زندگی در تهران برای بسیاری از خانوادهها شبیه قدم زدن در شهری است که لحظهای از حرکت نمیایستد، شهری پر از رفتوآمد، دغدغههای اقتصادی، خستگیهای ذهنی و همینطور موجی از خبرهای جدید که هر روز از راه میرسند جوان آنلاین: زندگی در تهران برای بسیاری از خانوادهها شبیه قدم زدن در شهری است که لحظهای از حرکت نمیایستد، شهری پر از رفتوآمد، دغدغههای اقتصادی، خستگیهای ذهنی و همینطور موجی از خبرهای جدید که هر روز از راه میرسند. در این بین، آدمها بیش از هر زمان دیگری به نقطهای برای نفس تازه کردن نیاز دارند، به روزنهای برای امید، برای رشد، برای ساختن فردایی مطمئنتر. در چنین شرایطی، آموزش دیگر فقط یاد گرفتن یک مهارت تازه یا پر کردن ساعتی از روز نیست. برای بسیاری از پدران و مادران، فرصتی است برای اینکه فرزندشان مسیر روشنتری پیش رو داشته باشد و همینطور برای خودشان هم، چراکه راهی برای بازیابی انگیزه و احساس توانمندیشان به حساب میآید. بیتردید آموزش میتواند حال یک خانه را عوض کند، اعتماد به نفس افراد را بالا ببرد و به طور کلی، مسیر زندگی یک خانواده را تغییر دهد. با وجود این، اما وقتی فشارهای معیشتی بیشتر شود، معمولاً اولین چیزهایی که کنار گذاشته میشوند، همین فعالیتهای فرهنگی و هنری است، همانهایی که شاید در ظاهر، ضروری به نظر نرسد، اما در عمل نقش مهمی در سلامت روحی و رشد افراد دارد. از سوی دیگر همچنین، نسل آینده دارد در دنیایی بزرگ میشود که سرعت تحولاتش بیسابقه است، از شبکههای اجتماعی گرفته تا فناوریهای نو، همهچیز نیازمند مهارتهایی تازه و نگاهی آگاهانهتر است. پرواضح است که نقش نهادهای شهری برای فراهم کردن فرصتهای آموزشی در دسترس و عادلانه پررنگتر از همیشه میشود. اینکه چگونه میتوان آموزش را از یک امکان محدود به یک فرصت عمومی و همیشه در دسترس تبدیل کرد، چگونه میتوان استعدادها را در هر محلهای دید و پرورش داد، و چگونه میتوان یادگیری را به ابزاری برای آرامش، رشد و تابآوری اجتماعی بدل کرد. در این رابطه «جوان» با محمدامیر خسروی، مدیرعامل مؤسسه آموزش شهر تهران گفتوگو کردهاست.
تهران، شهری است که فشارهای اقتصادی، ترافیک و فرسودگی روانی را به بخشی از زندگی روزمره شهروندان تبدیل کردهاست. در چنین شرایطی چه اقداماتی برای افزایش تابآوری اجتماعی انجام میشود؟
مؤسسه آموزش شهر به عنوان بازوی آموزشی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران تلاش کرده در دل همین شرایط دشوار، نقش تقویتکننده و امیدآفرین خود را ایفا کند. ما سالانه بیش از هزارو۷۰۰ دوره آموزشی برای گروههای مختلف سنی از خردسال و کودک گرفته تا نوجوان و بزرگسال برگزار میکنیم. این دورهها صرفاً آموزش مهارتهای علمی و کاربردی نیست، بلکه به افزایش انگیزه، امید و نشاط اجتماعی نیز کمک میکند.
بیش از ۸۰ مهدکودک استاندارد در سطح شهر، برگزاری دورههای متنوع هنری همچون موسیقی، نقاشی، خوشنویسی، نمایش، شعر و ادبیات، دورههای ورزشی فردی و گروهی از سطح مقدماتی تا پیشرفته، آموزشهای علمی مانند برنامهنویسی، هوش مصنوعی، رباتیک و چرتکه، آموزش زبان انگلیسی، مهارتهای خانهداری از جمله آشپزی، خیاطی و گلدوزی و همچنین برگزاری جلسات مشاوره فردی و گروهی در حوزه خانواده، تنها بخشی از خدمات مؤسسه است که مجموعه این اقدامات در نهایت به ارتقای کیفیت زندگی و افزایش تابآوری شهروندان کمک میکند.
