تشدید اظهارات رسمی مقامات امریکا مبنی بر امکان وقوع حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای قدرتنمایی در عرصه بینالملل در برابر مواضع مقتدرانه جمهوری اسلامی، زنجیره مخالفت و اعلام نگرانی از اقدام نظامی امریکا در منطقه به دلیل فاجعه منطقهای و مبهم بودن سرنوشت آن به دلیل ایجاد خطر جدی و موجودیتی برای رژیم اسرائیل و منافع امریکا، موقعیت شفاف خود را از دست داده و وارد دوران ابهام شده است.
یکی از موارد آشکار این موضوع، تهدید علنی ترامپ در زمان آغاز اغتشاشات مبنی بر حمله به ایران برای حمایت از عمال مزدورش در داخل آشوب بود که نه تنها عملی نشد بلکه با تغییر لحن ترامپ وارد فاز دیگری شد.
ترامپ بعد از اتمام اغتشاشات که نشانهای از شکست عملیات درونی علیه ایران بود، تلاش کرد وضعیتی پیروزمندانه برای خود ترسیم کند و به طور ضمنی علت عدماقدام نظامی را به فرمانپذیری خیالی مقامات ایرانی برای توقف اعدام ارتباط داد. این اظهارات مضحک با عزم جدی قوه قضائیه برای برخورد قاطع و قانونی با تروریستهای اخلالگر، موجب رسوایی ترامپ شد.
در ادامه، بلند شدن صدای مذاکرات از سوی تریبون امریکایی گرچه میتواند ناشی از فریبکاری امریکا باشد، اما از سوی دیگر نشان میدهد موضوع اقدام نظامی برای امریکا نتوانسته به جمعبندی نهایی و قطعی برسد و نیاز به اطمینان خاطر در مورد موفقیت در این آزمون سراسر پیچیده، مبهم و دارای سرنوشتی با پیامدهای بسیار خطرناک است.
در مجموع، شواهد نشان میدهد رفتار و تهدیدات امریکا در قبال ایران دورهای از تردیدها و عدمقطعیت را میگذراند که در وهله اول به رفتار ایران و سپس به کنشها در منطقه وابسته است.
انتقال پیام اقتدار، ایستادگی و انسجام داخلی جمهوری اسلامی ایران پس از فتنه اخیر سهم بسزایی در محاسبات راهبردی امریکا ایجاد کرده است.
نمایش قدرتمند از توانمندیهای نظامی و مردمی ایران به همراه تجارب موفق رویاروییهای گذشته در ایجاد بازدارندگی مؤثر بوده است.
اعلام تصمیم قطعی و اراده آهنین ایران برای دفاع نه تنها در بین مقامات ارشد نیروهای مسلح بلکه در مقامات سیاسی، نخبگان و عموم مردم سبب شده است محاسبات امریکا برای حمله و نتیجه دفعی زیر سؤال رود.
به عنوان نمونه ارتش جمهوری اسلامی در واکنش به آرایش نظامی امریکا اطراف ایران از جمله ناوگروه آبراهام لینکلن و تهدیدات مقامات امریکایی، رسماً اعلام کرد برای پاسخ به تجاوز دشمن طرحهای عملیاتی تدوین و به ارتش و دیگر نیروهای مسلح فرمان آتش به اختیار داده شده است.
در وضعیت آتش به اختیار، نیروهای نظامی به محض مواجهه با متخاصم اجازه دارند رأساً اقدام کنند و طرح عملیاتی را که به آنها ابلاغ شده است، اجرایی کنند.
علاوه بر آن، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند امریکا با توجه به تحولات غرب آسیا نمیتواند وارد یک جنگ متعارف شود، از این رو برنامه نظامی امریکا علیه ایران باید بسیار کمهزینه و کوتاهمدت باشد، اما ساختار ایران به دلایل متعددی، چون انسجام ملی، ساختار سیاسی و قدرت نظامی و بازدارندگی منحصربهفرد اجازه چنین اقدامی را به امریکا نمیدهد.
در واقع ایران به خوبی توانسته است نشان دهد هیچ اقدام نظامی با عنوان «ضربه محدود و کمریسک» متصور نبوده و هر تجاوزی، پاسخی در سطحی فراتر و گسترده در پی خواهد داشت، همچنین ایران به طور روشن اعلام کرده است منافع امریکا و رژیمصهیونیستی در صورت هر گونه ماجرایی را هدف مستقیم خود قرار میدهد و همکاران منطقهای نیز شامل آن خواهند شد و منافع همهجانبه کشورهای درگیر در حمله و نیز کشورهای همسایه ایران، مورد آسیب جدی قرار خواهد گرفت.
در حال حاضر، نگرانی عمیق رأس حکومت ایالاتمتحده و رژیمصهیونیستی از پیامدهای غیرقابل پیشبینی جنگ، عامل اصلی تردید و احتیاط در محاسبات دشمن است، از این رو تهدیدات مکرر نظامی ایالاتمتحده علیه ایران را میتوان در چارچوب یک طرح روانی- رسانهای برای ایجاد رعب، هراس و وادارسازی به تسلیم ارزیابی کرد.
سخنگوی سپاه پاسداران با اشاره به جنگ روانی امریکاییها در روزهای اخیر و تلاش آنان برای دیپلماسی زور و ارعاب بیان داشت: ترساندن با تصویرسازی از جنگ و اعزام ناو هواپیمابر حربه قدیمی مقامات امریکایی است. مقامات کاخ سفید در قبال مقاومت ایران در فتنه مسلحانه و جنگ ۱۲روزه در شرایط سردرگمی و استیصال قرار گرفتهاند و پس از شکست سریع و سخت فتنه امریکایی در ایران به شدت دنبال التهابآفرینی و تزریق ترس کاذب به جامعه و مردم ایران هستند، زیرا در هر اقدام ضدایرانی با سد مستحکم مردم و انسجام ملی ایرانیان مواجه شدهاند. آنها این بار هم تلاش دارند با جنگ روانی بر احساس و افکار مردم ایران تأثیرگذاری منفی داشته باشند.
ایجاد سایهای از جنگ بر تحولات درونی و اثرگذاری منفی بر بازار، اقتصاد، سیاست، امنیت و وحدت در جامعه اولین هدف امریکا از دومینوی تهدید ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه است.
در سوی مقابل، ایران همچنین سطوح تهدید لفظی را متوازن کرده است. مقامات ایرانی هشدار میدهند که در صورت هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، اهداف متجاوزان در سطحی بسیار گسترده و خارج از جغرافیای منطقه هدف مشروع جمهوری اسلامی ایران تلقی خواهد شد.
بر اساس بیانیه شورای عالی امنیت ملی، بر این اصل اصرار میشود که جمهوری اسلامی ایران خود را مقید به واکنش صرف پس از وقوع تجاوز نمیداند و هرگونه نشانه عینی تهدید را جزئی از معادله امنیتی خویش تلقی میکند، در نتیجه میتوان گفت اقدامات مؤثر و مواضع مقتدرانه مقامات جمهوری اسلامی به همراه ارائه راهبردهای جدید در مواجهه با امریکا همچون مورد آتشبهاختیار در مقابله با دشمن و همچنین اعلام همبستگی مردم و گروههای مقاومت کشورهایی، چون عراق محاسبات امریکا را دچار اختلال کرده و مؤثر بودن آن را زیر سؤال برده است.