کد خبر: 1179929
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۱:۴۰

صرف‌نظر از اینکه تفاوت‌های زن و مرد موجب تفاوت‌هایی در حقوق و مسئولیت‌های خانوادگی زن و مرد می‌شود یا نمی‌شود، اساساً این مسئله یکی از عجیب‌ترین شاهکار‌های خلقت است؛ درس توحید و خداشناسی است، آیت و نشانه‌ای است از نظام حکیمانه و مدبرانه جهان، نمونه بارزی است از اینکه جریان خلقت تصادفی نیست، طبیعت جریانات خود را کورمال کورمال طی نمی‌کند، دلیل روشنی است از اینکه بدون دخالت دادن اصل «علت غایی» نمی‌توان پدیده‌های جهان را تفسیر کرد.
دستگاه عظیم خلقت برای اینکه به هدف خود برسد و نوع را حفظ کند، جهاز عظیم تولید نسل را به وجود آورده است؛ دائماً از کارخانه خود همجنس نر به وجود می‌آورد و هم جنس ماده و در آنجا که بقا و دوام نسل احتیاج به همکاری و تعاون دو جنس دارد (مخصوصاً در نوع انسان) برای اینکه این دو را به کمک یکدیگر در این کار وادارد، طرح وحدت و اتحاد آن‌ها را ریخته است. کاری کرده است که خودخواهی و منفعت‌طلبی- که لازمه هر ذی حیاتی است- تبدیل به خدمت و تعاون و گذشت و ایثار شود، آن‌ها را طالب همزیستی با یکدیگر قرار داده است و برای اینکه طرح کاملاً عملی شود و جسم و جان آن‌ها را بهتر به هم بپیوندد، تفاوت‌های عجیب جسمی و روحی را در میان آن‌ها قرار داده است و همین تفاوت‌هاست که آن‌ها را بیشتر به یکدیگر جذب می‌کند، عاشق و خواهان یکدیگر قرار می‌دهد. اگر زن دارای جسم، جان، خلق و خوی مردانه بود، محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و او را شیفته وصال خود کند و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را می‌داشت، ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالی‌ترین هنر خود را صید، شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد. مرد، جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.
قانون خلقت، زن و مرد را طالب و علاقه‌مند به یکدیگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقه‌ای که به اشیا دارند. علاقه‌ای که انسان به اشیا دارد از خودخواهی او ناشی می‌شود، یعنی انسان اشیا را برای خود می‌خواهد، به چشم ابزار به آن‌ها نگاه می‌کند، می‌خواهد آن‌ها را فدای خود و آسایش خود کند. اما علاقه زوجیت به این شکل است که هر یک از آن‌ها سعادت و آسایش دیگری را می‌خواهد از گذشت و فداکاری در باره دیگری لذت می‌برد.

تفاوت‌های زن و مرد
در شماره ۹۰ مجله زن روز نظریه یک پروفسور روانشناس مشهور امریکایی به نام پروفسور ریک- که سالیان دراز به تفحص و جست‌وجو در احوال زن و مرد پرداخته و نتایجی به دست آورده و در کتاب بزرگی تفاوت‌های بی‌شمار زن و مرد را نوشته است- منعکس شد.
این پروفسور بیان می‌کند: دنیای مرد با دنیای زن به کلی فرق می‌کند. اگر زن نمی‌تواند مانند مرد فکر کند یا عمل نماید، از این روست که دنیای آن‌ها با هم فرق می‌کند. وی می‌گوید: در تورات آمده است «زن و مرد از یک گوشت به وجود آمده‌اند.» بلی با وجودی که هر دو از یک گوشت به وجود آمده‌اند، جسم‌های متفاوت دارند و از نظر ترکیب به کلی با هم فرق می‌کنند. علاوه بر این، احساس این دو موجود هیچ وقت مثل هم نخواهند بود و هیچ گاه یک جور در مقابل حوادث و اتفاقات عکس‌العمل نشان نمی‌دهند. زن و مرد بنا به مقتضیات جنسی رسمی خود به طور متفاوت عمل می‌کنند و درست مثل دو ستاره روی دو مدار مختلف حرکت می‌کنند. آن‌ها می‌توانند همدیگر را بفهمند و مکمل یکدیگر باشند، ولی هیچ گاه یکی نمی‌شوند و به همین دلیل است که زن و مرد می‌توانند با هم زندگی کنند، عاشق یکدیگر بشوند و از صفات و اخلاق یکدیگر خسته و ناراحت نشوند.
پروفسور ریک مقایسه‌هایی میان روحیه زن و مرد به عمل آورده و تفاوت‌هایی به دست آورده است و از آن جمله می‌گوید: «برای مرد خسته‌کننده است که دائم نزد زنی که دوستش دارد به سر برد، اما هیچ لذتی برای زن بالاتر از این نیست که همیشه در کنار مرد مورد علاقه‌اش به سر برد.»
مرد دلش می‌خواهد هر روز به همان حالت همیشگی باقی بماند، اما یک زن همیشه می‌خواهد موجود تازه‌ای باشد و هر صبح با قیافه تازه‌تری از بستر برخیزد.
بهترین جمله‌ای که یک مرد می‌تواند به زنی بگوید اصطلاح «عزیزم تو را دوست دارم» است. زیباترین جمله‌ای که یک زن به مرد مورد علاقه‌اش می‌گوید جمله «من به تو افتخار می‌کنم» است.
اگر مردی در دوران زندگی‌اش با چندین معشوقه به سر برده باشد، به نظر زنان دیگر مردی جالب توجه می‌آید. مرد‌ها از زنی که بیش از یک مرد در زندگی‌اش وجود داشته باشد، بدشان می‌آید.
مرد‌ها وقتی که پیر می‌شوند، احساس بدبختی می‌کنند، چون تکیه گاه خود یعنی کارشان را از دست می‌دهند. زن‌های مسن احساس رضایت می‌کنند، چون بهترین چیز‌ها را از نظر خودشان دارا هستند: یک خانه و چندین نوه.
خوشبختی از نظر مرد‌ها به دست آوردن مقام و شخصیتی قابل احترام در میان اجتماع است. خوشبختی برای یک زن، یعنی به دست آوردن قلب یک مرد و نگهداری او برای تمام عمر.
یک مرد همیشه می‌خواهد که زن مورد علاقه‌اش را به دین و ملیت خود درآورد. برای یک زن همانقدر که تغییر دادن نام خانوادگی‌اش بعد از ازدواج آسان است، عوض کردن دین و ملیت نیز به خاطر مردی که دوستش دارد آسان است.»
برگرفته از کتاب نظام حقوق زن در اسلام
استاد شهید مرتضی مطهری

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار