کد خبر: 1179659
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۴۰۲ - ۰۳:۴۰
خاطراتی از همراهی رزمندگان سپاه و ارتش در تابستان ۱۳۶۳ در گفت‌و‌گوی «جوان» با یک رزمنده دفاع‌مقدس
«عملیات نشد» برای همه‌مان خاطره‌ای ماندگار شد! تا زمستان ۱۳۶۳، ارتش و سپاه با هم مشترکاً عملیات انجام می‌دادند. به این ترتیب که غالباً یک یا دو گروهان از ارتش، موقتاً به یک گردان از سپاه می‌پیوستند و به همین نسبت نیز یک گروهان از سپاه به گردان ارتش می‌رفت و در ادغام با نیرو‌های آن گردان، وارد عملیات می‌شدند.

تا زمستان ۱۳۶۳، ارتش و سپاه با هم مشترکاً عملیات انجام می‌دادند. به این ترتیب که غالباً یک یا دو گروهان از ارتش، موقتاً به یک گردان از سپاه می‌پیوستند و به همین نسبت نیز یک گروهان از سپاه به گردان ارتش می‌رفت و در ادغام با نیرو‌های آن گردان، وارد عملیات می‌شدند. بعد از عملیات بدر که زمستان سال ۶۳ بود، سپاه و ارتش جداگانه عملیات انجام می‌دادند و دیگر ادغامی در کار نبود، ولی همچنان از عملیات یکدیگر حمایت و پشتیبانی می‌کردند. خاطره‌ای که پیش رو دارید، مربوط به ادغام چند گروهان مستقل از لشکر ۱۴ امام‌حسین (ع) در لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا (ع) است که در گفتگو با سیدمرتضی موسوی و به روایت ایشان پیش‌رو دارید.

۳ گروهان مستقل
تابستان ۱۳۶۳ بود. به دستور حاج حسین خرازی قرار شد سه گروهان مستقل از لشکر امام حسین (ع) به فرماندهی برادر شهید تقی علیجانی، برادر علی جعفری و برادر اکبر عنایتی به لشکر ۲۱ حمزه بروند تا برای انجام عملیات مشترک اعزام شوند. هر گروهان به استعداد ۱۵۰نفر بود. در مقابل هم دو گروهان ارتش به گردان‌های امیرالمؤمنین (ع) و موسی‌بن‌جعفر (ع) بیایند.
مأموریت گروهان مستقل قمربنی هاشم (ع) به فرماندهی برادر علی جعفری که من در آن زمان جانشین این گروهان مستقل بودم، رفتن به تیپ یک لشکر ۲۱حمزه در اطراف جاده دارخوین به طرف بیمارستان امام حسین (ع) بود. تابستان هوا بسیار گرم و حرارت زیادی از دل خاک خوزستان به هوا برمی‌خواست. گروهان مستقل را با کمک ماشین‌های ترابری سنگین لشکر امام حسین (ع) به مقر گردان ۱۶۱ ارتش انتقال دادیم. باید مدتی در داخل چادر‌های گروهی می‌ماندیم و هر دسته ۳۰ نفری برای خودش چادر برپا کرده بود.

سقفی از تور‌های استتار!
از شدت گرما، استراحت و ماندن در داخل چادر‌ها برای نیرو‌ها سخت شده بود. برادران ارتشی به رسم میهمان‌نوازی، تور‌های استتار را برای ما آوردند و بچه‌ها تور‌ها را روی سر چادر‌ها به عنوان سایه‌بان نصب کردند. آموزش فشرده نیرو‌ها شبانه‌روزی با تعامل با برادران ارتش و متناسب با شرایط و زمین منطقه عملیاتی بدون وقفه ادامه داشت.
شناسایی منطقه عملیاتی پاسگاه زید از مدت‌ها قبل از سوی نیرو‌های واحد اطلاعات و عملیات و واحد تخریب شروع شده بود. با تکمیل شناسایی‌ها، به زمان عملیات مشترک سپاه و ارتش در منطقه زید نزدیک می‌شدیم. سرگرد الماسی فرمانده گردان ۱۶۱ مرتب در سخنرانی‌های خود در جمع کادر و سربازان از حضور نیرو‌های مردمی و سپاه به عنوان پیشقراولان و خط‌شکنان عملیات یاد و ابراز خرسندی می‌کرد!

جلسات ارتش و سپاه
همچنین جلساتی با حضور فرماندهان ارتش و فرماندهان گروهان‌های مستقل سپاه در قرارگاه تاکتیکی لشکر ۲۱ حمزه و تیپ یک که در مجاور رودخانه کارون قرار داشت، انجام می‌گرفت. کم‌کم به شب عملیات نزدیک می‌شدیم. کار شناسایی منطقه عملیاتی زید تقریباً تمام شده بود و یگان‌های ارتش و سپاه اقدام به نقل و انتقال واحد‌های پشتیبان خود به منطقه کردند. محور‌های عملیاتی هر لشکر، تیپ و مأموریت هر گردان مشخص شده بود.
به دلیل فاصله زیاد بین خط مقدم ما و دشمن، بچه‌هایی که در خط زید بودند، شبانه چندین کانال نفررو جلوتر از خط خودی حفر کرده بودند تا فاصله با دشمن کمتر شود. لازمه شکستن خط مقدم دشمن عبور از میادین مین وسیع، سیم خاردار‌های حلقوی پی در پی، سنگر‌های کمین و عبور از کانال ضد تانکی بود که مقابل ما و نیرو‌های عمل‌کننده قرار داشت.
شب‌ها نیرو‌ها تمرین‌های سختی را برای عبور از این موانع در بیابان‌های اطراف دارخوین انجام می‌دادند. بیشتر روز‌ها سردار شهید حاج علی قوچانی به عنوان نماینده لشکر، برای بازدید و بررسی اوضاع و احوال نیرو‌های گروهان مستقل به مقر ما می‌آمدند.

آب در کانال ضد تانک
کم‌کم به شب عملیات نزدیک می‌شدیم. یک روز صبح اول وقت حاج علی قوچانی با تویوتا نزد ما آمد و در کنار چادر کادر گروهان مستقل توقف کرد. خدمت ایشان رسیدم. بعداز سلام و احوالپرسی، در حالی که در اطراف چادر‌های نیرو‌ها قدم می‌زد به من گفت: «سید! احتمالاً فردا آخرین جلسه هماهنگی با فرماندهان ارتش و گروهان‌های مستقل در قرارگاه تاکتیکی ارتش است. دشمن از تحرکات ما باخبر و اقدام به انتقال و انداختن آب به داخل کانال ضدتانک کرده است. بچه‌های واحد اطلاعات و عملیات دیشب گزارش دادند که کانال پر از آب شده و از لبه کانال به اطراف سرایت کرده است! این مسئله، عبور نیرو‌های خط‌شکن را با مشکل روبه‌رو می‌کند. فردا که به جلسه قرارگاه لشکر ۲۱ حمزه رفتی، حتماً از جناب سرهنگ سؤال کن چه تدبیری برای عبور نیرو‌ها از کانال ضدتانک اندیشیده است؟»
حاج علی سپس خداحافظی کرد و رفت. هنگام عصر پیک گردان آمد و گفت جناب سرگرد الماسی سلام رساند و فرمودند فردا صبح باید برای جلسه به اتفاق به قرارگاه تاکتیکی تیپ برویم. با نزدیک‌شدن به شب عملیات، شور و حال خاص معنوی در بین نیرو‌های گروهان مستقل قمربنی هاشم (ع) ایجاد شده بود. هر لحظه امکان داشت فرمان حرکت برای رفتن به موقعیت مهدی (عج) از سوی فرماندهان صادر شود. سلاح و تجهیزات و مهمات لازم بین نیرو‌ها توزیع و مأموریت گروهان مستقل، محور و کانالی که باید از آن عبور می‌کردیم دقیقاً مشخص شده بود عملیات سخت و دشواری در پیش‌رو است.
منطقه زید مانند کف دست صاف بود و قدرت زرهی و مانور تانک‌های دشمن بسیار بالا بود! در عملیات قبلی مانند رمضان و خیبر، نیرو‌ها موفق به ایستادن و تثبیت مواضع خود در منطقه زید نشده بودند و دشمن موانع ایذایی زیادی و آرایش‌های مختلفی را با استفاده از تجارب مستشاران نظامی دنیا در منطقه شرق بصره برای متوقف کردن گردان‌های پیاده ما، ایجاد کرده بود تا نیرو‌های رزمنده قادر به نزدیک شدن به شهر مهم بصره نباشند! در حقیقت همه دنیای شرق و غرب پای کار آمده بودند تا ایران، پیروز میدان جنگ نباشد.
دقت برادران سپاه
فردا صبح اول وقت به اتفاق جناب سرگرد الماسی فرمانده گردان ۱۶۱ به محل قرارگاه تاکتیکی لشکر ۲۱ حمزه رهسپار شدیم؛ همه فرماندهان ارتش به قرارگاه آمده بودند. در ساعت مقرر جلسه داخل قرارگاه و در سنگر‌های بتونی که در زیر خرمن‌ها خاک قرار گرفته بود، با تلاوت قرآن کریم شروع شد. دورتا دور سنگر بتونی افسران ارتش نشسته بودند. در بالای سنگر نقشه بزرگی از منطقه عملیاتی پاسگاه زید عراق خودنمایی می‌کرد. با تمام شدن تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم، فرمانده لشکر ۲۱ حمزه به شرح مانور محور‌های عملیاتی لشکر در پاسگاه زید پرداخت. جلسه حدود یک ساعت و نیم طول کشید. در پایان جلسه، جناب سرهنگ در حالی که اخم‌های خودش را بالا کشیده بود، با صلابت و با صدای بلند گفت: «سؤالی نیست؟» سکوت در بین فرماندهان در قرارگاه حکمفرما شد. کسی حرفی نمی‌زد!
ناگهان من دست راستم را بالا بردم و گفتم: «جناب سرهنگ! ببخشید سؤالی داشتم!» سرهنگ گفت: «برادران سپاه سؤالی دارند همه توجه کنند!» گفتم جناب سرهنگ طبق اطلاع موثق جدیداً دشمن آب را روانه منطقه عملیاتی کرده و آن را به داخل کانال ضدتانک هدایت کرده و آب از لبه‌های کانال فراتر رفته که باعث شده بخشی از میدان مین را آب فرابگیرد. با توجه به اینکه ما در یکی از محور‌های عملیاتی ارتش به عنوان نیرو‌های پیشقراول وارد عمل می‌شویم، آیا تدبیری برای عبور نیرو‌ها از کانال ضد تانک شده است؟
با شنیدن این خبر، جناب سرهنگ تعجب کرد و با صدای بلند و تندی خطاب به افسران حاضر در قرارگاه گفت: «من از شما افسران لشکر انتظار داشتم تا این سؤال را از من بپرسید، اما دقت نظر برادران سپاه قابل توجه و تقدیر است»، آنگاه جناب سرهنگ توضیحاتی در خصوص روانه شدن آب توسط دشمن به منطقه زید ارائه کرد و گفت: «متأسفانه هنوز تدبیری برای این موضوع و نحوه عبور نیرو‌های خط شکن از کانال ضد تانک اندیشیده نشده. به محض تصمیم به شما خبر خواهیم داد»!
عملیات نشد
جلسه قرارگاه تمام شد و هنوز به موقعیت محل استقرار نرسیده بودیم که ماشین سردار شهید حاج علی قوچانی از دور نمایان شد. به محض توقف اتومبیل، حاج علی من را صدا زد و گفت: «عملیات به خاطر آب انداختن عراق در بین دو خط مقدم و کانال ضد تانک متوقف شده است» هر چه زودتر اسباب خود را جمع کنید و با آمدن ماشین‌های ترابری سنگین به شهرک دارخوین برگردید. این عملیات هم به نام «عملیات نشد!» در بین فرماندهان و نیرو‌های لشکر مقدس امام حسین (ع) معروف شد و در خاطره همه ما ماند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار