بادهای گرم اهواز در کنار سوءمدیریتها، نفس تالاب بامدژ را گرفت. روزگاری این پهنه آبی، مأمن پرندگان مهاجر و نفس زندگی برای مردم روستاهای اطراف بود جوان آنلاین: بادهای گرم اهواز در کنار سوءمدیریتها، نفس تالاب بامدژ را گرفت. روزگاری این پهنه آبی، مأمن پرندگان مهاجر و نفس زندگی برای مردم روستاهای اطراف بود، اما به مرور زمان رو به نابودی رفت. مدتی است، اما روزنه امیدی در مسیر بامدژ به جریان افتاده، چراکه به گفته مسئولان، پروژه احیای تالاب با سرمایهای میلیاردی در دستور کار قرار گرفتهاست، پروژهای که میتواند، هم زیستبوم تالاب را بازگرداند، هم معیشت صیادان و دامداران محلی را دوباره زنده کند. این امید اما، ممکن است به شکست منجر شود، چراکه فرصت کمی وجود دارد. هر ریال هزینه شده باید با دقت علمی، مدیریت پایدار حقآبه، کنترل برداشتهای بالادست و مشارکت واقعی جوامع محلی همراه باشد تا وعده احیا به واقعیت تبدیل شود.
این لحظه، لحظهای سرنوشتساز است، لحظهای که تعیین میکند آیا تالاب بامدژ پس از سالها در معرض تهدید بودن، میتواند به نماد احیای موفق طبیعت تبدیل شود یا صرفاً یک پروژه است که پول میبلعد. پرواضح است که اگر مدیریت هوشمندانهای وجود داشته باشد، بامدژ به آب و زندگی برمیگردد.
آزمون ۲۰۰ میلیاردی
سالهاست که نام تالاب بامدژ، با خشکی و نگرانی گره خورده بود، حالا، اما در مسیر احیا قرار گرفتهاست. پروژهای که قرار است یک زیستبوم ارزشمند را دوباره زنده کند.
به گفته احمدرضا لاهیجانزاده، معاون دریایی سازمان حفاظت محیطزیست، عملیات احیای این تالاب در شمال اهواز از حدود دو سال پیش با مشارکت بخش خصوصی، آغاز و تاکنون نزدیک به ۱۳۰ میلیارد تومان برای آن هزینه شدهاست. او از انعقاد قراردادی دیگر به ارزش ۲۰۰ میلیارد تومان برای تکمیل پروژه خبر میدهد و میگوید: «در صورت تأمین اعتبار طبق برنامه و تداوم روند فعلی اجرا، هدف ما افتتاح رسمی طرح در هفته محیط زیست، خرداد ۱۴۰۵ است.».
اما اهمیت این پروژه فقط در ارقام مالیاش خلاصه نمیشود. بامدژ در فاصله حدود ۴۰کیلومتری شمالغرب اهواز قرار دارد، این تالاب، روزگاری با وسعتی نزدیک به ۴ هزار هکتار، یکی از غنیترین زیستگاههای آبی استان خوزستان به شمار میرفت. بنابراین خشک شدن تدریجی آن در سالهای گذشته، نهتنها حیات وحش را تهدید کرد، بلکه معیشت بسیاری از ساکنان محلی را نیز با چالش جدی روبهرو ساخت. لاهیجانزاده معتقد است که با آبگیری کامل تالاب، زمستان سال آینده بامدژ میتواند بار دیگر به کانون مهاجرت پرندگان تبدیل شود، اتفاقی که در صورت تحقق، نام این تالاب را دوباره در فهرست مهمترین زیستگاههای پرندگان مهاجر کشور برجسته خواهد کرد. به گفته او: «تأثیر این احیا بر اقتصاد محلی فوقالعاده خواهد بود.»
آب، حق یا وعده؟
اگر آب به طور کامل به تالاب بامدژ برگردد، نخستین نشانههای احیا نه در آمارها، بلکه در زندگی روزمره مردم منطقه دیده خواهد شد. صیادی از اولین فعالیتهایی است که با جان گرفتن تالاب دوباره رونق میگیرد، فعالیتی که سالها منبع درآمد خانوارهای محلی بوده و با خشکسالی تالاب تقریباً از نفس افتاد.
در کنار آن، دامداری بومی منطقه نیز جانی تازه خواهد گرفت. معیشت بسیاری از روستاهای اطراف بامدژ به پرورش گاومیش وابسته است، حیوانی که زیستش با آب گره خورده و بدون تالاب، ادامه حیات اقتصادی آن دشوار است. مردم محلی سالها در انتظارند تا با بازگشت آب، گلههای گاومیش خود را دوباره به پهنه آبی تالاب بسپارند، رخدادی که به باور کارشناسان میتواند رونق اقتصادی قابلتوجهی برای شمال غرب اهواز به همراه داشته باشد.
اما بامدژ فقط یک منبع معیشتی نیست، این تالاب یک گنجینه زیستی کمنظیر نیز به شمار میرود. در سالهای پرآب، بیش از ۱۳۴ گونه گیاهی از ۴۹ تیره مختلف در آن شناسایی شدهبود. گونههای آبدوستی، چون لویی، جگن (سازو)، نی و سیپروسها سیمای غالب این زیستبوم را شکل میدادند و نقشی کلیدی در تثبیت خاک، کاهش فرسایش بادی، تصفیه طبیعی آب و ایجاد زیستگاه برای جانوران ایفا میکردند.
تنوع جانوری تالاب نیز چشمگیر بوده، ۲۲ گونه پستاندار، ۱۲ گونه ماهی و ۱۵ گونه خزنده و دوزیست در این پهنه آبی زیست میکردهاند. با این حال، شاخصترین جلوه حیات در بامدژ، پرندگان هستند، بیش از ۱۴۸ گونه پرنده بومی و مهاجر که این تالاب را به یکی از ایستگاههای مهم در مسیر مهاجرت پرندگان در کشور تبدیل کردهبودند. حال بازگشت آب میتواند دوباره این چشمانداز را احیا کند، تصویری از آسمانی پر از بالهای مهاجر که نشانه سلامت یک اکوسیستم است.
علاوه بر این، احیای بامدژ میتواند تأثیری فراتر از محدوده جغرافیایی خود داشتهباشد. افزایش سطح آب و پوشش گیاهی، به معنای بالا رفتن رطوبت نسبی، کاهش کانونهای گردوغبار و تعدیل نسبی دما در منطقه است، مسئلهای که برای کلانشهری مانند اهواز (که سالها با گرمای شدید و چالشهای زیستمحیطی دستوپنجه نرم میکند) اهمیتی دوچندان دارد.
زندگی در انتظار بازگشت آب
خشک شدن تالاب بامدژ تنها نتیجه خشکسالی و کاهش ورودی آب نبودهاست، این وضعیت محصول ترکیبی از عوامل طبیعی، تصمیمهای اشتباه مدیریتی گذشته، بحران حقآبه و تغییر کاربری اراضی است. کارشناسان محیطزیست و گزارشهای رسانههای داخلی خوزستان بارها هشدار دادهاند که حقآبه تعریفشده برای تالابها، حتی در سالهایی که بارشها نسبتاً کافی بوده، بهطور کامل تأمین نمیشود و همین کمبود پایدار آب باعث کاهش سطح تالاب در فصول گرم و خشک شدهاست.
همزمان، برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و مداخلات انسانی در بستر تالاب، جریان طبیعی آب را مختل کرده و عرصه تالاب را با فشار و محدودیت جدی مواجه ساختهاست. تحلیل رسانهها نشان میدهد بسیاری از سازهها و اقدامات مدیریتی در ادوار مختلف، مانند دایکها و کانالهای کنترل آب، یا ترمیم نشدهاند یا طراحیشان برای حفظ تالاب ناکافی بودهاست. تغییر کاربری اراضی کشاورزی و توسعه پروژههای شهری اطراف تالاب نیز پهنه آن را محدود کرده و انعطاف اکوسیستم را کاهش دادهاست.
