این روزها که در دنیای شلوغ سرمایهداری و حجم سرسامآور اخبار و خستگی و ترافیک گاه راه خانهمان را هم گم میکنیم، آنچه خلوت رؤیاهایمان را رنگین میکند این روزها که در دنیای شلوغ سرمایهداری و حجم سرسامآور اخبار و خستگی و ترافیک گاه راه خانهمان را هم گم میکنیم، آنچه خلوت رؤیاهایمان را رنگین میکند، بازیابی هویت گذشتگانمان است؛ گذشتگانی که امروز حاصل دسترنجشان را میتوانیم در طاقچههای زندگیمان برای رسیدن به اندکی آرامش داشته باشیم. دوستی و همنشینی با صنایع دستی ایرانی ما را با خودمان آشتی خواهد داد، برایمان قصه خواهد گفت، حرف خواهد زد و دلهایمان را در این روزهای سرد مجازی با استکانی چای، گرم خواهد کرد. صنایع دستی ایرانی چهار فصل است. زمستانش عطر لحاف و متکای مادربزرگ را میدهد و تابستانش خنکای بادگیرهای یزد را تداعی میکند. گاه دلمان برای بهار و پاییزهای صنایع دستی، برای سبز و زردهایش در ایوان خانه مادر بزرگ تنگ میشود. کاش دوباره برگردد به همین خانههای کوچکمان که این روزها پنجرههایش را دود ماشینهای خیابان سیاه کرده است؛ پنجرههایی که دیگر مشبک و رنگین نیست و هر چند دوجداره است و صدای بوق و ویراژ را میگیرد، اما تماشایی نیست. شاید بازهم دستساختههای از دل برخاسته ایرانی، در گوشهگوشه زندگیمان سبز شود و روزهایمان را از لابهلای روزهای سرد سرمایهداری مدرن پس بگیرد. برای صنایع دستی تعاریف گوناگونی وجود دارد، اما شاید بتوان به این تعریف شورای صنایع دستی ایران در سال ۱۳۸۴ بسنده کرد که: «صنایع دستی به آن رشته از صنایع اطلاق میشود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فرآوردههای آن با دست انجام گرفته و در چارچوب فرهنگ و بینشهای فلسفی، ذوق و هنر انسانهای هر منطقه با توجه به میراثهای قومی آنان ساخته و پرداخته میشود.»
صنایع دستی ایران به عنوان بخش پررنگی از فرهنگ و هنر ایرانی از دیرباز دارای شهرت جهانی بوده و همواره بستری مناسب برای همگرایی اندیشه، فرهنگ و هنر ایرانی و بومی فراهم کرده است. این محصولات ضمن دوستی با محیط زیست از مواد ارگانیک و طبیعی ساخته شده که هیچ خطری در زندگی متوجه انسان نمیکند. در واقع پیامرسانی است که سه عنصر فرهنگ، هنر و صنعت را در ذات خود نهفته دارد و میتواند با توجه به ویژگیهای منحصربهفردش، نقشآفرین عرصههای داخلی و بینالمللی باشد.
جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران پر است از این عناصر و مؤلفههایی که در طول تاریخ توانسته است هویت ملی ما ایرانیان را تشکیل بدهد. این سرزمین روشن در پیوند با زبان فارسی و دین اسلام مثلثی را تشکیل داده که فرهنگ، رسوم، آداب، عقاید، باورها و رویکردهای اخلاقی و انسانی ما را در خودش جای داده است.
آنچه در گذشته و امروز بر سفره معیشتمان میچینیم یا بر دیوار خانههایمان میآویزیم، بخشی از همان مثلث داشتههایمان است که متأسفانه مدتی است در هجوم نظام بیرحم ماشینی و سرمایهداری تا حدودی مغفول مانده است. صنایع دستی ایرانی پیوند ساقههایمان را با ریشه برقرار میکند و قطعاً اگر از ریشهمان جدا شویم، چیزی جز یک شاخه خشکیده و بیجان از ما باقی نخواهد ماند.
تنوع محصولات صنایع دستی در ایران رتبه اول را در جهان دارد. بیش از ۲۹۹ رشته صنایع دستی حکایت از تنوع جغرافیایی و فرهنگی در کشورمان دارد و به واسطه پیوند سبزی که با محیط زیست و طبیعت دارد میتواند خانههای ایرانی را با نقشها و رنگهایش هیجانی تازه ببخشد. این زیباییهای ذاتی که ریشه در خلاقیت و نوعآوری ایرانیان دارد به دلیل اصالت در طرح و نقش و تنوع رنگ، شادابی و نشاط را در زندگیهای امروزی جاری میکند. به نظر میرسد طی سالهای اخیر سیاستهایی بر این حوزه حاکم بوده که حضور صنایع دستی را در چیدمان خانه و محل زندگیمان کمرنگ کرده است.
برخی چالشهای این هنر صنعت عبارتند از: ۱- بازارهای مرتبط با صنایع دستی ایران هنوز متکی بر یک بازار سنتی است که نیازمند افزایش قابلیتهای بیشتر متناسب با بازارهای جهانی است. ۲- دلسردی جوامع محلی و هنرمندان بومی به دلیل عدممدیریت و برنامهریزی صحیح توسط برنامهریزان این حوزه در سالهای گذشته و اکنون. ۳- عدمتوجه به سلیقه مشتری داخلی و خارجی در طراحی محصول- بستهبندی نامناسب محصولات صنایع دستی. ۴- عدمتغییر در الگوی تولید به سمت نیازهای جامعه به شکل هدفدار و سوق دادن آن به سوی کاربردی کردن صنایع دستی. ۵- گران بودن قیمت محصولات صنایع دستی در مقایسه با محصولات مشابه ماشینی. ۶- عدمپیوند طراحان و تولیدکنندگان و در نتیجه پایین آمدن ارزشهای زیباییشناختی در سالهای اخیر. اما برخی راهکارهای پیشنهادی برای آشتی دوباره مردم با صنایع دستی عبارتند از: ۱- ارائه تسهیلات لازم برای صنعتگران و فعالان حوزه صنایع دستی. ۲- معرفی. ۳- تبلیغ و ترویج صنایع دستی کشور با استفاده از فناوریهای روز دنیا با حفظ اصالتهای ملی. ۴- حمایت و تشویق بخش خصوصی برای سرمایهگذاری در بخشهای مختلف صنایع دستی. ۵- ایجاد بازارچههای صنایع دستی در موقعیتهای مکانی مناسب در سراسر کشور. ۶- انعطاف دولت در سیاستگذاریهای مرتبط با فروش و صادرات محصولات با کیفیت صنایع دستی. ۷- بهرهگیری از ابزارهای رسانهای در جهت تقویت و معرفی صنایع دستی به عنوان بخشی از هویت ایرانی- اسلامی.