کد خبر: 1345493
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۰
فاطمه بصیری

اقدامات عملی امریکا با وجود آنکه در بطن خود می‌تواند سناریوی فریب ایران را داشته باشد، اما از زاویه‌ای دیگر بیانگر نوعی تردید در ساختار تصمیم‌گیری کاخ سفید در اجرایی کردن تهدیداتش علیه ایران در این برهه زمانی است. ترامپ با وجود گسیل هشدارآمیز ناو‌های متعدد به آب‌های منطقه و انبارکردن تجهیزات نظامی، اما رفتاری از خود بروز داده است که بسیاری از تحلیلگران غربی آن را عقب‌نشینی کاخ سفید قلمداد می‌کنند. نقطه اوج آن، عدم‌اقدام نظامی ترامپ است. همان کسی که با توییت‌های آتشین وعده داده بود در ازای هر نیرویش که در خیابان‌ها کشته شود، جنگی به راه خواهد انداخت، برای توجیه بی‌عملی خود در برابر افکار عمومی، مدعی شد فشارهایش باعث توقف اعدام‌ها در ایران شده است؛ ادعایی که پوچی‌اش با اعدام تروریست‌ها از سوی قوه قضائیه اثبات شد. این موضع‌گیری‌های متناقض بیانگر نوعی عدم‌قطعیت و ناتوانی از برآورد‌ها برای تحقق افق پیروزی در کاخ سفید در برابر افزایش بازدارندگی، ترمیم دفاعی و اجتماعی و قدرت مدیریت جنگ در ایران است. 
مؤثرترین عاملی که موجبات این بازدارندگی را فراهم کرده، ارائه راهبرد‌های تقابلی از سوی رهبر معظم انقلاب و هشدار‌های عینی ایشان به امریکا در ازای هر گونه ماجراجویی علیه ایران است. تهدید ایشان مبنی بر وقوع جنگ منطقه‌ای و پس از آن، تهدید به نابودی ناو‌های امریکایی با سلاح‌های ایرانی از یک برنامه مدون و قطعی شده ایران برای مقابله با امریکا خبر می‌دهد. به معنایی، ایران با رصد دقیق تحرکات امریکا، نه تنها سناریو‌های کارآمد تدافعی در نظر دارد که فراتر از آن، قابلیت اجرایی کردن استراتژی‌هایی فراتر از پاسخ متعارف برای بالا بردن سطوح درگیری دارد که منافع منطقه‌ای امریکا، چون اسرائیل را تهدید می‌کند. در سوی مقابل هم، برخی از تحلیلگران نظامی و مقامات امریکایی بر ضعف تدافعی ناو‌های ادعایی امریکا در برابر حملات پهپادی و موشکی ایران اذعان دارند و آن را نقطه عطفی برای احتمال شکست امریکا در یک جنگ نامتقارن می‌دانند. به عنوان نمونه، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده چندی پیش با طرح اظهاراتی کم‌سابقه، به ناتوانی واشینگتن در پیش‌بینی تحولات آتی ایران اذعان و اعلام کرد ۳۰ تا ۴۰هزار نیروی امریکایی مستقر در سراسر خاورمیانه در برد موشک‌ها و پهپاد‌های ایران قرار دارند. 
یک کارشناس برجسته نظامی پهپادی امریکایی نیز در مصاحبه‌ای با فاکس‌نیوز انبوه پهپاد‌های ایرانی را یک تهدید جدی برای دارایی‌های نظامی امریکا در خاورمیانه دانست. کامرون چل، مدیرعامل و یکی از بنیانگذاران شرکت دراگنفلای هشدار داد که اتکای روزافزون ایران به سامانه‌های بدون سرنشین ارزان‌قیمت، خطری جدی برای دارایی‌های گران‌قیمت دریایی ایالات متحده از جمله ناوگروه ضربت ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن محسوب می‌شود. وی گفت: «قابلیت‌های پهپادی ایران ارزشی بالغ بر ده‌ها میلیون دلار دارد. ایران با ترکیب کلاهک‌های ارزان‌قیمت با سکو‌های پرتاب کم‌هزینه که اساساً هواپیما‌های هدایت‌پذیر از دور هستند، یک تهدید نامتقارن مؤثر در برابر سامانه‌های نظامی بسیار پیشرفته ایجاد کرده است. او با بیان دست برتری ایران در این عملیات نامتقارن گفت: «این پهپاد‌ها یک راه بسیار جدی برای تهدید شناور‌های سطحی در اختیار ایران قرار می‌دهند. دارایی‌های امریکا در منطقه بزرگ، کندحرکت و به راحتی روی رادار قابل شناسایی هستند که آنها را به اهدافی قابل حمله تبدیل می‌کند. در عوض، قدرت ایران در همین سامانه‌های پهپادی کم‌هزینه و با حجم بالا نهفته است، به ویژه پهپاد‌های ضربتی که برای پرواز به سمت هدف و منفجر شدن طراحی شده‌اند. 
یک فرمانده سابق اطلاعات نیروی دریایی امریکا نیز با اقرار به اینکه عنوان «نیروی دریایی عظیم (آرمادا)»، کلمه‌ای اغراق‌آمیز است که برای تأثیر روی ایرانی‌ها طراحی شده گفت که ایرانی‌ها یک برنامه فشرده را آغاز کرده‌اند نه فقط برای بازسازی، بلکه برای گسترش موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز و موجودی پهپاد‌های خود، بنابراین دانستن اعداد دقیق در آنجا سخت است، اما آنها به اندازه کافی آهن‌آلات دارند که می‌توانند با همه این خانواده‌های مختلف سیستم‌ها، از انواع پهپادها، از پهپاد‌های رزمی تا موشک‌های کروز، موشک‌های بالستیک ضدکشتی تا انواع موشک‌های بالستیک معمولی که تا برد‌های بالاتر می‌روند، منطقه را بمباران کنند. 
وی با یادآوری مواضع کشور‌های عرب متحد امریکا و هشدار به آغاز یک جنگ منطقه‌ای ادامه داد که ایرانی‌ها قابلیت‌های هم متقارن و هم نامتقارن را توسعه داده‌اند. آنها به طور کامل بررسی کرده‌اند که یک حمله اشباعی برای غلبه بر سامانه‌های دفاعی ما چگونه باید باشد و همه نمونه کوچکی از آن را وقتی آن کشتی تجاری امریکایی حامل نفت خام که تقریباً مورد تهاجم قرار گرفت، دیدند. آنها سال‌هاست تمرین می‌کنند و در واقع عملیات‌هایی برای تصرف کشتی‌ها یا آسیب زدن به آنها با حملات پهپادی یا نیرو‌های یورش‌برنده با بالگرد یا کار گذاشتن مین‌های چسبی انجام می‌دهند. 
 تجربه درس‌آموز جنگ ۱۲ روزه و حملات مقاومت یمن
علاوه بر این مواضع، امریکا تجربه تلخ عملیات موشکی و پهپادی مقاومت یمن و همچنین ناتوانی سامانه‌های پیشرفته پدافندی، چون تاد و گنبد آهنین در برابر پهپاد‌ها و موشک‌های ایرانی را در کارنامه ضعف دفاعی خود دارد. پس از ۷ اکتبر، مقاومت یمن در چارچوب دفاع از فلسطین، چندین بار به ناوگان امریکایی‌ها حمله و موفقیت‌هایی را نیز کسب کرد. علاوه بر آن، ناو‌های امریکایی که برای محافظت از حملات یمنی‌ها علیه رژیم اسرائیل آمده بودند، در رهگیری موشک‌ها و پهپاد‌ها عاجز ماندند و این امر عمق آسیب‌پذیری ناوگان امریکایی را بر همگان رسوا کرد. 
درس جنگ ۱۲ روزه ایران و جبهه غربی- عبری نیز سایه سنگینی بر دکترین دفاعی مشترک امریکا و رژیم‌صهیونیستی برای حفاظت از اسرائیل انداخته است. گذر موفقیت‌آمیز موشک‌های نقطه‌زن ایرانی از مجهزترین و پیشرفته‌ترین لایه‌های پدافندی امریکا و رژیم‌صهیونیستی و برخورد با اهداف استراتژیک از پیش‌تعیین‌شده، نشان داد قدرت موشکی ایران توانایی نابودی جغرافیای کوچک اسرائیل را دارد، این در حالی بود که رژیم‌صهیونیستی گمان می‌کرد با به شهادت رساندن فرماندهان ارشد و آسیب به برخی پایگاه‌های موشکی و نظامی ایران، فرصت و حتی قدرت واکنش ایران را تضعیف کرده است و می‌تواند با این ضربه، به اهداف مطلوبش دست یابد، اما میزان خرابی‌ها و ویرانی‌های ناشی از اثرات موشک‌ها در تل‌آویو، به خطر افتادن بقای رژیم‌صهیونیستی را برای مقامات اسرائیل و امریکا جدی‌تر کرد و اکنون نیز تحرکات فشرده و پرتنش امریکا در قبال ایران حکایت از این ادراک دارد، بنابراین ارزیابی‌های امریکا از عملی شدن تهدیدات ایران، پیش‌تر در جنگ ۱۲ روزه لمس و سبب موضع‌گیری سراسر زیگزاگی در برابر ایران شده است.

برچسب ها: ایران ، امریکا ، ترامپ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار