بر اساس سند تحول بنیادین، نظام جامع هدایت تحصیلی باید از مقطع ابتدایی طراحی شود. طبق این سند در پایان دوره اول متوسطه باید کارنامه جامعی به خانواده و دانشآموز ارائه شود تا دانشآموز از هوش و استعداد خود مطلع شود و بر اساس آن رشته و شغل آیندهاش را انتخاب کند، اما در حال حاضر چنین کارنامه جامعی وجود ندارد و هدایت تحصیلی فقط محدود به ارزیابی دوره متوسطه اول شده است. در این رابطه «جوان» با ابراهیم سحرخیز، معاون اسبق وزارت آموزشوپرورش گفتگو کرده است.
لازمه اجراییشدن نظام جامع هدایت تحصیلی چیست؟
اینکه فقط در یک دوره کوتاه از یک مقطع تحصیلی دانشآموز را ارزیابی میکنند که چه رشتهای را انتخاب کند، اشتباه بزرگی است. هدایت تحصیلی باید از دوره ابتدایی تا پایان متوسطه پابهپای دانشآموزان وجود داشته باشد تا استعدادشان را کشف کند و این استعدادها را در آنها بپروراند. لازمهاش هم این است که مشاور تحصیلی در همه دورههای تحصیل همراه دانشآموزان باشد و حتی در دوره متوسطه دوم هم او را یاری کند.
چرا عمده دانشآموزان که نمرات بالایی دارند به سمت رشتههای نظری هدایت میشوند؟ اگر این دانشآموزان قصد داشته باشند به هنرستان بروند او را از منصرف میکنند.
متأسفانه همینطور است. در سالهای اخیر شاهد هستیم که هدایت اجباری انجام شده است و دانشآموزان به سمت رشتههای نظری کشانده شدهاند. دستانی پشت پرده است و مافیای کنکور روی این مسئله تأثیر زیادی دارد، زیرا رشتههای نظری برای آنها پردرآمدتر است. هیچ هنرستانی در بخش توسعه مدارس غیردولتی توسعه داده نشده است، اما تا دلتان بخواهد مدارس نظری توسعه داده میشود، آن هم با شهریههای ۵۰ میلیون تومانی! چراکه این مدارس سودآور، اما هنرستانها مستلزم هزینه هستند، بنابراین در حالی که رشته برق راه انداختهایم، اما برایش امکانات بهروز نداریم یا مثلاً رشته مکانیک ایجاد کردهایم، اما استادکار و هنرآموز متخصص برای آن وجود ندارد. همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز به ترغیب دانشآموزان برای حضور در رشتههای فنیحرفهای تأکید کردهاند، باید به سمت تعدیل رشتههای نظری و توسعه رشتههای فنیحرفهای و کاردانش حرکت کنیم. این در حالی است که هنرستانها مستلزم هزینه و ردیف بودجهای مستقل هستند. من معتقدم آموزشوپرورش به تنهایی توان این کار را ندارد و برای اجرایی شدن آن باید فرادستگاهی اندیشیده شود، یعنی باید وزارت صمت، وزارت جهاد کشاورزی و حتی بخش خصوصی پای کار بیایند.
در حال حاضر جامعه به سمت رشته تجربی گرایش پیدا کرده است. چرا چنین اتفاقی افتاده است؟
افراد با این استدلال که آینده پزشکی خوب است، رشته تجربی را مهم میدانند، اما مگر همه ۱۶ میلیون دانشآموز در این رشته استعداد دارند؟ نباید هر دانشآموزی با هر استعدادی قصد پزشک شدن داشته باشد و اینها باید به خوبی برای دانشآموز بیان شود. وقتی میگوییم هدایت و راهنمایی، یعنی باید فرایندی طی شود که دانشآموز قانع شود استعدادش چیست و باید مهارتی را بیاموزد که میتواند در آن پیشرفت کند و در آینده نیز به راحتی در بازار کار جذب شود و مؤثر باشد، اما این اتفاق نیفتاده است و در برنامه هفتم توسعه هم هیچ چیزی از این موضوع مشاهده نمیشود، بنابراین به صراحت میگویم که آموزشوپرورش تعطیل است و بیثباتی موجود در مدیریت آن نیز یکی از عواملش است.
بسیاری از کشورها برای کمبود نیروی انسانی در مشاغل مختلف از مقاطع ابتدایی مدارس برنامهریزی میکنند و به دنبال کشف استعدادهای مرتبط با شغل مدنظرشان میگردند، اما در کشور ما نسبت به این مسئله بیتوجهی شده است. چرا؟
ما هدایت تحصیلی را به حال خود رها کردهایم. وقتی از مافیای کنکور صحبت میکنم دلیلش همین است چراکه آنها میخواهند رشتههای نظری ادامه پیدا کند. بدتر اینکه اصلاً ما چیزی به نام برنامهریزی آمایش سرزمینی نداریم. در این بخش استانداریها باید ایفای نقش کنند. نباید هر رشتهای در هر استانی وجود داشته باشد. یک استان قطب کشاورزی و استان دیگر قطب صنعتی است. باید با توجه به این نیازها، هدایت تحصیلی را مدنظر قرار دهیم.
به نظر شما بیهدفی ایجادشده در بین برخی از جوانان مرتبط با همین موضوع است؟ اینکه افراد فارغالتحصیل میشوند، اما نمیدانند چه کاری انجام دهند؟
بله. بیشترین بیکاری مربوط به افرادی است که تحصیلکرده هستند. وقتی به آنها مهارتی یاد ندادهایم و با بازار کار هم ارتباط نداشتهاند، عملاً سودمندی آموزشها را جدی نگرفتهایم و آنها را بدون مهارت و بدون علم به اینکه چه کاری باید انجام دهند، رها کردهایم.