از منظر زیستمحیطی، این ترکیب عوامل طبیعی و انسانی باعثشده که تالاب بامدژ نهتنها یک زیستبوم ارزشمند، بلکه یک کانون اقتصادی و اجتماعی برای جوامع محلی و حتی کلانشهر اهواز در معرض تهدید قرار گیرد. کاهش آب، هم حیاتوحش و پوشش گیاهی تالاب را تحت فشار قرار داده و هم معیشت صیادان و دامداران محلی را با مشکل مواجه ساختهاست. پس پرواضح است که تنها قرارداد چند میلیاردی نمیتواند نجاتبخش این تالاب باشد؛ و بیتردید، بدون مدیریت پایدار حقآبه، بازنگری در سیاستهای بالادست و توجه به ظرفیت طبیعی تالاب، احیای آن موفقیتآمیز نخواهد بود.
میان تهدید و احیا
در حالی که عملیات احیای تالاب بامدژ در جریان است، چالشهای زیستمحیطی دیگری نیز این پهنه آبی را تهدید میکند. یکی از مهمترین این موارد، نشت لوله نفت شرکت نفت و گاز کارون در حاشیه تالاب است که در تابستان امسال رخ داد.
احمد فریسات، مسئول مرکز پایش تالاب بامدژ، با اشاره به این حادثه اعلام میکند: «در حال حاضر عملیات خاکبرداری در محل نشت لوله نفت در حال انجام است و همزمان با پیگیریها برای حفاظت از تالاب، بازدیدهای مستمری برای نظارت بر این عملیات انجام میشود.»
به گفته او، در بازدید روز شنبه هفته گذشته، که با حضور سرپرست اداره حفاظت محیطزیست اهواز انجام شد، روند اجرای عملیات رفع آلودگی و میزان رعایت استانداردهای زیستمحیطی مورد بررسی قرار گرفت و راهنماییهای لازم به مجری طرح انتقال داده شد.
فریسات با تأکید بر ضرورت حفاظت از اکوسیستمهای حساس تالابی و مسئولیتپذیری شرکتهای بهرهبردار در قبال حوادث زیستمحیطی افزود: «یکی از نکات حیاتی، انتقال صحیح و اصولی خاکهای آلوده به محل تعیینشده پسماند (لندفیل) شرکت نفت و گاز کارون است تا از بروز آلودگی ثانویه در منطقه جلوگیری شود.»
بامدژ در نقطه تصمیم
تجربه نشان دادهاست که تداوم و پایداری حقآبه، یکی از مهمترین پیششرطهای موفقیت طرحهای احیای تالابها به شمار میرود، چراکه بدون تأمین مستمر آب، حتی بهترین پروژههای عمرانی نیز در برابر خشکسالیهای بعدی با چالش روبهرو میشوند. در کنار این موضوع، ماجرای نشت نفت در حاشیه تالاب نیز یادآور آن است که حفاظت از یک زیستبوم، تنها به آبگیری آن محدود نمیشود و صیانت از بستر تالاب در برابر آلودگیهای صنعتی نیز بخشی جداییناپذیر از فرآیند احیاست.
بنابراین اگر پروژه احیای تالاب بامدژ در آستانه فصلی تازه قرار گرفته، این فصل تازه نیازمند تداوم مدیریت علمی، تضمین پایدار حقآبه، نظارت بر فعالیتهای بالادست و مشارکت واقعی جوامع محلی است. در چنین شرایطی، بامدژ میتواند نهتنها آب و زندگی را به منطقه بازگرداند، بلکه به نمونهای امیدبخش از احیای تالابها در جنوب کشور تبدیل شود.