دسترسی شهروندان به امکانات فرهنگی در مناطق مختلف تهران را تا چه اندازه عادلانه میدانید؟ اگر کودکی در مناطق کمبرخوردار استعداد ویژهای داشته باشد، مسیر شناسایی و حمایت از او چگونه است؟
یکی از اهداف جدی ما این است که هیچ شهروندی از آموزش محروم نماند. به همین منظور، خدمات آموزشی مؤسسه در مناطق بیست و دوگانه شهر تهران و در بستر فرهنگسراها و خانههای فرهنگ ارائه میشود. در حال حاضر، بیش از ۱۰۰ نقطه فعال آموزشی در سطح شهر داریم که دسترسی گسترده و کمنظیری برای شهروندان فراهم کردهاست. علاوه بر این، امکان برگزاری دورههای برخط و آنلاین نیز برای علاقهمندان مهیاست تا محدودیتهای جغرافیایی مانعی برای آموزش نباشد. به این ترتیب، اگر کودکی در منطقهای کمبرخوردار استعداد هنری یا علمی داشته باشد، مسیر آموزش برای او کاملاً در دسترس است و میتواند در همین شبکه گسترده شهری رشد کند.
در شرایط اقتصادی فعلی، چه تمهیداتی اندیشیدهاید تا آموزشهای فرهنگی و هنری از سبد خانوادهها حذف نشود؟
برای برقراری عدالت آموزشی، مراکز پهنهبندی شدهاند، به این معنا که نرخ خدمات در مراکز پهنه یک (مناطق کمبرخوردار) تقریباً نصف مراکز پهنه چهار (مناطق برخوردار) است. همچنین جدول تخفیفهای متنوعی طراحیشده و شهروندان دارای شرایط خاص مانند خانوادههای تحت پوشش کمیته امداد یا بهزیستی، افراد دارای بیماری خاص، خانوادههای معظم شاهد و ایثارگر و موارد مشابه میتوانند از تخفیفهای ویژه و حتی آموزش رایگان بهرهمند شوند. تلاش ما این است که حتی اگر خانوادهای به دلیل حفظ شأن و غرور خود تمایلی به بیان مشکلات معیشتی نداشته باشد، سازوکار حمایتی به گونهای طراحی شده باشد که امکان استفاده از خدمات برایش فراهم بماند.
تا چه اندازه با زبان و دغدغههای نسل Z ارتباط برقرار کردهاید؟ آیا این نسل در فرآیند طراحی برنامهها نیز نقش دارند یا تنها مخاطب هستند؟
در دوره اخیر مدیریت شهری، توجه به نوجوانان بهعنوان یک اولویت جدی دنبال شدهاست. مؤسسه آموزش شهر نیز در همین راستا، طراحی دورههای نوین متناسب با نیازها و علایق نوجوانان را در دستور کار قرار دادهاست، از آموزشهای هوش مصنوعی و برنامهنویسی گرفته تا دورههای آنلاین متناسب با زیست دیجیتال این نسل.
همچنین دورههای «تربیت کنشگر رسانهای» مانند صدرپلاس و راوینو با هدف ارتقای مهارتهای کاربردی و تقویت درک اجتماعی نوجوانان برگزار میشود. در کنار این اقدامات، معاونت فرهنگی سازمان نیز برنامههای متنوعی همچون اردوهای فرهنگی، برنامههای کتابخوانی و حلقههای نوجوانی برای بحث و تبادلنظر درباره مسائل روز و دغدغههای آنها برگزار میکند. تلاش بر این است که نوجوانان صرفاً مخاطب نباشند، بلکه نقش فعالتری در فضای فرهنگی شهر ایفا کنند.
تعداد زیادی کودکستان در مراکز شما فعال هستند که مقاطع پیش دبستانی اول و دوم را پوشش میدهند. آیا قرار است این همراهی تحصیلی در مقاطع بعدی نیز ادامه پیدا کند؟
مؤسسه آموزش شهر متولی آموزش غیررسمی در مجموعه سازمان فرهنگی هنری است. به این معنا که شهروندان بر اساس علاقه و نیاز خود به مراکز مراجعه میکنند و از خدمات بهرهمند میشوند، بنابراین فلسفه فعالیت ما با نظام آموزش رسمی کشور متفاوت است.
با این حال، ما آمادگی کامل داریم که در جهت توسعه آموزشی و افزایش عدالت آموزشی در سطح شهر با دستگاههای مرتبط همکاری کنیم و از هرگونه مشارکت در این زمینه استقبال میکنیم.
اگر تنها یک اولویت فرهنگی برای کودکان و نوجوانان تهران در سال آینده انتخاب کنید، آن اولویت چیست؟
بیتردید ارتقای سواد رسانهای و تقویت تفکر انتقادی. تهران بهعنوان پایتخت کشور، در معرض شدیدترین و متنوعترین جریانهای اطلاعاتی قرار دارد. کودکان و نوجوانان امروز ساعات طولانی در فضای مجازی سپری میکنند و با انبوهی از محتواها (از بازیها و شبکههای اجتماعی گرفته تا تبلیغات، شایعات و اخبار) مواجه هستند. در چنین شرایطی، نبود مهارت تحلیل و ارزیابی اطلاعات میتواند آسیبهای جدی به همراه داشته باشد، از تهدید سلامت روان گرفته تا کاهش قدرت تشخیص و تضعیف تعاملات اجتماعی. بنابراین آموزش مهارتهای رسانهای و تقویت نگاه انتقادی، ضرورتی انکارناپذیر برای آینده نسل جدید است.