کد خبر: 1338274
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۰۲:۰۰
«غرب وحشی» پنهان پشت مفاهیم حقوق بشری امریکا بار‌ها صراحتاً اعلام کرده هدف غایی‌اش در قبال جمهوری اسلامی ایران، به تسلیم واداشتن این کشور است، بنابراین تمامی تلاش و منابع خود را در این مسیر به کارخواهد گرفت، خصوصاً که طرح حمله به ایران، همزمان با نمایش مذاکره با ایران، از سوی واشینگتن و تل‌آویو برنامه‌ریزی شده بود و ابراز تمایل امریکا به مذاکره، بخشی از نقشه فریب ایران از طریق مذاکره بود
 فاطمه بصیری 

جوان آنلاین: آنچه در ونزوئلا گذشت نشان داد غرب برخلاف ادعا‌های خود در مورد دموکراسی و احترام به حقوق ملت‌ها، تنها با تجاوز، غارت و تحقیر مردم سیاست‌های خود را پیش می‌برد.

غرب به رهبری امریکا، سال‌هاست با بهانه دفاع از حقوق بشر و ارزش‌های انسانی، مخالفان خود را سرکوب کرده و بر جان و مال آنها تاخته است. تجاوز امریکا به خاک ونزوئلا فراتر از چارچوب مداخله خارجی در کاراکاس، نمود زیر پا گذاشتن ماهیت مستقل و نابودی هویت مردم است.

ترامپ که مدعی صلح‌طلبی و خواهان دریافت جایزه صلح نوبل بود، پس از همکاری با رژیم‌صهیونیستی در تجاوز و اقدامات خصمانه علیه ایران، سال نوی میلادی را با حمله به ونزوئلا، یک کشور مستقل آغاز کرد و در اقدامی شبانه، رئیس‌جمهور قانونی آن کشور را ربود.

این عمل تنها به دلیل امتناع آن کشور از قرارگیری تحت سلطه امریکا و مقاومت در برابر غارت منابع نفتی‌اش صورت گرفت، همانطور که ترامپ بدون هیچ تعارفی اعلام کرد: «ما ونزوئلا را مدیریت خواهیم کرد... فقط برای نفت.»

بررسی سوابق تاریخی نشان می‌دهد امریکا پیش از این نیز با مداخله در امور داخلی کشور‌ها و سلب حق تعیین سرنوشت از ملت‌ها، منابع و منافع آنها را به نفع خود مصادره کرده است. برای مثال در سال ۱۹۸۹، ایالات‌متحده با حمله نظامی به پاناما مانوئل نوریه‌گا، رهبر وقت این کشور را دستگیر و به خاک امریکا منتقل کرد. نوریه‌گا پس از انتقال، در دادگاه‌های فدرال امریکا محاکمه و زندانی شد. این اقدام در همان زمان نیز با محکومیت‌های گسترده بین‌المللی مواجه شد و به عنوان نمونه‌ای روشن از استفاده یک‌جانبه از زور مورد انتقاد قرار گرفت.

«غرب وحشی»  پنهان پشت مفاهیم حقوق بشری

در سال ۲۰۰۲ هوگو چاوز، رئیس‌جمهور منتخب ونزوئلا در یک کودتای نظامی که امریکا از آن حمایت سیاسی و رسانه‌ای کرده بود، به طور موقت برکنار شد، اما این کودتا با مقاومت مردمی شکست خورد و چاوز به قدرت بازگشت. تجاوز به خاک ونزوئلا با هدف تغییر حاکمیت مستقل و قانونی آن، بار دیگر نشان داد باطن تمدن وحشی غرب بر پایه جنایت، غارت و از میان برداشتن تمدن‌های مستقل و کهن بنا شده است.

پیش‌تر، جنایت‌های رژیم‌صهیونیستی در غزه با حمایت کشور‌های غربی و به ویژه امریکا، به طور عیان‌تر و بی‌سابقه‌ای تمدن ادعایی آنها را رسوا کرد و به رغم تلاش‌های غرب برای سیطره بر افکار عمومی، یک آگاهی جمعی و خیزش جهانی را علیه خود ترتیب داد، با این حال غرب به وسیله امپراتوری رسانه‌ای وابسته، با تبلیغات دروغین درباره تمدنش، با تعویض جای جنایتکار و مظلوم، خود را ناجی حقوق مردم معرفی می‌کند.

آنها تلاش می‌کنند ماهیت استکباری خود را با شعار‌های رنگین دفاع از مردم و دموکراسی، پنهان و از این مسیر به طور سیستماتیک در جوامع نفوذ کنند.

واشینگتن احتمالاً ادعا خواهد کرد که برای دفاع از خود در برابر تهدید سازمان تروریستی مواد مخدر به رهبری مادورو اقدام کرده است، در حالی که هیچ شواهدی مبنی بر حمله قریب‌الوقوع ونزوئلا به امریکا وجود ندارد و طبق گفته کارشناسان، قاچاق مواد مخدر مصداق «حمله مسلحانه» نیست، از این رو دفاع غرب از حقوق بشر واقعی و صادقانه نیست، بلکه ابزاری سیاسی برای فشار و تغییر حاکمیت‌های مستقل است. آنچه مقامات امریکایی و در رأس آن ترامپ در مورد حمایت از اغتشاشگران در ایران می‌گویند، فرایندی برای فریب مردم و استفاده از آنها برای عملیات علیه کشور و ایجاد ناآرامی فراگیر است.

تغییر جهت جنگ علیه ایران به جنگ‌های داخلی بین مردم در ایران، استراتژی جدید امریکا برای جبران شکست در جنگ ۱۲ روزه است. از این منظر با فرض وابستگی مفهوم «نفوذ» به ادعا‌هایی مانند حمایت از مردم و دفاع از آزادی، می‌توان گفت هر گونه اقدام داخلی از سوی جریان‌های سیاسی که موضع ایالات‌متحده را تقویت کند، در قالب نفوذ سیستماتیک غرب در ایران معنا می‌یابد.

«حقارت و نیستی» نتیجه مذاکره با مرد دیوانه

تئوری مرد دیوانه، ترفندی بود تا سیاست‌های اجرایی کاخ سفید غیرمنتظره، غیرقابل پیش‌بینی و تهاجمی به نظر بیاید و یک هراس جمعی را در جهان و به ویژه در بین مخالفان به وجود آورد. این بازی که به ترامپ نسبت داده می‌شود، در تلاش است با ایجاد مکانیسم‌های ناگهانی، متناسب با شرایط موجود وحشتی فزاینده از امریکا ایجاد و به این ترتیب مخالف خود را ساکت کند. امریکا با محاصره و تجاوز آشکار به ونزوئلا و دستگیری مادورو نشان داد سیاست‌های استعماری خود را با تئوری فریبنده مرد دیوانه منطبق کرده است.

این موضوع نشان می‌دهد امریکا همچنان با پس‌زمینه نیات استعماری، اکنون غیرقابل اعتمادتر و تهاجمی‌تر از گذشته است، بنابراین هر نوع سیاستی که نیاز به اعتمادسازی واشینگتن داشته باشد فی‌البداهه محکوم به شکست است. بر همین اساس، درخواست مذاکره و گمان به اینکه مذاکره با امریکا می‌تواند نتیجه‌بخش باشد، بیانگر عدم‌فهم و ادراک واقعی و صحیح از امریکا و مسائل جهان نزد سیاستمداران خواهد بود.

در حال حاضر، برخی جریان‌های وابسته داخلی آگاهانه یا از روی غفلت، با تبلیغ و اصرار مداوم موضوع «تغییر پارادایم» و «ضرورت تغییر رویکرد سیاست خارجی» در رسانه‌های خود، نشان می‌دهند که درک درستی از تحولات و واقعیت‌های موجود ندارند. فراتر از آن، نادیده گرفتن تجربه عدم‌پایبندی امریکا به تعهداتش در برجام و سابقه تجاوزش به ایران نشان می‌دهد موضع این گروه‌های وابسته به غرب، تأمین منافع امریکاست نه منافع ملی ایران.

امریکا بار‌ها صراحتاً اعلام کرده هدف غایی‌اش در قبال جمهوری اسلامی ایران، به تسلیم واداشتن این کشور است، بنابراین تمامی تلاش و منابع خود را در این مسیر به کارخواهد گرفت، خصوصاً که طرح حمله به ایران، همزمان با نمایش مذاکره با ایران، از سوی واشینگتن و تل‌آویو برنامه‌ریزی شده بود و ابراز تمایل امریکا به مذاکره، بخشی از نقشه فریب ایران از طریق مذاکره بود. تردیدی نیست که ابراز تمایل مجدد امریکا به مذاکره با ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه، تکرار همان بازی فریبنده و پارادوکسی معنادار برای تداوم سیاست خارجه تهاجمی‌اش علیه ایران است.

تجاوز امریکا به ونزوئلا و دستگیری مادورو، در حالی صورت گرفت که بر اساس گزارش‌های غربی، رئیس‌جمهور ونزوئلا روز پنج‌شنبه آمادگی خود را برای مذاکره با امریکا اعلام کرده بود، بنابراین کدام عقلی بر معتبر و واقعی بودن مذاکره صحه می‌گذارد، در حالی که تنها هدف دشمنش نابودی کشور است و آیا این دشمن، می‌تواند کوچک‌ترین اراده‌ای برای برداشتن تحریم و گشودن افق‌های اقتصادی داشته باشد؟

برچسب ها: امریکا ، ایران ، مذاکره
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار