«اصحاب پارادایم» در ایران چه کسانی هستند و چه موقع ظهور و بروز مییابند و مطالبهشان چیست؟ ابتدا به معرفی آنان میپردازیم و سپس اهداف نهفته و آشکار آن را مرور خواهیم کرد.
پارادایمخواهان یک وجه مشترک دارند، ریشه پارادایمخواهیشان شخصی است یا از تصاحب مسئولیتی عقب رانده شدهاند، یا رد صلاحیت شدهاند یا بستگانشان در چرخه قضا افتادهاند یا جایی دیده نشدهاند و بخشی هم نظام دینی را امری زائد میدانند.
ظهور و بروزشان در جنگ ۱۲ روزه و جنگ دوروزه اخیر بود. معتقدند در بحران میتوان به قول رسید و در حین جنگ و فشار خارجی، به میدان میآیند تا حرف خود را بزنند و نسخه جایگزین ارائه کنند. «نیت خیرخواهانه دلسوزان» زرورق پارادایمخواهی است. پارادایمخواهان «نیت راهبردی» دارند. تفاوت نیت راهبردی با سند راهبردی این است که نیت مکتوب نمیشود، گفته نمیشود، اما همه مسیرهای فرعی به نقطه نیت راهبردی ختم میشود. نیت راهبردی از خبر استفهام نمیشود بلکه از چینش نظرات در کنار هم و تحلیل به دست میآید.
پارادایمیها چیستی را میگویند، چرایی را تبیین میکنند، اما محافظهکارانه وارد چگونگی نمیشوند. چگونگی (روش اجرا) و خواسته عینی و کف خیابانی را نمیگویند. با کلیگویی و با پرستیژ تحقق راهبردی، تولید شخصیت میکنند و بر نارضایتی سوار میشوند. اگر وارد چگونگی شوند نیت راهبردی را لو میدهند و مشکلساز میشوند. مثلاً میگویند باید با امریکا مذاکره کنیم، اما به موضوع برسر چه مذاکره کنیم یا نظر امریکا چیست، ورود نمیکنند.
یکی از وجوه پارادایمخواهان جدایی گفتمانی اسلام و ایران است. ادبیاتی مانند «ایده ایران» - «اندیشه ایران» - «برای ایران» را زمزمه میکنند. علقه به ایران حتماً بدون اشکال است، اما نیت راهبردیشان آلوده است.
پارادایمخواهان از اصولی مانند امام، اسلام، قانون اساسی و مردم، صرفاً بر مردم تکیه میکنند و بقیه فرع ماجرا است. اما پارادایمخواهان چه میخواهند؟ متناسب با نوع مسئله شخصی که دارند (که در صدر این نوشته آمد) سخن میگویند.
عبور از بند ۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی یا عبور از اصل ۵۷ را با پناه بردن به اصل ۵۹ تئوریزه میکنند. عملاً به دنبال ایجاد منازعه بین سیاستهای کلی نظام و رفراندوم هستند و البته استدلال حقوقیشان قشنگ است. «آنچه ملت میخواهد» ظاهری پسندیده و به ظاهر معقول دارد. نفاق آنجا که میدانند مردمی که تحت فشار اقتصادی هستند میتوان با سراب به قربانگاه ذلت کشاند. مثلاً از مردم بپرسیم موشک داشته باشیم یا معیشت بهتر شود؟ و مردمی که پیچیدگیها را نمیدانند و از نیت راهبردی امریکا بیخبرند حتماً معیشت را برمیگزینند. یعنی خیلی راحت میشود عزت ملت را به دست خودش لگدمال کرد و او را بی دفاع کرد و سرنوشت عراق را برایش رقم زد. پارادایمیها طوری صحبت میکنند که گویی امریکا منتظر رفراندوم ملت ماست تا تحریم را بردارد و هیچ شرط و شروطی ندارد و صرفاً به اراده ملت ما احترام میگذارد!
پارادایمیها بعضاً تا ۴۵ سال در جمهوری اسلامی مسئولیت داشتهاند، اما برای هیچ موضوعی نه خود را صاحب اشتباه میدانند و نه پاسخگو و با حرفهای گنده گنده «خودقهرمان»نمایی میکنند. با چشم خود دیده و شنیدهام که وقتی از آنان سؤال میشد که فلان کار را چرا انجام دادی و چرا فلان اشتباه را کردی، پاسخ میدادند نظر من این نبود. من صرفاً نظر نظام را اعمال کردم و خودم نظر دیگری داشتم. پارادایمیها بین محبوبیت و جمهوری اسلامی گرفتار شدهاند و به میخ و نعلشان برای همین است. پارادایمیها اگر حد فاصل سال ۳۵ تا ۴۰ هجری و مصادف با حکومت علی (ع) بودند، قطعاً و حتماً میگفتند یا علی چرا قاتلان عثمان را با یک کار اطلاعاتی شناسایی تحویل معاویه ندادی که جنگ نشود. این طلحه و زبیر را که از پیامبر مدال هم دارند مسئولیتی میدادی و اینطور برایت مسئله درست نمیکردند و انحصارطلبت نمینامیدند. حکومت معاویه بر شام را به رسمیت میشناختی و از جنگ صفین پیشگیری میکردی. حالا عثمان بن حنیف یک مهمانی رفته بود. از بیتالمال هم هزینه نکرده بود، چرا عزل کردی و نهایتاً میگفتند یا علی رفراندومی بگذار ببینیم مردمی که در سال ۳۵ با تو بیعت کردند یا تدابیر تو را قبول دارند؟
نسخه نهایی پارادایمخواهان که خود عمدتاً در دوگانه رفاه- مبارزه مدنظر امام مردود شدهاند، عدول و عبور از ماهیت حقیقی جمهوری اسلامی است. نسخهای راهگشا با حفظ این ماهیت ندارند. سکولاریسم یا تسلیم امریکا شدن غایت نیت راهبردی پارادایمخواهان است. آنها میدانند امریکا مذاکره نمیخواهد، دستور میخواهد و مطالبات آن را میدانند، اما نسخه «منهای امریکا» نمیشناسند و ندارند. بعضاً بین حفظ ایران و جمهوری اسلامی یک طرف کشیدهاند و پشت ایران مخفی میشوند. حال آنکه حفظ ایران عزیز در اندیشه امام، با ارجاع به حاکمیت اسلام از جان حضرت ولیعصر هم بالاتر است. وزیر خارجه امریکا چند روز پیش در استماع کنگره گفت ما دنبال گزینه جایگزین از داخل حکومت ایران هستیم، چون از فردای فروپاشی تصویری نداریم. پارادایمخواهان بدشان نمیآید در تحقق این ایده دیده شوند. این نظر وزیر خارجه امریکا را ۱۰ سال پیش رهبر حکیم ما پیشبینی کرد که امریکا با یک جمهوری اسلامی رسمی که صرفاً عنوان حقوقی داشته باشد (بدون شریعت و ماهیت حقیقی) مشکلی ندارد و در این صورت حتی با یک عمامه به سر که رأس نظام باشد، موافقند. هر پیشنهادی برای تحول، باید چهارگانه مردم، اسلامیت نظام فونداسیون امام و تمامیت ارضی ایران را شامل شود. مراقب باشید صهیونیستها و غرب حفظ ایران را منوط به حذف جمهوری اسلامی نکنند.