اعتراضات مسالمتآمیز مدنی که برآمده از واقعیتها و تحولات جامعه باشد، با نمود کمبودها و مشکلات به حاکمیت، نقش مهمی در اصلاحات ساختاری ایفا میکند. اعتراض از سوی مردم شیوهای برای بروز مشکلات منتج از تصمیمات اشتباه و مخرب و بازخوردی از روند سیاستگذاریهاست. در واقع، اعتراض تصمیمگیران اجرایی را از نحوه اجرا و سیاستگذاری آنها در جامعه آگاه میکند و نشان میدهد تداوم این شیوه با چه پیامدها و اثرات منفی روبهرو است، به همین دلیل اعتراض مسئولانه، آگاهانه و در چارچوب قانون، نشانه زندهبودن جامعه و سرمایهای برای تصحیح مسیرهاست، از این رو حکومتها برای بقا و اصلاح خود نیاز مبرم به شنیدن اعتراضات دارند و اعتراض به عنوان حق طبیعی مردم در فرایند برنامهریزی و تصمیمگیری حاکمیت کمک شایانی میکند، بهویژه در صورتی که اعتراضات در زمان مناسب، همزمان با شروع دوره تأثیرگذاری و در مرحله آغازین اجرا و پیش از تحقق نتایج و آثار منفی صورت پذیرد.
در مقابل، وظیفه مسئولان ابتدا پذیرش و مشروعیتبخشی و در گام دوم شنیدن و پاسخگویی مستمر به معترضان در قالب تدوین راهکارهای عملی و شدنی برای رفع مشکلات است. این تعامل دوجانبه و مؤثر، زمانی دوام خواهد یافت که با هدف بهبود و تغییرات سازنده و همچنین عاری از هر گونه شعار سیاسی، اغراض شخصی، حزبی و دخالت خارجی باشد. حال اگر این روند تحت شرایطی دچار آلودگی، اختلال و انحراف شود نه تنها اعتراض جنبه سودمندی خود را از دست میدهد که تبدیل به ضدخودش میشود. در این شرایط هم مردم و هم سیستم حکمرانی با از دست دادن فرصت اصلاح و تحول مؤثر، دچار خسران و راهحلهای آینده برای بهبود وضعیت مسدود میشوند. بارزترین عامل این رویداد، اغتشاش سازمانیافته و انحراف اعتراض به خشونت، تخریب، ناامنسازی و حمله به جان و مال مردم و نهادهای عمومی است که نتیجهای جز ضربهزدن به اعتماد عمومی، امنیت ملی و اراده مردم و در نهایت مخدوشکردن اقتدار و قدرت ملی در خود نمیپروراند، به همین دلیل اغتشاش به عنوان ابزار دشمن و ماحصل برنامهریزی همزمان سرویسهای جاسوسی و پدیده نفوذ ساختاری در حاکمیت، تلاش میکند مطالبه و خواسته حقیقی مردم را زیر خاکسترهای ناآرامی و تنشهای چندلایه در جامعه دفن و از آن به نفع خود استفاده کند.
امریکا و دیگر دشمنان ایران، با ایجاد آشوب و اغتشاش تنها به طور مستقیم به فروپاشی حکومت نمیاندیشند و از مسیرهای دیگری نیز این هدف را پوشش میدهند. تزریق مزدوران آموزشدیده به تجمعات اعتراضی مردمی و آلودهکردن شعارهای بحق آنها با شعارهای سیاسی به همراه تخریب و حمله به منافع مردم مانع انعکاس صدای واقعی مردم به حکومت میشود و حاکمیت را ناگزیر به واکنش میکند، در نتیجه هر نوع کنش اصلاحگرایانه و سازنده به حاشیه رانده میشود. علاوه بر آن، وضعیت درهمآمیخته اغتشاش و اعتراض با ایجاد چرخه خشونت، رادیکالسازی فضا، از بینبردن امکان گفتوگو و ایجاد سرخوردگی برای معترضان هزینههای فراوان انسانی، مالی، روانی و امنیتی هم به مردم و هم به دولت تحمیل میکند. امریکا تلاش میکند با تشدید شکافها، تبدیلشدن مشکلات به مسائل حلناپذیر و از بین رفتن اعتماد و آرامش عمومی راهبردهای ضدامنیتی و ضدایرانی خود را تقویت کند و کارایی آن را افزایش دهد.
شکست راهبردی در جنگ ۱۲ روزه و عدمهمراهی مردم با نشانههای اغتشاش مانند حمله به زندان اوین و صداسیما در زمان جنگ سبب شد امریکا از راههای دیگری برای فعالسازی کانونهای آشوب و عملیات تروریستی استفاده کند. امریکا تصور میکرد در طول جنگ ۱۲روزه، مردم با او همراه خواهند شد، اما نتیجه معکوس بود و جامعه علیه رژیمصهیونیستی و خود امریکا به پا خاست.
در حال حاضر، امریکا با دستاویز قرار دادن مشکلات معیشتی میکوشد زمینه را برای ورود کسانی که سالها آموزش دیدهاند، مهیا و آنها را علیه منافع مردم بسیج کند. امریکا قصد دارد ناکامی خود را در کسب حمایت از مردم ایران با ایجاد بلوا و ناآرامی از طریق مسدودسازی مسیرهای اصلاح مانند اعتراضات مسالمتآمیز جبران کند. برنامه امریکا این است که براندازان، سلطنتطلبان، منافقان و عمال تروریست را به همراه عناصر نفوذی به طور یکدست و ضربتی وارد عمل کند تا شرایط را از اغتشاش به درگیریهای خیابانی و در نهایت به جنگ داخلی بکشاند. در همین راستا، ترامپ با شعارهای دروغین حمایت از معترضان و القای حمایت نظامی از آنها تلاش دارد از بدنه مزدور خود حمایت کند و آنها را به جای مردم جا بزند. از سوی دیگر، برنامه تبلیغاتی امریکا این است که تفکیک اغتشاشگر با مردم امکانپذیر نباشد و اقدام دولت برای مهار ناآرامی و خشونت، به سرکوب مردمی تعبیر شود چراکه واکنش مردم به آنچه سرکوب گفته میشود، سرشار از خشم و بدبینی خواهد بود و اعتماد به دولت را کاهش خواهد داد یا از بین خواهد برد.
در این شرایط، برانگیختن احساسات و تحریک مردم از سوی رسانهها میتواند به مشتعلشدن فضای اعتراضی منجر شود. انتشار اخبار ناقص و جعلی، فیلمها و تصاویر رقتبار و مخدوشکردن مرز میان معترض و آشوبگر از جمله شگردهایی است که دشمن قصد دارد فضای تجمع مردمی را از کنترل خارج کند.
با توجه به عواقب بیان شده در جبرانناپذیری اغتشاش در بیان مطالبات مردم، دولت باید با اغتشاشگران برخورد قاطع کند، زیرا بیان اعتراض باید در چارچوب قانون باشد و اقدامات ساختارشکنانه مانع از بیان مطالبات واقعی میشود. علاوه بر آن، دولتمردان باید فضای رسمی برای سازماندهی و تعامل با معترضان مهیا کنند و حسننیت خود را برای رفع مشکلات مردم نشان دهند؛ امری که با ایجاد مرز شفاف بین معترض و آشوبگر سبب میشود نقشه دشمن برای مردمی نامیدن آشوب و ناآرامی با شکست مواجه شود و امکان مهار اغتشاش را نیز تسهیل کند. در مقابل، مردم نیز وظیفه دارند صفوف اعتراض مسالمتآمیز خود را از اغتشاشگران جدا و فرصت گفتوگو و اصلاح را حفظ کنند و مانع سوءاستفاده دشمنان خارجی شوند.