کد خبر: 1345199
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
هادی محمدی

سه رخداد در ۹ ماه گذشته تابلوی فشرده‌ای از تقابل دو اراده، دو استراتژی، دو مدل رفتاری و دو ماهیت فکری است که زنجیره‌ای واحد را به نمایش می‌گذارد. 
در یک سو غرب وحشی و استعمارگر، دیکتاتور با همه روش‌ها و تکنیک‌های فریبکاری، اقدامات ضد بشری و قلدری و زیاده‌طلبی و خونریز و جنگ‌طلب وجود دارد که در تمامی دهه‌ها و قرون گذشته جوهر اهداف خود را در قبال ملت‌های جهان و ملت ایران حفظ کرده و ابزار‌های خود را تکامل بخشیده است. در سوی دیگر ملتی بزرگ با اراده و انگیزه و انسجام و اتحاد و رهبری حکیم و شجاع و آگاه وجود دارد که بر حقوق و استقلال و ارزش‌های انقلابی و اسلامی و انسانی خود پایداری می‌کند. اگرچه ظاهر سه رخداد بزرگ امسال در ۹ماه گذشته متفاوت است ولی بنا به محاسبات و طیفی از برآورد‌ها و ابزار‌ها یا متأثر از تنگناها، جبهه شرارت جهانی را به یکی از این سه جلوه ترغیب می‌کند. اندیشه شرورانه امریکایی و مجموعه‌ای از وصایا و محاسبات آنها را به جنگ ۱۲ روزه کشید ولی قدرت و اراده پاسخ و مقاومت تحسین‌برانگیز ملی و ساختاری و دفاعی، چنان سیلی محکمی به رژیم صهیونی و امریکا وارد کرد که هنوز با پیامد‌های آن درگیر هستند. بی‌نتیجه بودن و پرهزینه بودن جنگ، دلیل اصلی تغییر راهبرد عملیاتی این جبهه شرارت شد و آنها را به شیوه و روش‌های دیگر کشید که به‌رغم وحشیانه و خیانتکارانه بودن، با سد مستحکم اراده ملی و ساختاری و رهبری مواجه شد و از یکسره‌سازی اجتماعی و مردمی، به قدرت‌نمایی ۲۲ دی ماه منتهی شد. جمع‌بندی‌های صورت گرفته در جبهه شرارت تأکید کردند که رهبری، مردم و ساختار‌های ملی، سه ضلع ناکام گذاشتن آرزوی کودتای داعشی شد. 
اگرچه عربده‌های خام و تصویر سایه جنگ که بیشتر به طبل توخالی شباهت دارد و می‌داند که هر ماجراجویی شیطانی دیگر، با سرنوشتی تلخ‌تر از جنگ ۱۲ روزه مواجه می‌شود، آنها را به گزینه‌ای اجباری برای مذاکره با ایران هدایت کرده، ولی باز هم هرگونه بدبینی از ماهیت شرورانه و شیطانی امریکا، موجب می‌شود هوشمندی و احتیاط مقدمه هر تردیدی باشد. 
اگر در برجام بازیگران دیگری بودند تا نمادی از میانجیگری و داوری باشند، امروز فقط امریکایی در مذاکرات در ژنو حضور دارد که مظهر و مجسمه بدعهدی و بی‌مسئولیتی و نفاق و فریبکاری و دروغ است. اگر دلباختگان و اندیشه‌فروشان به غرب وحشی را که فقط برای رضایتمندی امریکا و غرب خود را به زحمت می‌اندازند، کنار بگذاریم، از هم اکنون باید به این فکر کرد که با کدام تضمین باید هرگونه توافق حداقلی با امریکا و ترامپ را به اجرا گذاشت. طمع ورزی و قلدری و اراده چپاول و باج‌خواهی در ترامپ و امریکا، مانع اصلی برای هرگونه بسته پیشنهادی با ماهیت حسن نیت و حل مسئله است و ترامپ به مذاکره نیامده تا مشکلی را حل کند، بلکه این میدان مذاکره را از ترس قدرت پاسخ و مقاومت ایران و پیامد‌های آن پذیرفته ولی باز هم به دنبال تضعیف به امید تسلیم‌پذیر کردن ایران است. خودشیفتگان کاخ سفید، به جز مهارت خانه‌های فساد و رانت‌خواری و چپاول دیگران، از سیاست، فقط زورگویی را می‌فهمند. هرگونه امتیاز‌دهی آغاز روند ذلت و تسلیم است؛ لذا همان‌گونه که در جنگ ۱۲ روزه و فتنه شبه‌کودتا، مقاومت و پایداری و قدرت پاسخ و اراده مردمی و انسجام ساختاری، سیلی ناباورانه بر قامت دیکتاتور جهانی زد و صهیونیست‌ها را از رمق انداخت، مذاکره نیز می‌تواند به جلوه دیگری از یک پیروزی استراتژیک منتهی شود و حتی اگر به یک توافق عادلانه و حداقلی نرسد، دشمن را دست‌بسته‌تر از قبل نماید. این عزت برای ایران، کافیست که رهبر معظم انقلاب در پاسخی زیبا و غیر‌مستقیم به تمایل ترامپ برای دیدار با وی اعلام کرد: کسی مثل من با تو بیعت نمی‌کند و این چه مصداق جامع و غرورآفرینی دارد که تمامی صفات یزید و حتی بیش از آن، امروز در ترامپ متجلی است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار