دهانهای کفکردهی رهبران کفتارصفت غربی از امریکا و اروپا و دهان آلودهی شبکههای لندنی که در روزهای آشوب وعده میدادند نظام ایران در دو یا سه روز سقوط میکند، بسته نخواهد شد. یعنی نباید انتظار داشت که پس از ۲۲ دی تغییرات آشکاری در کار آنان پدید آید. دلیل روشن است: آنان اگرچه برای مخاطبان غافل و سادهلوح خود با قاطعیت از سقوط و براندازی حرف میزدند، اما در نهان مطمئن نیستند که چنین اتفاق خواهد افتاد. پس چرا رفتارشان را تغییر دهند. کارشناس بیبیسی به مجری میگوید: «ما میدانیم مأموران موساد در تهران و در میان اغتشاشگران هستند. تکرار میکنم حاضرم یک میلیون کشته شوند...» و اینجا مجری حرف او را قطع میکند و میگوید: «از کشتن حرف نزنید، چون گمان میرود که ما آن را تأیید میکنیم» و سپس کارشناس ادامه میدهد: «در جنگ بالاخره آدمها کشته میشوند»!
چه چیزی روشنتر از این در صورت مسئله؟! آنها امید اندکی به براندازی دارند، اما در کف انتظارشان دقیقاً همین وضعیت جنگی را برای ایران میپسندند و حتی اگر در گذر زمان یقین کنند به اهداف اعلامشده نمیرسند، دست برنمیدارند، چون هدف کوچکتر اعلامنشدهی آنان همین وضعیت ناآرامی دائمی است.
دریغ و حسرت، اما آنجاست که این مسئلهی روشن و اعلامشده برای برخی اذهان تاریک از روشنفکران دانشگاهی تا سلبریتیها حتی اگر هزاران نورافکن به آن بتابانیم، هنوز روشن نیست! پس نمیتوان گفت مسئله برای آنان بهقدر کافی تبیین نشده و هنوز شک دارند و باید به شک آنان احترام گذاشت! مسئله چیز دیگری است.
ترامپ قاتل میگوید من پشت ناآرامیهای ایران هستم. مسئول اسرائیلی میگوید به مأموران موساد که در میان معترضان ایرانی هستند، سال نو را تبریک میگویم! شبکههای لندنی میگویند نظام روزهای آخرش را میگذراند. از مردم دعوت میکنند که به خیابان بیایند. صریحاً میگویند به دهان ترامپ و نتانیاهو نگاه کنید و مطابق برنامهی آنان پیش بروید. از همان آنتن شبکه به ترامپ پیام میدهند که زمانبندی تعیین کن! مثلاً بگو یکشنبه تعیین دولت جایگزین، دوشنبه (۲۲ دی!) ورود شازده و سهشنبه فلان. کارشناسشان میگوید باکی نیست اگر با حضور مأموران موساد یک میلیوننفر در ایران کشته شوند. در رسانههای لندنی، رهبران ایرانی به روسیه فرار کردهاند، شهرها سقوط کرده است. همهچیز مهیای نظام جدید است. صاف توی چشم مخاطبان خود خیره میشوند و اینها را میگویند. معلوم است که برای تکرار آن و ادامهی آن چیزی مانع آنان نیست. یعنی وقتی تو تا این حد به خوی حیوانی عادت کرده باشی چه چیزی میتواند تو را بازدارد؟! حیوانیت حد یقف ندارد.
این شانس عینی جمهوری اسلامی ایران است که حتی در زمانی که از روشنفکر و دانشگاهی و برخی مسئولان شانس نیاورده است، از «مردم» و از «دشمن» شانس آورده است!
مردمش بسیار بیشتر از انتظار پای نظام ایستادهاند. از شاهد عینی سختگیر و محافظهکار شنیدهام روز ۲۲ دی در اصفهان یک قیام واقعی بوده است. تهران را که خود شاهد بودهایم. این مردم با این گرانی و مشکلات اقتصادی و تحریمها عجیب نیست که چنین حماسههایی میآفرینند؟! این فقط از جایگاه معنویت تبیینپذیر است نه با معیارهای مادی و حسابوکتاب دنیایی.
دشمن نیز هرچقدر تلاش کنیم و هزینه کنیم که از این احمقتر باشد، نمیشود و ممکن نیست! گویا کسی دارد با ما بازی میکند! آخر حماقت هم حدی دارد، اما دشمن ملت ایران کار ابلهی و حماقت را از حد گذرانده است. چقدر ایران باید هزینه میکرد تا به برخی اذهان بقبولاند که مأموران موساد و اروپا و سیا در ایران هستند و از دستشان برآید یک میلیون کشته هم کمشان است. چقدر باید هزینه میکردیم تا نشان دهیم صدراعظم مرتس، آن هیتلر زشتروی آلمانی یک ابله مادرزاد است که مطابق محاسباتش ایران باید یک هفته پیش کارش تمام شده بود؟!
کودنها این مسیر و این راهبرد را در چند کشور دنیا رفتهاند و به نتایجی هم رسیدهاند، سپس گمان میکنند که سوراخ دعا را پیدا کردهاند!
حالا آیا از روزهای آینده تغییری در راهبرد اروپا و امریکا و شبکههای فارسیزبان آنان دیده میشود؟ خیر! چون آنان به وجود آمدهاند و هستند تا با ملتهای مستقل دشمنی کنند. تاریخ چندصد سال اخیرشان همین بوده است: وحشیگری، بردهداری، کشتار زنان و کودکان حتی در اروپا به تعداد ۷۰ میلیون نفر در جنگ دوم. حیوانیت جایی متوقف نمیشود.
سردبیر