کد خبر: 1345419
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳
آسیب‌شناسی رفتار‌های پرخطر موتورسواران در گفت‌و‌گو با سرهنگ رابعه جوانبخت، رئیس مرکز جامع برخط پلیس راهور تهران بزرگ
وقتی موتور به تابوت متحرک تبدیل می‌شود یک میلیون و ۷۰۰ هزار جریمه برای نداشتن کلاه ایمنی، صد‌ها هزار تخلف در تونل و پیاده‌رو، مرگ ۳۰۵ موتورسوار در کمتر از یک سال و ترافیکی فراتر از ظرفیت پایتخت؛ اینها فقط عدد نیستند
حسین فصیحی

جوان آنلاین: یک میلیون و ۷۰۰ هزار جریمه برای نداشتن کلاه ایمنی، صد‌ها هزار تخلف در تونل و پیاده‌رو، مرگ ۳۰۵ موتورسوار در کمتر از یک سال و ترافیکی فراتر از ظرفیت پایتخت؛ اینها فقط عدد نیستند، روایت تلخ خیابان‌های تهرانند. روایت جوانانی که میان فشار زندگی، سرعت و بی‌احتیاطی، آرام‌آرام به آمار مرگ‌های شهری اضافه می‌شوند. 
تهران، شهری که نبض زندگی در آن با صدای موتور، بوق و عبور‌های شتاب‌زده می‌تپد، سال‌هاست با بحرانی خاموش دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بحرانی که نامش «تصادفات موتورسیکلت» است، اما پیامدهایش فراتر از یک حادثه ساده ترافیکی است. 
بر اساس آمار‌های اعلام‌شده از سوی سرهنگ رابعه جوانبخت، رئیس مرکز جامع برخط پلیس راهور تهران بزرگ در گفت‌و‌گو با «جوان» از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، بیش از یک میلیون و ۷۰۰ هزار مورد اعمال قانون تنها به دلیل استفاده نکردن از کلاه ایمنی ثبت شده‌است؛ رقمی که نشان می‌دهد بی‌توجهی به ابتدایی‌ترین اصل ایمنی، همچنان یکی از جدی‌ترین معضلات پایتخت است. به گفته این فرمانده پلیس ضربه مستقیم به سر، مهم‌ترین عامل مرگ موتورسواران در تصادفات است؛ ضربه‌ای که در بسیاری از موارد، تنها با یک کلاه ایمنی استاندارد قابل پیشگیری بوده، اما سهل‌انگاری، آن را به حکم مرگ تبدیل کرده‌است. 


 شهری فراتر از ظرفیت
نگاهی به آمار کلان حمل‌ونقل کشور، عمق بحران را آشکارتر می‌کند. در حال حاضر، بیش از ۱۹ میلیون و ۶۱۴ هزار دستگاه خودرو در کشور پلاک شده‌است که از این تعداد، ۴ میلیون و ۷۰۹ هزار دستگاه، معادل ۲۴ درصد کل خودرو‌های کشور، در تهران تردد می‌کنند. 
در کنار این حجم خودرو، پایتخت میزبان حدود ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دستگاه موتورسیکلت نیز هست؛ آماری که نشان می‌دهد تهران، عملاً زیر فشار همزمان خودرو‌ها و موتورسیکلت‌ها نفس می‌کشد. این در حالی است که بیش از ۴ هزار و ۵۰۰ کیلومتر از معابر اصلی و فرعی پایتخت، تنها ظرفیت عبور حدود ۸۰۰ هزار خودرو با سرعت متوسط ۳۰ کیلومتر در ساعت را دارند؛ ظرفیتی که سال‌هاست از آن عبور شده است. از سوی دیگر، روزانه حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار خودرو وارد تهران می‌شود که تنها ۹۰۰ هزار دستگاه از آن خارج می‌شوند. به این ترتیب، هر روز نزدیک به ۶۰۰ هزار خودرو به عنوان بار اضافی، به تراکم ترافیکی شهر افزوده می‌شود. در چنین شرایطی، موتورسواران ناگزیر در فضای متراکم، پرتنش و بی‌نظم شهری حرکت می‌کنند؛ فضایی که کوچک‌ترین خطا، به حادثه‌ای بزرگ تبدیل می‌شود. 
 تخلف؛ عادتی که به فاجعه ختم می‌شود
بررسی آمار‌های پلیس راهور نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از تصادفات، ریشه در تخلف‌های تکرارشونده دارد؛ تخلف‌هایی که برای بسیاری از موتورسواران، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده‌است. به گفته سرهنگ جوانبخت در سال جاری:
۴۲۷ هزار مورد عبور از محل ممنوع
۲۶۳ هزار مورد تردد در خطوط ویژه
۱۳۴ هزار مورد عبور و توقف در پیاده‌رو ثبت شده‌است. 
تونل‌ها، به‌دلیل لغزندگی مسیر و محدودیت دید، از خطرناک‌ترین نقاط برای موتورسواران هستند. خطوط ویژه نیز که برای عبور امن طراحی شده‌اند، به مسیر‌های پرریسک تبدیل شده‌اند. عبور از پیاده‌رو‌ها نیز مستقیماً امنیت عابران را تهدید می‌کند. 


