با حسرت خطاب به فرستاده فرانسه گفت: «ما چرا این قدر عقب ماندهایم؟ حتی بلد نیستیم لوله تفنگی بسازیم!».
اما نقطه عطف این اقتدار که امسال در ۲۲ بهمن لرزه بر اندام تحلیلگران نظامی انداخت، میراث واقعهای در آذر ۱۳۹۰ است. زمانی که پهپاد فوقپیشرفته و رادارگریز امریکایی RQ- ۱۷۰ (معروف به جانور قندهار)، از سوی یگانهای جنگ الکترونیک ایران به سلامت به زمین نشانده شد. در آن زمان، باراک اوباما رسماً درخواست بازگرداندن آن را کرد، اما ایران نه تنها آن را پس نداد، بلکه با یک عملیات پیچیده «مهندسی معکوس»، آن را کپی کرد و نسخههای پیشرفتهتری مانند «شاهد ۱۹۱» و «صاعقه» را تولید کرد که امروز در موازنات جهانی (از خاورمیانه تا شرق اروپا) تعیینکننده هستند.
وقتی شکارچی شکار میشود
شکوه این اقتدار تاریخی زمانی به اوج رسید که در گزارشهای فنی اندیشکدههای نظامی غرب (مانند IISS) و رسانههایی، چون واشینگتنپست فاش شد که حالا ورق برگشته است! دیگر این ایران نیست که به دنبال کپیکاری است، بلکه پهپادهای خانواده «شاهد» چنان کارایی بالایی در میادین نبرد نشان دادهاند که برخی قدرتهای جهانی به دنبال الگوبرداری از تاکتیکهای پهپادی ایران هستند. این یعنی خروج از «خفت قجری» و ورود به عصر «سیادت تکنولوژیک.» این پیشرفت، صرفاً یک دستاورد نظامی نیست، بلکه یک «برهان قاطع تاریخی» است. مردمی که امسال در ۲۲ بهمن زیر پای پهپادهای غولپیکر خود راهپیمایی کردند، در واقع در حال تشییع جنازه تفکری بودند که میگفت: «ایرانی حتی توان ساخت لولهنگ را هم ندارد!.» این همان جوهره تاریخی است که ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ را به مانیفست پیروزی بر یک قرن تحقیر استعماری تبدیل کرد.
۲۲ بهمن و «جنگ روایتها» در عصر دیجیتال
یکی از نکات مستند و دقیقی که امسال در مطبوعات خارجی مثل گاردین و فضای تحلیلی رسانههای منطقه بازتاب داشت، «جنگ روایتها» بود. امسال دشمن با تمام توان رسانهای خود سعی کرد، حضور مردم را «مهندسیشده» یا «کمرنگ» جلوه دهد، اما حضور بیش از ۷ هزار و ۷۰۰ خبرنگار، سدی در برابر این تحریف تاریخی ایجاد کرد. رسانههایی مانند آناتولی ترکیه به صراحت نوشتند که تنوع لایههای اجتماعی در راهپیمایی امسال (از دهه هشتادیها تا بازماندگان نسل اول انقلاب)، نشاندهنده یک «انتقال بیننسلی» موفق در مفاهیم انقلابی است. این دقیقاً همان جوهره تاریخی است که باید بر آن تأکید کرد. تاریخ تنها در گذشته نمیماند، بلکه در حال بازتولید در ذهن نسلهای جدید است، در حالی که رسانههای غرب مدعی منزوی کردن ایران هستند، حضور مقامات بلندپایه و اندیشمندان خارجی در مراسم امسال، بطلانی بر این ادعا بود. برای مثال، حضور شخصیتهایی از «محور مقاومت» و تبریکهای صریح مقامات روسیه، چین و کشورهای امریکای لاتین (مثل ونزوئلا و نیکاراگوئه) نشان داد که بلوکبندیهای جدید جهانی حول محور «ایران مقتدر» شکل گرفته است. این را مقایسه کنید با اواخر دوران قاجار که ایران حتی برای حضور در کنفرانس صلح ورسای (بعد از جنگ جهانی اول) پذیرفته نشد و دیپلماتهای ایرانی را حتی به اتاقهای انتظار راه ندادند! امروز، بدون حضور ایران هیچ معادلهای در غرب آسیا حل نخواهد شد.
تأثیر واقعی یک حضور، بر موازنههای جهانی
آورده راهپیمایی ۲۲ بهمن را باید در پُشت «میزهای مذاکره» جستوجو کرد. وقتی آنتونیو گوترش (دبیرکل سازمان ملل) پیام تبریک صادر میکند یا وقتی رویترز با دقت میلیمتری پهپادهای نمایش داده شده را آنالیز میکند، یعنی آنها پیام «اقتدار درونزا» را دریافت کردهاند. واقعیت تاریخی این است که غرب تنها زمانی زبان به تکریم میگشاید که با یک سد مستحکم برخورد کند. حضور مردم در ۲۲ بهمن امسال، در واقع پشتوانه «قدرت سخت» ایران بود. در شرایطی که منطقه در آتش جنگ غزه میسوزد و نفوذ ایران در دریای سرخ و مدیترانه به یک متغیر اصلی تبدیل شده، این راهپیمایی به قدرتهای غربی فهماند که محاسباتشان درباره «فروپاشی از درون» ایران، طبق معمول غلط بوده است.
میراثی برای فردا
۲۲ بهمن، صرفاً بازخوانی یک رویداد در بهمن ۵۷ نیست که نقطه تلاقی تمام مجاهدتهای تاریخی ملت ایران برای رسیدن به استقلال است. از نهضت مشروطه تا ملی شدن صنعت نفت و از انقلاب اسلامی تا دفاع مقدس، همگی در پی یک هدف بودند: «تعیین سرنوشت ایران و ایرانی به دست ایرانی.» در این نوشتار با استناد به گزارشهای خبرگزاریهای معتبر جهانی (از الجزیره تا AFP)، تلاش شد تا نشان داده شود که جهان بهرغم میل خود ناچار به پذیرش واقعیت تاریخی «ایران مقتدر» شده است. حضور مردم نه یک مانور حکومتی که یک «رفراندوم سالانه» برای صیانت از ایرانی است، دیگر اجازه نمیدهد برایش در اتاقهای در بسته لندن و واشینگتن تصمیم بگیرند. این حضور پاسخی است به یک قرن دخالت و پیامی است برای سدهای که در پیش است: «ایران، بازیگر فعال تاریخ است، نه تماشاگر آن» والسلام.
منابع و مآخذ:
۱. گزارش ویژه خبرگزاری AFP از حضور خبرنگاران خارجی در تهران (اسفند ۱۴۰۴.)
۲. تحلیل اندیشکده چاتم هاوس درباره مفهوم قدرت نرم در ایران.
۳. متن پیام رسمی دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت سالگرد انقلاب.
۴. آرشیو خبرگزاری الجزیره انگلیسی درباره پیامدهای منطقهای راهپیمایی ۲۲ بهمن.
۵. اسناد تاریخی مربوط به دخالت بریتانیا در کودتای ۱۲۹۹ و ۱۳۳۲