زنی که به اتهام قتل آتشین شوهر صیغهای خود در بازداشت به سر میبرد در جلسه دادگاه درخواست گذشت کرد. دو سال قبل کارکنان بیمارستانی در تهران به پلیس خبر دادند مردی که به دلیل شدت سوختگی به آن مرکز منتقل شده بود به دلیل شدت جراحت فوت شده است. حضور پلیس در محل و بررسیهای اولیه نشان داد مرد ۲۸ ساله هومن نام دارد و پزشکان دو روز قبل که هومن و همسرش به بیمارستان منتقل شده بودند، کارهای درمانی را برای نجات آنها انجام داده بودند، اما هومن به دلیل سوختگی بالای ۹۰ درصد فوت میشود. همچنین معلوم شد هومن قبل از فوتش به کادر درمان گفته که همسرش سمانه او را آتش زده است. بعد از تأیید حادثه و حضور بازپرس در بیمارستان، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و سمانه هم که به دلیل سوختگی کمتر در همان بیمارستان بستری بود، بازداشت شد. او در جریان تحقیقات به پلیس گفت: «من و هومن ۱۰ سال قبل با هم آشنا شدیم. آن زمان من ۱۹ ساله بودم و هومن یک سال از من کوچکتر بود. به او علاقهمند شدم برای همین خانهای اجاره کردیم و من همسر موقتش شدم و زندگیمان را از همان سال شروع کردیم. البته ماجرای ازدواجمان را از خانوادههایمان پنهان کرده بودیم، با این حال گاهی به خانوادههایمان سرکشی میکردیم، ولی چند سال که گذشت آنها هم همه چیز را فهمیدند و شرایطی را که در آن قرار داشتیم، قبول کردند.»
متهم ادامه داد: «در مدتی که با هومن زندگی کردم به او علاقه داشتم و او هم تلاش میکرد زندگی خوبی برایم فراهم کند تا یک روز بتوانیم به صورت رسمی با هم ازواج کنیم، اما او به هر دری میزد نمیتوانست شرایط زندگی سختمان را درست کند تا اینکه به دام نزولخواران افتاد و زندگی ما از چیزی که بود هم سختتر شد. بعد از آن کلی بدهی بالا آورد، بهطوریکه گفت دیگر نمیتواند شرایط زندگی را تحمل کند. هومن دچار افسردگی شدیدی شده بود، بهطوریکه یک روز که به خانه آمدم، دیدم قرص خورده و خودکشی کرده است. او را به بیمارستان بردم و نجات پیدا کرد. زندگیمان خیلی تلختر از گذشته شده بود، با این حال کنارش ماندم. هومن بعد از آن دو بار دیگر هم خودکشی کرد تا اینکه او را نزد روانپزشک بردم و تحت نظر پزشک دارو مصرف میکرد.»
او در شرح حادثه هم گفت: «مدتی قبل از آن روز هومن درباره خودکشی حرف میزد و از من میخواست دیگر به او کمک نکنم، چراکه میگفت دیگر طاقت زندگی را ندارد. آن روز هم دوباره سر حرف را باز کرد. من از شنیدن حرفهایش عصبانی شدم و گالن بنزینی آوردم و گفتم حالا که قصد خودکشی داری بهتر است هر دو زندگیمان را تمام کنیم. بنزین را در چهار طرف اتاق ریختم تا شاید بترسد و دست از رفتارش بردارد. نمیخواستم به هومن آسیب برسانم و آن کار را فقط برای ترساندش انجام دادم، اما مقداری بنزین روی بخاری ریخت و خانه آتش گرفت. هومن کنار بخاری نشسته بود که ناگهان آتش گرفت و دامنه آتش به من هم سرایت کرد. بعد همسایهها رسیدند و ما را به بیمارستان بردند.»
بعد از اعتراف متهم و کامل شدن بررسیها، بازپرس او را به اتهام قتل عمد مجرم شناخت و پرونده بعد از صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی به پرونده و بعد از اینکه قاضی رسمیت جلسه را اعلام کرد، اولیای دم گفتند که خواستهشان قصاص است. آنها گفتند میدانستند که سمانه صیغه پسرشان است و حالا که او باعث مرگ فرزندشان شده، خواستهشان قصاص است.
بعد از آن سمانه به درخواست قاضی در جایگاه قرار گرفت و گفت: «من عاشق هومن بودم و با وجود اینکه گفته بود حاضر نیست با من ازدواج دائم کند، حاضر شدم ۱۰ سال صیغهاش باشم. او برای زندگی بهتر خیلی تلاش کرد و زمانی هم که دچار افسردگی شد من کنارش ماندم. خانوادهاش هم میدانند که برای کمک به هومن کنارش مانده بودم. روز حادثه هم قصد کشتن او را نداشتم و فقط میخواستم بترسد و دیگر حرف خودکشی نزند. وقتی آتشسوزی اتفاق افتاد، هومن کنار بخاری نشسته بود که آتش گرفت. خودم به کمکش رفتم و آتشش را خاموش کردم، اما نتوانستم نجاتش بدهم و خودم هم سوختم. عمدی در کار نبود و درخواست گذشت دارم.» هیئت قضایی بعد از شنیدن دفاعیات متهم و وکیل او وارد شور شد.