 جوانان؛ قربانیان اصلی
طبق اعلام سرهنگ جوانبخت، ۴۳ درصد جان‌باختگان موتورسوار در تهران، در بازه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال قرار دارند. این گروه سنی، به دلیل هیجان‌طلبی، تمایل به سرعت و ریسک‌پذیری بالا، بیش از سایر گروه‌ها در معرض مرگ قرار دارد. بسیاری از این جوانان، موتورسیکلت را ابزار کار، معاش و تخلیه فشار‌های روانی می‌دانند؛ ابزاری که گاه به بهای جانشان تمام می‌شود. 
 شب‌های خطرناک پایتخت
براساس گزارش سرهنگ جوانبخت تحلیل ساعات وقوع تصادفات فوتی نشان می‌دهد بازه ۲۰ شب تا ۴ بامداد، مرگبارترین ساعات برای موتورسواران است. 
ساعت ۲۰ تا ۲۳: خستگی، کاهش تمرکز و عجله
ساعت ۲۴ تا ۴: سرعت غیرمجاز، لایی‌کشی و تفریح پرخطر که در این ساعات، خیابان‌ها به میدان رقابت مرگ تبدیل می‌شوند. 
 بزرگراه؛ صدرنشین مرگ
آمار محل وقوع تصادفات فوتی:
۵۴ درصد بزرگراه‌ها
۴۰ درصد خیابان‌های اصلی
۶ درصد سایر معابر از همین‌رو سرعت بالا و نبود حاشیه امن، بزرگراه‌ها را به خطرناک‌ترین نقاط برای موتورسواران تبدیل کرده‌است.

 
 وسیله‌ای بدون سپر
موتورسیکلت فاقد هرگونه حفاظ فیزیکی است. حتی برخورد با یک مانع کوچک یا حیوان، می‌تواند مرگبار باشد. 
نمونه تلخ آن، موتورسوار جوانی است که پس از برخورد با یک گربه زمین خورد، محل حادثه را ترک کرد و ساعتی بعد جان باخت؛ حادثه‌ای که نشان می‌دهد مرگ همیشه در تصادف‌های بزرگ رخ نمی‌دهد. 
 سهم موتورسیکلت در مرگ‌های کشور
بررسی آمار پنج‌ساله تصادفات نشان می‌دهد: ۴۶ درصد تصادفات منجر به فوت در کشور، مربوط به موتورسواران است. در تهران نیز، طبق آمار رسمی
۴۴ درصد فوتی‌ها موتورسوار
۳۷ درصد عابر پیاده
۱۹ درصد خودرو را شامل می‌شوند. 
همچنین سال گذشته ۲۷۴ موتورسوار در سوانح رانندگی جان باختند، اما این رقم از ابتدای امسال به ۳۰۵ نفر رسیده‌است؛ افزایشی نگران‌کننده که از تشدید بحران حکایت دارد. 


 بحران اجتماعی پشت فرمان موتور
این آمار‌ها نشان می‌دهد مسئله، صرفاً «بی‌احتیاطی فردی» نیست. پشت این رفتارها، مجموعه‌ای از عوامل ساختاری وجود دارد از جمله فشار‌های اقتصادی، اشتغال پرریسک پیک‌ها، ضعف آموزش رسمی، کمبود مسیر‌های ایمن، اجرای ناپیوسته قانون و عادی‌شدن تخلف که همه این عوامل، محیطی پرخطر برای موتورسواران ایجاد کرده‌اند. 
 مقصدی که ارزش جان را ندارد
جمله پایانی سرهنگ جوانبخت، خلاصه این واقعیت تلخ است: «هیچ مقصدی ارزش آن را ندارد که کسی برای همیشه منتظر بماند.» پشت هر عدد، خانواده‌ای داغدار و آینده‌ای از دست‌رفته پنهان است. بحران تصادفات موتورسواران، یک آسیب چندبعدی شهری و ملی است که با جریمه و برخورد مقطعی درمان نمی‌شود، بلکه حل این بحران نیازمند، آموزش مستمر و عملی، توسعه مسیر‌های ایمن، حمایت از موتورسواران شاغل و فرهنگ‌سازی رسانه‌ای، اجرای عادلانه قانون و اصلاح زیرساخت‌های شهری است. تا زمانی که سرعت، جای عقلانیت را بگیرد و قانون قربانی عادت شود، خیابان‌های تهران همچنان قربانی خواهند گرفت؛ قربانیانی که بسیاری از آنها می‌توانستند امروز زنده باشند. 

وقتی انتقاد به خشونت ختم می‌شود
در فیلم دوربین مخفی که اخیراً از رفتار‌های پرخطر موتورسواران در معابر شهری منتشر شده، آنچه بیش از تخلف و قانون‌گریزی جلب توجه می‌کند، نوع واکنش آنان به تذکر و انتقاد شهروندان است؛ واکنشی که اغلب از مرز گفت‌و‌گو عبور کرده و به پرخاشگری، تهدید و گاه درگیری فیزیکی ختم می‌شود. جایی که راکب متخلف در پاسخ به این پرسش که اگر تخلف صورت گرفته منجر به از دست رفتن جان عابر شود، وی با وقاحت می‌گوید که بیمه هزینه آن را می‌دهد یا اینکه پیاده‌رو و محل‌های ممنوعه را حق مطلق خود می‌دانند. این رفتار، نشانه یک بحران عمیق‌تر در لایه‌های روانی و اجتماعی شهر است؛ بحرانی که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با جریمه و برخورد انتظامی مهار کرد. 
واقعیت آن است که بخش قابل‌توجهی از موتورسواران شهری، در حاشیه نظم رسمی جامعه زندگی می‌کنند. ناامنی شغلی، فشار معیشتی، نبود حمایت‌های اجتماعی و احساس نادیده‌گرفته‌شدن، آنان را در موقعیتی قرار داده که هرگونه تذکر، به‌مثابه حمله به شأن و هویت فردی‌شان تلقی می‌شود. در چنین شرایطی، واکنش خشن نه از سر ذات پرخاشگر، بلکه از دل احساس تحقیر پنهان برمی‌خیزد. 
از منظر روان‌شناسی اجتماعی، بسیاری از این رفتار‌ها محصول «توهم کنترل» است؛ یعنی فرد باور دارد مهارت شخصی‌اش مانع بروز حادثه می‌شود. به بیان ساده‌تر: خطر برای دیگران است، نه برای من. این خطای شناختی، پذیرش انتقاد را دشوار و اصلاح رفتار را ناممکن می‌کند. 
در کنار این مسئله، باید به عادی‌شدن تخلف نیز اشاره کرد. وقتی عبور از چراغ قرمز، حرکت در پیاده‌رو و خلاف جهت رفتن به یک هنجار روزمره تبدیل می‌شود، رعایت قانون رفتاری غیرمعمول جلوه می‌کند. در چنین فضایی، قانون‌گریزی نه جرم، بلکه نوعی «زرنگی اجتماعی» تلقی می‌شود. این دگرگونی ارزشی، زنگ خطری جدی برای نظم شهری است. 
بخش مهمی از مشکل، به ضعف ساختاری بازمی‌گردد. نبود مسیر‌های ویژه، کمبود پارکینگ، ساماندهی‌نشدن مشاغل موتوری و اجرای ناپیوسته قانون، زمینه را برای بی‌نظمی مزمن فراهم کرده‌است. شهری که در آن نظم کالبدی وجود ندارد، نمی‌تواند انتظار نظم رفتاری داشته‌باشد. 
از سوی دیگر، شیوه تذکر دادن نیز در این بحران بی‌تأثیر نیست. بسیاری از تذکر‌ها با لحنی تحقیرآمیز و از موضع بالا بیان می‌شود. در نتیجه، مغز مخاطب به جای شنیدن پیام اصلاحی، وارد حالت دفاعی می‌شود. در این وضعیت، گفت‌و‌گو جای خود را به تقابل می‌دهد و خشونت بازتولید می‌شود. ادامه این روند، پیامد‌هایی فراتر از تصادف و تلفات جانی دارد. افزایش ناامنی روانی، فرسایش اعتماد اجتماعی، عادی‌شدن خشونت و تضعیف سرمایه اجتماعی، از نتایج پنهان، اما خطرناک این وضعیت است. جامعه‌ای که در آن خیابان به میدان رقابت و بقا تبدیل شود، دیر یا زود انسجام خود را از دست خواهد داد. 
راه برون‌رفت از این وضعیت، عبور از نگاه صرفاً تنبیهی است. تجربه‌های موفق جهانی نشان می‌دهد که اصلاح پایدار، ترکیبی از آموزش، حمایت، نظارت و مشارکت اجتماعی است. آموزش مهارت‌های واقعی رانندگی، کلاس‌های بازآموزی، مشاوره کنترل خشم، سیاست‌های تشویقی برای رانندگان قانون‌مند و بازسازی رابطه پلیس و شهروند، از جمله اقدامات ضروری در این مسیر است. رسانه‌ها نیز نقشی کلیدی دارند. تغییر گفتمان از «برچسب‌زنی» به «مسئله‌محوری»، معرفی الگو‌های مثبت و پرداختن به ریشه‌های اجتماعی، می‌تواند به جای ترس، انگیزه اصلاح ایجاد کند. رفتار پرخطر موتورسواران، بیش از آنکه نشانه بی‌فرهنگی فردی باشد، بازتاب زخم‌های روانی و ناکارآمدی‌های اجتماعی است. این یک مسئله انسانی، روانی و شهری است؛ مسئله‌ای که حل آن نیازمند نگاه جامع، صبورانه و مسئولانه است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار