رسول ترک، با وجود همه خلافکاریهایش ارادت به امام حسین (ع) را فراموش نکرد، به یک تلنگر مسیر زندگی خود را تغییر داد و باقی عمرش را در دستگاه امام حسین (ع) و اهلبیت گذراند رسول ترک، با وجود همه خلافکاریهایش ارادت به امام حسین (ع) را فراموش نکرد، به یک تلنگر مسیر زندگی خود را تغییر داد و باقی عمرش را در دستگاه امام حسین (ع) و اهلبیت گذراند. علی گندابی که محور شرارت و مسکرخوری بود شب اول محرم مسیر زندگیش تغییر کرد، به کربلا رفت و تصمیم گرفت پاک شود و برگردد. برنگشت و مقیم کربلای حسینبنعلی شد. روزنه نور تمام وجود علی را گرفت. بعد به نجف رفت. آن زمان میرزای شیرازی در نجف نماز که میخواند، علی صف آخر نماز بود. روزها گذشت و علی کمکم رسید به صف اول نماز و ملازم میرزا شد و نزدیک میرزا بود. علی کسی شده بود که وقتی میرزای شیرازی وارد حرم میشد متوجه میشد علی نیست منتظر میماند تا بیاید. در نهایت هم خدا آنگونه به او لیاقت داد که زیر پای زوار علی ابن ابیطالب (ع) خاکش کردند. آدمهای شبیه علی گندابی و رسول ترک کم نبودند، اما شاید روایتهای آنان به گوش ما نرسیده و متوجه آن نشدیم. اصلاً چرا راه دور؟! من و شما هم شاید کم از رسول ترک خلافکار و علی گندابی شرور نباشیم. همه ما خراب میکنیم. انگار رسم دنیا این است که دوباره و دوباره بسازیم و خراب کنیم و بر عکس دوباره و دوباره خراب کنیم و بسازیم. همه ما درگیر ظواهر دنیا هستیم و دنبال آن میرویم؛ نه اینکه دنیا ما را بکشاند؛ ما خودمان دنبال آن میرویم. شیطان روزی مدعی میشود که مگر من دستش را گرفتم که فلان کار را بکن یا نکن، خودش دنبال من دوان دوان میآمد. ذات انسان طغیانگر است و در قرآن هم آمده «به یقین انسان طغیان میکند.» (علق/ آیه ۶) این طغیان در کنار دو ویژگی بینهایتطلبی و نامحدودطلبی- که همان حرص و زیاده خواهی و لذت طلبی است- از ما همانی را میسازد که خودمان دنبال شیطان برویم. امام حسین (ع) روزی به مردم کوفه فرمودند: «شما بیعتتان را با ما ترک کردید زیرا تمایل دارید با فساد و بیبند و باری زندگی کنید.»
برای همه ما مسیر این تلنگر هر ساله و حتی هر روز هموار است. شاید در طول زندگی یا در طول ماه و روز بارها از این تلنگرها بخوریم و بشنویم، اما از کنار آن رد میشویم. مسیر را گم کردیم. خودمان گم شدیم و دستگیری کنار خود نمیبینیم. برخی زمانها و موقعیتها شرایط این تلنگر را نزدیکتر و هموارتر میکند. ماه محرم و روز و شبهایی که در و دیوار شهر مزین به پرچم عزای سید الشهدا (ع) است، فرصت خوبی برای دریافت این تلنگر و تأمل کردن است. عاشورا داغی در قلب تاریخ گذاشت که تا ابد از حرارت نمیافتد. بعد از ۱۴ قرن هنوز هم جزئیات واقعه عاشورا را به یاد میآوریم. عاشورا کلاسی هزار ساله است که باید هر روز درسهای آن را مرور کرد. شاگرد خوب بودن یعنی یادگیری در یک دهه و یک ماه و درس پس دادن در مابقی روزهای سال. هدف عزاداری نه صرف سیاه پوشیدن و گریه کردن بلکه برای صاف کردن و زلالی روح ماست. در زیارت عاشورا میخوانیم «وَثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْق عِنْدَک مَعَ الْحُسَینِ وَأَصْحابِ الْحُسَینِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَینِ (ع)»؛ خداوندا گامهاى مرا از روى صدق نزد خودت، با حسین و یارانش ثابت بدار، همان یارانى که خون خود را تقدیم او کردند».