کد خبر: 1344790
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۱:۲۰
سیرک موساد در مونیخ تماشاگری نداشت مونیخ در حالی که قرار بود نمایشی از گعده براندازان و مخالفان جمهوری اسلامی برای عرض‌اندام در برابر ایران و همچنین جلب توجه و حمایت مالی غربی باشد، به عرصه‌ای برای بازنمایی شکست هویتی جریان ناکام طرفدار پهلوی و تکرار تجربه‌های گذشته تبدیل شد. 
فاطمه بصیری

جوان آنلاین: مونیخ در حالی که قرار بود نمایشی از گعده براندازان و مخالفان جمهوری اسلامی برای عرض‌اندام در برابر ایران و همچنین جلب توجه و حمایت مالی غربی باشد، به عرصه‌ای برای بازنمایی شکست هویتی جریان ناکام طرفدار پهلوی و تکرار تجربه‌های گذشته تبدیل شد.

در مقطعی که این جریان با اتکا بر حمایت‌های امریکا و کشور‌های غربی و با بهره‌گیری از تبلیغات گسترده در پی یارگیری برای برگزاری تجمع بود، ایالات‌متحده به‌صراحت موضع خود را اعلام و هرگونه حمایت از آنان را رد کرد. جی دی ونس، معاون رئیس‌جمهور امریکا که نخواست هزینه شکست اپوزیسیون را متحمل شود، اعلام کرد: اگر براندازان بخواهند نظام را سرنگون کنند، این موضوع به خودشان مربوط است نه ما. علاوه بر آن، در یک مصاحبه تلویزیونی با حضور پهلوی در مونیخ، سناتور لیندزی گراهام در پاسخ به این پرسش که آیا حاضر است از پهلوی حمایت کند یا خیر، به‌صورت کوتاه و صریح اعلام کرد: نه!

پیش از آن نیز حتی اتحادیه اروپا که آنان آن را مأمن و پشتوانه خود می‌پنداشتند، حاضر نشد فرصتی برای سخنرانی پهلوی در پارلمان اروپا در اختیار او قرار دهد. این رویداد‌های حقارت‌بار به طور فاجعه‌بارتری همچنان در اروپا تداوم دارد. بعد از شکست فتنه تروریستی در ایران نیز، نمایندگان اروپایی درخواست مطرح‌شده برای سخنرانی ربع پهلوی در پارلمان اروپا را به صورت قاطعانه و با حداکثر آرا رد کردند؛ اقدامی که ثابت کرد حتی اروپا هم پهلوی را مشروع و شایسته حمایت خود نمی‌داند و نمی‌خواهد بهایی در حد یک سخنرانی برای این جریان شکست‌خورده بپردازد.

سال گذشته نیز پهلوی به صورت اجباری و با تقلا و خواهش فراوان به مونیخ دعوت شد، در حالی که این پرسش دائماً از سوی هوادارانش مطرح می‌شد که چرا از او برای حضور در این رویداد دعوت به عمل نمی‌آید. نمایش کنونی مونیخ و تلاش‌های بی‌شمار و حداکثری برای جلب افراد، چیزی جز بهره‌برداری از آخرین فرصت پهلوی‌ها نیست. پهلوی از ابتدای انقلاب همپای همه فتنه‌های ضدایرانی، تلاش داشت با خودنمایی خود را حریف قدر جمهوری اسلامی جا بزند، اما در برابر اراده و مقاومت مردمی، چون خاندان پدری‌اش شکست خورد. پهلوی می‌داند که به پایان رسیدن این فتنه همانند فتنه‌های گذشته، یادآور سرنوشت شوم پدرش نزد مردم ایران خواهد بود و دیگر جایی برای وی در عرصه رویارویی با جامعه ایرانی نخواهد گذاشت، برای همین وی در جمع هوادارانش در مونیخ، این موقعیت را آخرین نبرد دانست و تلاش کرد از همه توان خود در آخرین فرصت‌های باقی مانده استفاده کند.

این اقدام هم مانند گذشته محکوم به شکست است، زیرا پهلوی‌ها آنقدر در فهم مردم ایران ناتوانند که میزان طرفداران خود را از فضای مجازی که خودشان تولید‌کننده حامیان‌شان هستند، ارزیابی می‌کنند.

طبق افشاگری رسانه عبری هاآرتص، حمایت‌های آنلاین از رضا پهلوی در فضای مجازی در طول جنگ ایران و اسرائیل- که تاکنون هم استمرار داشته- تا حد زیادی ساختگی بوده و از سوی شبکه‌ای از حساب‌های جعلی فارسی‌زبان مستقر در اسرائیل بوده که با بودجه نهاد‌های وابسته به دولت بنیامین نتانیاهو اداره می‌شده است. رسانه‌های غربی که ید طولایی در حمایت از جریان‌های ضدایرانی دارند، این بار هم با تخمین حداکثری از حاضران خبر تولید کردند، این در حالی است که بر اساس داده‌های گذشته، سال قبل تجمعی در مونیخ با عنوان دموکراسی به تو نیاز دارد برگزار شد. پلیس شمار شرکت‌کنندگان را ۲۵۰هزار نفر اعلام کرد، این در حالی است که این عدد در فضای مجازی به چالش کشیده شد و بر اساس اطلاعات دقیق آماری از مساحت میدان مورد تجمع و میزان گنجایش آن، گفته شد در خوشبینانه‌ترین حالت شمار تجمع کنندگان در سیرک پهلوی از ۸۰ هزار نفر فراتر نرفته است.

از سوی دیگر، از روز‌های گذشته تصاویری از تدارک اتوبوس و غذا و همچنین کمک مالی برای شرکت از دیگر شهر‌های اروپایی در این تجمع در فضای مجازی منتشر شده است. سابقه شرکت‌کنندگان در این دست تجمعات نیز نشان می‌دهد بی‌شک غیرایرانی‌های زیادی در آن با دادن وعده‌های متعدد حاضر شده‌اند تا نمایش اکثریت با موفقیت انجام بگیرد. علاوه بر آن، بخشی از این جمع را ایرانی‌های خودتبعید تشکیل می‌دهند که زندگی در غرب آنها را به مرز بلاتکلیفی رسانده و راه نجاتی برای‌شان باقی نگذاشته است. برای آنها این تجمعات مملو از امید‌های واهی برای خروج از این زندگی سخیف و سخت است. کسی که ترک وطن کرده و آمال و آرزوهایش در غرب محقق نشده، فردی است که با گسست از هویتش، نتوانسته هویت جدیدی برای خود بسازد، بنابراین این بی‌هویتی، بار سنگینی را بر روح و زندگی او افکنده است. چنین فردی که به بن‌بست رسیده است هر پنجره‌ای که به طور بزک کرده معنای رهایی از چنین وضعیتی دهد، مایه حیات می‌پندارد و به آن متوسل می‌شود.

سیرک مونیخ را می‌توان تقلایی برای حفظ حمایت از غرب و تلاش برای حفظ بقا در «آخرین نبرد» دانست. در واقع، بخشی از این اقدام نمادین تلاشی برای جلب پول‌ها و بودجه‌های غربی برای امرار معاش جریان برانداز بود. سلطنت‌طلبان که در آغاز اغتشاشات تروریستی، حمایت ترامپ از آنها و تهدیدات نظامی‌اش علیه ایران را جدی گرفته بودند، جان تازه‌ای گرفتند و بر اقدامات تروریستی خود در خیابان‌ها افزودند به گمان آنکه امریکا وارد عمل می‌شود و جاده آنها را صاف می‌کند. درخواست‌های مکرر آنها از ترامپ برای اقدام فوری و نظامی، حمل پرچم امریکا، داشتن کلاهی مشابه ترامپ با عنوان MIGA نشان می‌داد این توهم پوچ نزد آنها تا چه اندازه بزرگ و باورپذیر است.

اما هنگامی که جی‌دی ونس اعلام کرد مخالفان جمهوری اسلامی باید خود مسئولیت ایجاد تغییر در ایران را بر عهده بگیرند، آنان دریافتند که اتکای‌شان به حمایت‌های سیاسی و نظامی ایالات‌متحده بیش از آنکه واقعی باشد، امیدی خوش‌بینانه و دور از واقعیت بوده است. در واقع، ناکامی امریکا در حمایت از جریان‌های برانداز خیابانی، رویکرد این کشور را از تهدید به اقدام نظامی به واگذاری مسئولیت به همان جریان‌ها تغییر داد.

هواداران پهلوی و سایر گروه‌های مخالف حیات خود را مدیون حمایت غرب هستند و هر شکستی برای آنها حکم برچیده‌شدن حمایت تام دارد، از این‌رو هر عقب‌نشینی یا تغییر در سطح این حمایت‌ها می‌تواند موقعیت آنان را به‌طور جدی تضعیف کند. از نظر آنها این حداکثرانگاری به مدد رسانه‌های غربی می‌تواند تا حد زیادی شکست‌های گذشته و هزینه‌کرد‌های غرب را در حمایت از آنها جبران و دوباره توجه‌شان را جلب کند. در واقع، سلطنت‌طلبان در یک دور باطل حمایت، شکست و آبروریزی افتاده‌اند که تنها راه رهایی از آن را تلاش برای ابراز وجود می‌دانند.

نمای نزد‌یک | نمایش ورشکستگی سلطنت‌طلبان در سیرک برلین

حسن هانی‌زاده، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با فارس درباره تجمع عناصر وابسته به جریان‌های ضدانقلاب در مونیخ اظهار کرد: اقدام آلمان در دعوت از فرزند شاه سابق ایران را می‌توان نوعی دخالت در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران تلقی کرد، به‌ویژه آنکه حضور میلیونی مردم در مراسم ۲۲بهمن و سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، عملاً به‌مثابه یک رفراندوم برای سنجش مشروعیت نظام جمهوری اسلامی و اعلام حمایت از مقام معظم رهبری به شمار می‌آید. حضور گسترده و ده‌ها میلیونی مردم در شهر‌های مختلف کشور، از نگاه حامیان نظام، نشانه‌ای روشن از مشروعیت و مردمی بودن جمهوری اسلامی ایران است.

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به فضای بین‌المللی تصریح کرد: در شرایطی که به باور برخی ناظران، جریان‌سازی‌هایی در جامعه جهانی و برخی کشور‌های اروپایی علیه ایران در حال شکل‌گیری است، از یک سو ایالات‌متحده و شخص دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا تهدید به اقدام نظامی می‌کنند و از سوی دیگر برخی کشور‌های اروپایی با همراهی لابی‌های صهیونیستی و سرمایه‌داران یهودی، در تلاش هستند چهره‌های وابسته به نظام پیشین را گرد هم آورند و زمینه فعالیت آنان را فراهم کنند. در این میان، فرزند شاه سابق ایران نیز می‌کوشد خود را به عنوان لیدر این جریان معرفی کند.

هانی‌زاده ادامه داد: از این منظر، چنین رویکردی را می‌توان نوعی پارادوکس یا تناقض سیاسی در رفتار برخی کشور‌های اتحادیه اروپا دانست؛ کشور‌هایی که در عین ادعای پایبندی به اصول دموکراتیک، با این اقدامات در پی افزایش فشار سیاسی و تشدید انزوای ایران هستند. وی گفت: حضور فرزند شاه فراری ایران در چنین برنامه‌هایی، از نگاه برخی تحلیلگران، نشانه‌ای از ورشکستگی سیاسی کشور‌های اروپایی به‌ویژه آلمان است که در عمل از سیاست‌های امریکا و رژیم‌صهیونیستی حمایت می‌کنند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل همچنین گفت: تجمع چند هزار نفری مخالفان جمهوری اسلامی در شهر مونیخ و پوشش گسترده آن در برخی رسانه‌های خارجی نیز از سوی برخی تحلیلگران به عنوان نشانه‌ای از ناکامی یا چالش سیاسی این کشور‌ها در قبال ایران ارزیابی می‌شود.

برچسب ها: مونیخ ، موساد ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار