پس از غرق شدن دو میلیاردر و سه همراه که با یک زیردریایی کوچک به دیدن لاشه کشتی معروف «تایتانیک» رفتند و پوشش رسانهای گسترده (و شاید بیش از اندازه) این داستان، بار دیگر توجهات را به ماجرای کشتی معروف «RMS Titanic» و غرقشدن آن در ۱۵آوریل۱۹۱۲ جلب کرد. بر همین اساس خبرگزاری «مشرق» یکی از عجیبترین فرضیههای غرق شدن کشتی تایتانیک را بازخوانی کرده است. در ادامه چکیدهای از این گزارش مرور میشود: آنچه در زیر خواهید خواند، مجموعهای از «فکتها» (دادههای واقعی) است که نحوه پیوند دادن آنها باهم، میتواند کل ماجرای تایتانیک را نسبت به تصویری که اکنون در ذهن عموم مردم دنیا وجود دارد، دگرگون سازد.
در سال ۱۸۹۸ نویسندهای به نام مورگان رابرتسون کتابی با عنوان «غرق تایتان» در مورد یک کشتی لوکس ظاهراً غرقناشدنی به نام «تایتان» نوشت که در ماه آوریل در اقیانوس اطلسشمالی به دلیل سرعت بالا و نداشتن دید در شب مهآلود، به کوه یخی برخورد کرد و به خاطر کمبود قایق نجات بیشتر سرنشینان آن کشته شدند. قابل تردید نیست که این خلاصه داستان ماجرای کشتی «تایتانیک» است!
۱۴سال بعد، داستان این کتاب تخیلی در زندگی واقعی دقیقاً به همان نام، با غرق شدن کشتی تایتانیک محقق شد، اما این بار پیامدهای سیاسی و اقتصادی عمدهای به دنبال داشت. برخی از ثروتمندترین مردان جهان در آن کشتی بودند و نکته بسیار بنیادین و مهم اینکه این ثروتمندان سوار بر تایتانیک، مخالف تشکیل نهادی به نام «فدرال رزرو» یا همان تشکیلاتی که امروز حکم بانک مرکزی امریکا را دارد، بودند.
جی پی مورگان، یکی از ابرسرمایهداران وقت، بودجه تایتانیک را تأمین کرد و ساخت. نام جی پی مورگان برای حضور در آن سفر معروف تایتانیک ثبت شد، اما در آخرین لحظه، سفر خود را لغو کرد. دوست جیپی مورگان، میلتون هرسی نیز در آخرین لحظه سفر خود را لغو کرد و زنده ماند تا امپراتوری غذایی هرسی را بسازد.
پرتاب هیچ منور قرمز رنگی، به عنوان علامت وضعیت غیرعادی و تقاضای کمک، تا آخرین لحظه، از سوی کشتی تایتانیک توسط کشتیهای دیگر حاضر در آن محدوده دریایی گزارش نشد! در عوض همه گزارش کردند نورهای سفید آتشبازی را از تایتانیک مشاهده میکردند که نشان از رو به راه بودن اوضاع داشت.
این اولین کشتی در نوع خود با قابلیت عایق کردن عرشه به صورت الکترومغناطیسی بود که میتوانست افراد زیر عرشه را نیز در برابر ورود آب عایق کند. کاپیتان، ادوارد جان اسمیت، یکی از کاپیتانهای برتر زمان خود بود و عدمتمهید اقدامات احتیاطی از جانب «حرفهای»ترین ناخدای کشتیهای تجاری در آن زمان، بسیار دور از ذهن به نظر میرسد.
سؤالات بسیار آزاردهندهای در داستان تایتانیک وجود دارد: اعضای بازمانده کشتی تایتانیک پس از بازگشت به انگلستان در یک سوله کوچک راهآهن به مدت ۲۴ساعت نگهداری شدند و سوگند رازداری یاد کردند. چرا؟ چرا یکسوم کارگران دیگهای بخار تایتانیک، قبل از اولین سفر، دقیقاً در طول اعتصاب بزرگ زغالسنگ و در زمانی که مردم به شدت به شغل نیاز داشتند، شغل خود را ترک کردند؟
نکته قابل تأمل دیگر اینکه مورگان رابرتسون، نویسنده کتاب «مرگ تایتان» چند سال پس از غرق شدن کشتی تایتانیک با مسمومیت کشته شد و نکته بسیار حائز اهمیتتر اینکه فدرال رزرو، کمتر از دو سال بعد از غرق شدن تایتانیک تأسیس شد. اینجاست که حضور خانواده «آستور» روی کشتی تایتانیک و غرق شدن آنها، مجهولات زیادی را به ذهن متبادر میکند. خانواده آستور یکی از ثروتمندترین خانوادههای جهان بود و جان آستور با تأسیس فدرال رزرو مخالف بود.
جان جاکوب آستور چهارم، ثروتمندترین مرد جهان در آن زمان، دوست نیکلا تسلا (نابغه و مخترع بزرگ که به دنبال فناوریهایی برای تأمین انرژی رایگان برای بشریت بود) و مخالف صریح ایجاد فدرال رزرو بود. آستور ثروت خود را تا حدی به عنوان سازنده املاک، سرمایهگذار و مخترع به دست آورد. دیگر مخالفان برجسته فدرال رزرو مانند بنجامین گوگنهایم و ایزا (ایزیدور) اشتراوس نیز در کشتی جان باختند.
تایتانیک و فدرال رزرو
خصوصیسازی بانک مرکزی ایالاتمتحده توسط گروهی از «بانکداران» ماسون با طرحی برای ایجاد نظم نوین جهانی آغاز شد. فدرال رزرو خصوصیشده که خارج از محدودیتها و نظارتهای دولت ایالاتمتحده قرار دارد، سیستم بانک مرکزی دولت ایالاتمتحده را کنترل میکند. از طریق فدرال رزرو، بانکداران میتوانند پول قرض دهند، چشمانداز جهان را طراحی کنند و به یکی از قدرتمندترین سازمانهای جهان تبدیل شوند. حال یک بار دیگر، وقایع منتهی به غرق تایتانیک را تا آنجا که مربوط به تأسیس فدرال رزرو میشود، مرور میکنیم.
در سال۱۹۱۰، هفت مرد در جزیره جکیل در نزدیکی سواحل جورجیا برای برنامهریزی تأسیس فدرال رزرو ملاقات کردند. نلسون آلدریچ و فرانک و اندرکلیپ، نماینده امپراتوری مالی راکفلر بودند. هنری دیویدسون، چارلز نورتون و بنجامین استرانگ، نماینده جیپی مورگان بودند. پل واربورگ نیز نماینده سلسله بانکداری روچیلدهای اروپا بود.
اما طرح تأسیس فدرال رزرو مخالفتهایی جدی مقابل خود داشت. سه نفر از ثروتمندترین و مهمترین مخالفان بنجامین گوگنهایم، ایزادور اشتراوس، رئیس فروشگاههای بزرگ میسی و جان جاکوب آستور (احتمالاً ثروتمندترین مرد جهان) بودند. این سه مرد تشویق شدند همزمان سوار کاخ شناور (تایتانیک) شوند. اینکه در چه روندی و با چه ترتیباتی، این سه مرد ثروتمند و قدرتمند قانع شدند مسافر آن سفر مرگبار باشند، خود معمایی است که روزی باید ابعاد آن فاش شود. به نظر میرسد آنها باید نابود میشدند زیرا «یسوعیان» میدانستند که این افراد از ثروت و نفوذ خود برای مخالفت با بانک فدرال رزرو و همچنین جنگهای مختلفی که در حال برنامهریزی بود، استفاده میکنند.