کد خبر: 1341834
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
سیدعبدالله متولیان

وقتی اعتماد می‌میرد، اولین قربانی، حقیقت است. ما امروز در میانه میدانی ایستاده‌ایم که خط مقدم آن نه مرز‌های جغرافیایی که شکاف میان واقعیت و روایت است. شکافی که برخی، عامدانه و با نقشه‌ای کهن، آن را از «ناکارآمدی» به «خیانت» کشیده‌اند. مقام معظم رهبری در ۱۳ رجب امسال (قبل از حملات تروریستی ائتلاف غربی- صهیونی در دی‌ماه) در سخنان مهمی، درباره نقشه تاریخی «جنگ نرم» هشدار دادند؛ هشداری که از الگویی تکرار شونده سخن می‌گوید. این مقاله، نه خطاب به موافقان همیشگی که سخنی است با همه آنان که از وضع موجود رنج می‌برند، اما ممکن است ندانند این رنج، دستمایه بازی چه کسانی شده است. 
تاریخ الگویی شگفت و تکرار شونده دارد. در سخنان اخیر رهبری، به روشنی تشریح شد که چگونه در صدر اسلام، علی (ع) در باور بخشی از همان مردم، به چهره‌ای منفور تبدیل شد. روش کار ساده، اما ویرانگر بود: اتصال سیستماتیک رنج مردم به شخص حاکم عادل. هر ناامنی، هر فقر و هر شکافی، نه محصول توطئه دشمن خارجی و عوامل داخلی و خیمه گاه معاویه، که مستقیماً نتیجه حکومت آن مرد دانا و عادل قلمداد می‌شد. شگرد این بود: «دشمنی را که می‌شناسی، در لباس دوستت نشانت بدهند.» امروز، این نمایش با صحنه‌آرایی مدرن در حال اجراست. مراحل آن را بشناسیم:
۱- ایجاد یا تشدید «رنج ملموس» (تحریم، ناامنی اقتصادی، فشار معیشتی). ۲- جداکردن این رنج از نقشه دشمن و عوامل داخلی اجراکننده آن. ۳- اتصال مستقیم و روزمره این رنج به «مرکز ثقل نظام» (رهبری، ارزش‌ها و حاکمیت). اینجاست که مانند دوران صفین، هر شکستی را نه به حساب دشمن و نفوذی‌هایش، که به حساب مقاومت و ارزش‌ها می‌گذارند. ۴- تدارک «مرجع رسانه جایگزین»: وقتی اعتماد به روایت داخلی سست شد، رسانه بیگانه (امروز: شبکه‌های ماهواره‌ای، پیام‌رسان‌های خارجی، سلبریتی‌های وابسته) خود را نه به عنوان «دشمن»، بلکه به عنوان «دلسوز» و «مرجع آگاه» ارائه می‌دهد. ۵- تکمیل حلقه: اکنون مخاطب، با دریافتی که از «مرجع جدید» دارد، هر پیام داخلی را «تبلیغات» می‌خواند و خود را از شنیدن هر تحلیل متفاوتی محروم می‌کند. او آزادانه فکر می‌کند، اما در ذهنی که دشمن مبانی و داده‌هایش را چیده است. نکته تراژیک اینجاست: بسیاری از کسانی که امروز این روایت را پیش می‌برند، نه لزوماً عامل بیگانه، که ممکن است نخبگان یا رسانه‌هایی باشند که از سر غرور، اختلاف نظر یا منافع گروهی، ناخواسته آب به آسیاب همان پروژه می‌ریزند. آنان برخی «معاویه‌های زمان» هستند و برخی نیز نقش «سوژه‌های مفید» را برای دشمن بازی می‌کنند. 
پس مشکل اصلی، عدم ارائه «روایت» نیست. مشکل، «گسست ارتباطی» است. هشدار اخیر رهبری دقیقاً بر همین نقطه تأکید داشت. برای شکستن این حلقه، باید:
۱- زبان گفت‌و‌گو را تغییر داد: به جای خطاب به «مخالف»، با «هم‌رنج» سخن گفت. به جای تأکید بر «مواضع ما»، تمرکز بر «منافع مشترک ملی» و «دستاورد‌های غیرقابل انکار» (مانند اقتدار دفاعی، فناوری‌های حساس) که دشمن اصلی، آنها را هدف گرفته است. ۲- کانال‌های جدید ساخت: باید محتوایی تولید کرد که نه در قالب رسمی و دفاعی، که در قالب مستند، گزارش مردمی، اینفوگرافیک جذاب و در پلتفرم‌هایی که مردم در آن هستند توزیع شود. باید دشمن را در عرصه‌ای که او فکر می‌کند مسلط است، به چالش کشید. ۳- روایت دشمن را پیش‌دستی کرد: به جای انکار کلی مشکلات، با شفافیت و مسئولیت‌پذیری، آنها را برشمرد، اما ریشه‌ها را دقیق و مستند به توطئه دشمن و نفوذ متصل کرد. مردم هوشمندند. اگر واقعیت را با صداقت و مستند ببینند، مسیر را تشخیص می‌دهند. ۴- از «بصیرت دادن» به «پرسش‌گری هدایت‌شده» حرکت کرد: باید با پرسش‌هایی ساده، اما عمیق ذهن را درگیر کرد: «آیا کشوری که دشمن، همه‌جانبه او را تهدید می‌کند، می‌تواند همه مشکلاتش را صددرصد مدیریت کند؟»، «آیا مرجعی که دیروز مدافع صدام و امروز حامی سعودی است، می‌تواند واقعاً دلسوز مردم ایران باشد؟»
نبرد امروز ما، نبرد احیای اعتماد است. این کار نه با شعار، که با رفتار شفاف، صداقت در اعتراف به اشتباهات، پیگیری قاطع فساد و رساندن صدای واقعی مردم به مراکز قدرت ممکن است. تنها در این صورت است که دیوار بی‌اعتمادی ترک برمی‌دارد و صدای انقلاب دوباره به گوش مردمان رنجدیده، اما میهن‌دوست این سرزمین خواهد رسید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار