کد خبر: 1187684
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۴۰۲ - ۲۳:۰۰
شرخر‌ها دست پر فرار کردند

مردی که چند شرخر را برای ربودن تاجر سرشناس اجیر کرده بود پس از دستگیری ادعا کرد شرخر‌ها به او رکب زده و پس از گرفتن دستمزد ۳۵۰ میلیون تومانی و سرقت خودرویش گریخته‌اند.
چند روز قبل مرد جوانی در تهران وحشت‌زده به اداره پلیس رفت و از چند مرد ناشناس به اتهام ربودن یکی از دوستانش به نام بهنام شکایت کرد.
وی گفت: «دوستم مدیر یک شرکت تجاری است و ساعتی قبل در یکی از خیابان‌های شمالی تهران با هم قرار کاری داشتیم. من سر قرار بودم و بهنام هم با خودروی پرشیای صفرش به محل قرار آمد. وقتی از خودرو پیاده شد چهار مرد نقابدار از خودروی دیگری پیاده شدند و دو نفر به طرف من آمدند و دو نفر هم به طرف بهنام رفتند. آن‌ها به زور سوار خودروی بهنام شدند و او را با خود بردند و دو نفر دیگر هم مرا سوار خودروی خودشان کردند. آدم‌ربایان ساعتی بعد مرا در اطراف تهران رها کردند، اما الان از دوستم خبری ندارم.»
۲۴ ساعت بعد
با طرح شکایت مرد جوان، تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به دستور قاضی صادق‌زاده، بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی تهران برای بررسی حادثه وارد عمل شدند. بررسی‌ها نشان داد مرد تاجر از سوی آدم‌ربایان به مکان نامعلومی منتقل شده است. همچنین مشخص شد آدم‌ربایان با خانواده او تماسی نداشته‌اند. در‌حالی‌که ۲۴ ساعت از حادثه گذشته بود به مأموران پلیس خبر رسید مرد ربوده شده در حالی که به شدت زخمی بوده در یکی از جاده‌های اطراف تهران پیدا و برای درمان به بیمارستان منتقل شده است.
اخاذی
بدین ترتیب مأموران به بیمارستان رفتند و از گروگان آزاد شده تحقیق کردند. وی در توضیح ماجرا گفت: «آن روز آدم‌ربایان مرا به خانه‌باغی در اطراف تهران بردند. آن‌ها مرا شکنجه کردند و گفتند به حساب آن‌ها پول واریز کنم و وقتی گفتم فعلاً پولی در حسابم ندارم، پیشنهاد دادند خودرویم را به نام آن‌ها بزنم. مشخص بود که از مرد دیگری دستور می‌گیرند و مرا شکنجه می‌دهند. در نهایت من از ترس جانم قبول کردم همراه آن‌ها به دفتر ثبت بروم و سند خودرویم را به نام آن‌ها بزنم. آدم‌ربایان پس از ۲۴ ساعت گروگانگیری مرا به یک محضرخانه بردند و پس از اینکه سند خودرو را به نام یکی از آن‌ها زدم مرا در جاده خلوتی رها کردند. من حالم به شدت بد بود و توان راه رفتن نداشتم، رهگذران مرا پیدا و به بیمارستان منتقل کردند.»
شریک قدیمی
مأموران پلیس در ادامه برای شناسایی آدم‌ربایان فیلم دوربین‌های مداربسته محل حادثه را بررسی کردند و موفق شدند صاحب خودروی آدم‌ربایان را که مرد جوانی بود شناسایی و به دام بیندازند. متهم وقتی دستگیر شد ادعا کرد خودرو را روز حادثه به صورت امانت به یکی از دوستانش به نام افروز داده است. بررسی‌ها نشان داد افروز همکار قدیمی شاکی بوده تا اینکه مدتی قبل با هم اختلاف مالی پیدا می‌کنند و رابطه کاری‌شان قطع می‌شود.
سپس مأموران افروز را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. متهم در بازجویی‌ها اعتراف کرد به‌خاطر اختلاف مالی چند مرد شرخر را اجیر کرده تا از شاکی طلبش را بگیرند. متهم در ادامه برای تحقیقات بیشتر در اختیار مأموران پلیس قرار گرفت. تلاش برای دستگیری متهمان فراری ادامه دارد.
رکب خوردم
متهم در بازجویی‌ها ادعا کرد از شاکی ۳۰۰ میلیون تومان طلب داشته، به همین دلیل چند شرخر را اجیر کرده تا طلبش را از او بگیرند، اما شرخر‌ها او را فریب دادند و به بهانه اینکه خودروی ۷۰۰ میلیون تومانی شاکی را به نامش زده‌اند ۳۵۰ میلیون تومان از او گرفته و فرار کرده‌اند.
گفتگو با متهم
افروز چه شد که نقشه آدم‌ربایی را طراحی کردی؟
من برای گرفتن طلبم چند شرخر را اجیر کردم که شریک قدیمی‌ام را کتک بزنند و با تهدید طلبم را از او بگیرند و اصلاً دستور آدم‌ربایی نداده بودم، اما آن‌ها سرخود او را ربودند و به مدت ۲۴ ساعت گروگان گرفتند.
چقدر اختلاف مالی داشتی؟
بهنام شرکت تجاری دارد و من هم در کار تجارت فعالیت می‌کردم و مدتی نیز با هم کار کردیم. چند معامله با هم انجام دادیم و او اعتماد مرا به خودش جلب کرد تا اینکه چند ماه قبل در معامله‌ای ۳۰۰ میلیون تومان به من بدهکار شد. بهنام امروز و فردا می‌کرد و بدهی‌اش را نمی‌داد و در نهایت هم گفت اصلاً طلبی از او ندارم و آب پاکی را روی دستم ریخت، به همین خاطر تصمیم گرفتم چند شرخر را اجیر کنم تا ۳۰۰ میلیون تومان طلبم را زنده کنم.
چرا شکایت نکردی؟
من به او اعتماد کرده بودم و برای طلبم مدرکی در دست نداشتم و اگر شکایت می‌کردم به نتیجه نمی‌رسیدم، به همین دلیل این تصمیم اشتباه را گرفتم. البته یکی از دوستانم وقتی فهمید بهنام طلبم را نمی‌دهد پیشنهاد داد چند شرخر استخدام کنم و من هم مدتی به دنبال شرخر گشتم و در نهایت یک نفر آن‌ها را به من معرفی کرد، اما آن‌ها هم به من رکب زدند و نه تنها پولم را وصول نکردند، حتی از من کلاهبرداری هم کردند و الان به اتهام همدستی با آدم‌ربایان دستگیر شده‌ام و باید به زندان بروم.
چرا رکب خوردی؟
همانطور که گفتم، قرار بود شرخر‌ها شاکی را تهدید کنند و طلب مرا بگیرند، اما آن‌ها بعد از ساعتی به من خبر دادند بهنام را ربوده‌اند و به خانه‌باغی در اطراف تهران برده‌اند. آن‌ها گفتند بهنام را شکنجه داده‌اند، اما او پولی نداشته به حسابم واریز کند. آن‌ها گفتند فقط می‌توانند سند خودرویش را به نام من بزنند. یکی از آن‌ها خواست مدارک شناسایی‌ام را برایش بفرستم تا همراه بهنام به دفتر ثبتی بروند و سند خودروی او را به نام من بزنند. من به آن‌ها اعتماد کردم و مدارک را برایشان فرستادم و آن‌ها هم گفتند خودروی شاکی ۷۰۰ میلیون تومان ارزش دارد و از من خواستند برای دستمزدشان ۳۵۰ میلیون تومان به حسابشان واریز کنم. من پول را واریز کردم، اما بعداً فهمیدم شرخر‌ها به من رکب زده‌اند و سند خودرو را هم به نام خودشان زده و فرار کرده‌اند.
حرف آخر؟
پشیمان هستم،‌ای کاش تصمیم درستی می‌گرفتم. من از چاله به چاه افتادم و خودم را گرفتار کردم.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار