امریکاییها مدام درباره تنگه هرمز حرف میزنند، حتی وزیرامور خارجه آنان که از ساکتین بود، حالا با آسمان و ریسمانبافتن مدعی میشود که تنگه، باید به روال قبل از جنگ بازگردد و ایران نباید با هر عنوانی چه عوارض، چه هزینهی خدمات، پولی دریافت کند. این رفتار امریکاییها بهترین گواه است که وضع تنگه تغییر خواهد کرد، زیرا اگر مطابق یادداشتتفاهم قرار بود که تنگه مانند سابق شود، این همه عجز و لابه و رجز در طرف امریکایی معنا نداشت! جوان آنلاین: امریکاییها مدام درباره تنگه هرمز حرف میزنند، حتی وزیرامور خارجه آنان که از ساکتین بود، حالا با آسمان و ریسمانبافتن مدعی میشود که تنگه، باید به روال قبل از جنگ بازگردد و ایران نباید با هر عنوانی چه عوارض، چه هزینهی خدمات، پولی دریافت کند. این رفتار امریکاییها بهترین گواه است که وضع تنگه تغییر خواهد کرد، زیرا اگر مطابق یادداشتتفاهم قرار بود که تنگه مانند سابق شود، این همه عجز و لابه و رجز در طرف امریکایی معنا نداشت!
نیروی دریایی سپاه ولی چیز دیگری میگوید و تأکید میکند «عبور ایمن از تنگه هرمز فقط از مسیرهای اعلامی جمهوری اسلامی ایران ممکن است و با شناورهای متخلف برخورد میشود».
دکتر ولایتی، مشاور بینالملل رهبر انقلاب نکات صریحتری دارد: «حاشیهنشینان و اطفال سیاسی منطقه به بیانیههای سفارشی دلخوش ندارند و بدانند حیات آنان ریزهخواری از سفره امنیتی است که ایران به تنگه داده است. در بازآرایی معادلات بزرگ، کوچکهای حاشیهنشین جایی پای میز ندارند؛ حذف میشوند و حیات استراتژیکشان وامدار سقف تحمل تهران است».
نهاد مدیریت تنگه هرمز نیز اعلام کرد تبعات عبور از مسیرهای غیرمجاز و بدون پوشش بیمهی ایران با خود متخلفان است.
اینها واکنشهایی است به بیانیه مشترک کشورهای عربی و امریکا که بر «اهمیت بازگشایی تنگه هرمز» و برخی افاضات و زیادهخواهیهای دیگر تأکید کردهاند.
تنگههرمز فشاری است بر گلوی امریکا که امریکاییها در این روزها بسیار تلاش کردند این فشار را با لفاظی کم کنند. ولی حوادث و اعمال قدرت عملی ایران در دو روز گذشته نشان از واقعیتی فراتر از لفاظی امریکاییها دارد.
تحولات روزهای اخیر در تنگه هرمز نشان میدهد تلاش امریکا برای بیاثر کردن تصمیم جمهوری اسلامی ایران در مدیریت این آبراه راهبردی، تاکنون به نتیجه نرسیده است. واشینگتن که پس از اعلام بسته شدن تنگه هرمز از سوی قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا، کوشید با تهدیدهای سیاسی و نظامی مانع اجرای این تصمیم شود، در ادامه با طراحی مسیرهای جایگزین و تلاش برای عبور شناورها خارج از مسیرهای مورد تأیید جمهوری اسلامی ایران، پروژهای را دنبال کرد که اکنون نشانههای آشکار ناکامی آن قابل مشاهده است.
قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا ۳۰ خردادماه اعلام کرده بود که در پی بدعهدی امریکا نسبت به اجرای بند نخست تفاهمنامه پایان جنگ، تداوم نقض آتشبس از سوی رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و خودداری این رژیم از عقبنشینی از مناطق اشغالی، تنگه هرمز به روی تردد شناورها بسته خواهد شد و این اقدام، نخستین گام در پاسخ به عهدشکنی طرف مقابل است.
پس از این اعلام، امریکا و برخی شرکای منطقهای تلاش کردند با تعریف مسیرهای موازی در سواحل عمان و همراه کردن شناورها با اسکورت نظامی، این محدودیت را دور بزنند؛ اما مجموعه تحولات چند روز گذشته نشان داد این ابتکار نه تنها نتوانسته جایگزینی قابل اتکا و مطمئن برای مسیرهای رسمی ایجاد کند که خود به عامل افزایش نااطمینانی در یکی از حساسترین شاهراههای انرژی جهان تبدیل شده است.
هشدار PGSA درباره تبعات مسیرهای غیرمجاز
اعلام روز پنجشنبه رسمی نهاد مدیریت آبراه خلیج فارس (PGSA) مبنی بر اینکه هرگونه تردد خارج از مسیرهای تعیینشده، فاقد تضمین عبور ایمن و خارج از پوشش بیمه و مسئولیتهای مرتبط خواهد بود، نخستین ضربه جدی به پروژه ایجاد مسیرهای موازی بود.
این نهاد در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در پاسخ به استعلامهای مکرر اعلام میکند؛ هرگونه تردد از مسیرهای خارج از چارچوب تعیینشده PGSA، مشمول تضمین عبور ایمن نبوده و از پوشش بیمه و مسئولیتهای مرتبط برخوردار نخواهد بود. تبعات ناشی از تردد از مسیرهای غیرمجاز، برعهده مالک، بهرهبردار و فرمانده شناور خواهد بود.» این هشدار در عمل آب سردی بر هرگونه تلاش امریکا برای دور زدن مقررات اعلامی ایران بود و به معنای آن است که هیچ شرکت کشتیرانی یا مالک شناور نمیتواند با اتکا به مسیرهای اعلامی خارج از چارچوب مورد تأیید ایران، از امنیت حقوقی و عملیاتی لازم برخوردار باشد.
ترتیبات ایرانی تنها مسیر قانونی عبور از تنگه هرمز
اندکی بعد، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با صدور اطلاعیهای تأکید کرد تنها مسیر قانونی عبور از تنگه هرمز، مسیرهای اعلامشده از سوی جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه تردد خارج از این مسیرها خطرناک، غیرمجاز و مستوجب برخورد خواهد بود.
در این اطلاعیه تصریح شده بود: «ساعاتی قبل بدون اطلاع و هماهنگی با جمهوری اسلامی ایران از طرف برخی مراجع مسیر جدیدی برای تردد کشتیها در تنگه هرمز اعلام شده که این مسیر غیر قابل قبول و کاملاً خطرناک است. به اطلاع همه میرساند تنها مسیر مجاز برای عبور از تنگه هرمز همان مسیرهای اعلام شده از طرف جمهوری اسلامی ایران میباشد، تردد شناورها در خارج از این مسیرها بسیار خطرناک و ممنوع بوده و اخطار میدهیم از هرگونه تردد در خارج از مسیرهای ابلاغی جدا خودداری نمایید. هماهنگی با نیروی دریایی سپاه برای عبور از تنگه هرمز از طریق کانال ۱۶ الزامی است و با شناورهای متخلف برخورد خواهد شد.» الزام هماهنگی شناورها با نیروی دریایی سپاه از طریق کانال ۱۶ نیز نشان داد مدیریت عملیاتی تردد در این آبراه همچنان در اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
تبعات حقوقی عبور از تنگه با ترتیبات مبهم
موضعگیری معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه نیز همین واقعیت را از منظر حقوق بینالملل تکمیل کرد. تأکید بر اینکه عبور ایمن از تنگه هرمز بدون لحاظ کردن ملاحظات ایران، به عنوان دولت ساحلی، قابل تضمین نیست، این پیام را مخابره کرد که هیچ سازوکار موازی نمیتواند جایگزین ترتیبات حقوقی و عملیاتی مورد پذیرش ایران شود.
کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز گذشته با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد: «عبور ایمن در تنگه هرمز با ترتیبات مبهم، مسیرهای موازی یا تصمیمسازی خارج از ملاحظات ایران، به عنوان دولت ساحلی، تضمین نمیشود. هر چارچوب معتبر باید بر هماهنگی با ایران و مفاد بند پنج یادداشت تفاهم اسلامآباد استوار باشد. در غیر اینصورت، نتیجه، تعلیق مسیر تعیین شده موازی میشود.»
شواهد میدانی نیز این ارزیابی را تقویت میکند. بازگشت سه نفتکش خارجی پس از اخطار نیروی دریایی سپاه، تغییر مسیر چند نفتکش بزرگ در ورودی تنگه هرمز، وقوع حادثه امنیتی برای یک کشتی باری در نزدیکی سواحل عمان و در نهایت تصمیم سازمان بینالمللی دریانوردی برای توقف موقت عملیات تخلیه کشتیها، همگی از افزایش ریسک مسیرهای خارج از چارچوب رسمی حکایت دارد. مجموعه این رخدادها نشان میدهد تلاش برای دور زدن ترتیبات اعلامی ایران نه تنها گرهی از بحران باز نکرده، بلکه سطح مخاطرات کشتیرانی و تجارت جهانی را نیز افزایش داده است.
علی اکبر ولایتی، مشاور بینالملل رهبر معظم انقلاب، اما دیروز در بخشی از توییت خود که در واکنش به بیانیه شورای همکاری خلیج فارس نوشته بود، تصریح کرد: «ثبات امروز اعراب حاشیه خلیجفارس، مدیون مدیریت قرنواره ایران بر شاهرگ تنگه هرمز است؛ غرب جز وحشیگری و غارت، دستاوردی برای منطقه نداشته است. حاشیهنشینان و اطفال سیاسی منطقه به بیانیههای سفارشی دلخوش ندارند و بدانند حیات آنان ریزهخواری از سفره امنیتی است که ایران به تنگه داده است. در بازآرایی معادلات بزرگ، کوچکهای حاشیهنشین جایی پای میز ندارند؛ حذف میشوند و حیات استراتژیکشان وامدار سقف تحمل تهران است».
ماجراجویی امریکا و رژیم صهیونی علیه اقتصاد جهان
از نگاه راهبردی، آنچه امروز در تنگه هرمز مشاهده میشود، صرفاً یک منازعه دریایی نیست؛ بلکه بازتاب مستقیم بحران امنیتی گستردهتری است که ریشه آن در استمرار سیاستهای امریکا و جنگافروزی رژیم صهیونیستی در منطقه قرار دارد. مادامی که واشینگتن از اجرای تعهدات خود سرباز زند و زمینه تداوم اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی را فراهم کند، انتظار بازگشت کامل امنیت به مهمترین گذرگاه انرژی جهان، انتظاری غیرواقعبینانه خواهد بود. در واقع، هزینه این وضعیت دیگر صرفاً متوجه طرفهای درگیر نیست. بازار جهانی انرژی، شرکتهای بیمه، خطوط کشتیرانی، زنجیره تأمین کالا و اقتصاد بینالملل، همگی ناگزیرند پیامدهای ناامنی ناشی از سیاستهای امریکا و رژیم صهیونیستی را تحمل کنند. هرگونه افزایش هزینه حملونقل، رشد حق بیمه، تغییر مسیر کشتیها و اختلال در صادرات انرژی، در نهایت به افزایش هزینههای اقتصادی برای مصرفکنندگان در سراسر جهان منجر خواهد شد.
بن بست هرمز با فشار باز نمیشود
بر این اساس، تجربه روزهای اخیر نشان داده است که راهکارهای نظامی، فشار سیاسی یا ایجاد مسیرهای جایگزین، قادر به تأمین امنیت پایدار در تنگه هرمز نیست. امنیت این آبراه تنها زمانی به شکل پایدار برقرار خواهد شد که ریشههای بحران برطرف شود؛ ریشههایی که از نگاه جمهوری اسلامی ایران در استمرار حضور نیروهای نظامی امریکا در منطقه، حمایت واشینگتن از جنگافروزی رژیم صهیونیستی و تداوم اشغالگری این رژیم در جنوب لبنان نهفته است.
از این رو، اجرای کامل تعهدات مندرج در بند نخست تفاهمنامه میان ایران و امریکا، پایان دادن به بیعملی واشینگتن، خروج نیروهای امریکایی از منطقه، مهار اقدامات نظامی رژیم صهیونیستی در سراسر جبهه مقاومت و خروج نیروهای این رژیم از مناطق اشغالی جنوب لبنان، تنها مسیر تحقق امنیت پایدار در خلیج فارس و تنگه هرمز به شمار میرود؛ مسیری که تا زمان تحقق آن، پیامدهای ناامنی و اختلال در یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان همچنان گریبان اقتصاد جهانی را خواهد گرفت.