فرزندآوری را مورد توجه قرار دادیم، اما از فرزندپروری غفلت کردیم، تعدد و تنوع در صدور مجوز مراکز مرتبط با تربیت کودک و نداشتن مدیریت واحد و یکپارچه، آسیبهای زیادی را به کودکان و تربیت ایشان زده است. قرار بود سازمان تعلیموتربیت تأسیس شود و با ساماندهی مراکز تربیت کودک ماجرای تازهای را برای کودکان زیر شش سال آغاز کند، اما با گذشت بیش از دو سال از تأسیس، این سازمان هنوز به طور کامل مستقر نشده و مستلزم دغدغهمندی جدی در میان مسئولان است، به همین منظور «جوان» با مجتبی همتیفر، رئیس سازمان ملی تعلیموتربیت کودک گفتگو کرده است.
چرا سازمان ملی تعلیموتربیت کودک شکل گرفت؟
سازمان ملی تعلیموتربیت کودک یک سازمان نوپاست که اواخر سال ۹۹ ذیل وزارت آموزشوپرورش شکل گرفت. تا قبل از تشکیل این سازمان، دو نهاد رسماً و قانوناً اجازه صدور مجوز فعالیت و نظارت بر تربیت زیر هفت سال را داشتند و نهادهای دیگری هم از خلأ قانونی استفاده کردند و به طور متعدد به مجموعهای از مراکز و مؤسسات اجازه فعالیت در این بخش را میدادند، از همین رو «سازمان ملی تعلیموتربیت کودک» تشکیل شد که این وضعیت را سروسامان دهد.
بله درست است. رها بودن وضعیت مهدهای کودک به خوبی مشخص است؛ جایی که نهادها، سازمانها و افراد مختلف با سلیقههای متنوع اعتقادی و فرهنگی اقدام به راهاندازی مهدهای کودک مشارکتی و غیرانتفاعی کردهاند. تشتت در صدور مجوز مهدهای کودک چه آسیبهایی به دنبال داشته است؟
تعدادی از پیشدبستانیها و مهدهای کودک تحت نظارت سازمان بهزیستی و تعدادی دیگر زیر نظر سازمان آموزشوپرورش اداره میشدند. در صورتی که اگر به مجموعه وظایف سازمان بهزیستی نگاه کنید، میبینید این سازمان عمدتاً در زمینه خدمترسانی به مخاطبان نیاز ویژه، آسیبدیده یا در معرض آسیب فعالیت میکند، بنابراین به اقتضای مأموریتهای تعریفشده که در این سازمان حاکم است، جنبه رفاهی یا مراقبتی، برجستگی دارد، البته به مرور زمان و با حضور کودکان در این مهدهای کودک، جنبه آموزش هم به تدریج مدنظر قرار گرفت و تلاش شده بود با کمک کارشناسان کیفیت کارشان را ارتقا بدهند، اما، چون رویکرد و جو کلی و فرهنگ سازمان بهزیستی مراقبتی و ناظر به بهداشت و سلامت و رفاه بوده است، کموبیش این رویکرد در کلیت مهدهای کودک هم اثر میگذاشت.
همزمان با بهزیستی و آموزشوپرورش، نهادهای متعدد دیگری در سطح ملی و سطح خرد و محلی مجوزهایی را با عناوین مختلف صادر کردند که عمدتاً افراد تحت مجوز و مدیریت آنها برای خدمات مراقبتی، تربیتی، تخصصی و آموزشوپرورشی فاقد وجاهت علمی یا تربیتی بودند. این تعدد و تنوع بدون وجود یک مدیریت هماهنگ رخ داده و مسئله خدمات و تربیت مرتبط با کودک را به یک بازار رقابتی و درآمدزا تبدیل کرده است، بدتر اینکه باعث شده است در سطح ملی نیز ناهماهنگی ایجاد شود، بنابراین از آنجا که نظارت واحدی بر رویکرد تربیتی وجود نداشت که مورد تأیید اسناد بالادستی باشد، نابسامانی را از لحاظ تربیتی به وجود آورد و حتی فرصتطلبها همچون جریانهای انحرافی یا فرقهای هم به این بخش ورود پیدا کردند و به دنبال مقاصد خود بودند.
تشکیل سازمان ملی تعلیموتربیت کودک تصمیم مناسبی بوده است، اما این سازمان هنوز به طور کامل مستقر نشده، یعنی مشکلات قبلی به قوت خود باقی است؟
تشکیل سازمان در برهه خاصی بود، ابلاغ اساسنامه آن در آخرین روزهای سال ۹۹ و آغاز اقدامات مرتبط با تشکیل در ماههای ابتدایی سال ۱۴۰۰ همزمان با انتخابات ریاست جمهوری بود. تغییر دولت استقرار سازمان را با مشکل مواجه کرد، طوری که هنوز این سازمان به طور کامل مستقر نشده است و در این قریب دو سال که اساسنامه سازمان به تصویب رسیده و ابلاغ شده و این سازمان مسیر حرکتش را شروع کرده است، زیرساختهایی باید فراهم میشد که به طور کامل و شایسته اتفاق نیفتاده است. این خود چالش پیش رو است و مسیر با دشواریهای زیادی شروع شده و پیش میرود، البته بخشی از اقدامات انجام و شروع شده است.
لطفاً درباره اقدامات و چالشهای پیشروی سازمان ملی تعلیموتربیت کودک جزئیتر توضیح دهید.
۸میلیون کودک زیر هفت سال در کشور داریم که حدود ۳میلیونو ۸۰۰هزار نفر از ایشان در بازه چهارسالگی تا ششسالگی قرار دارند و مشمول در دوره پیشدبستانی هستند. بخش قابل توجهی از این کودکان برای شرکت در دوره پیشدبستانی نیازمند حمایت دولتی هستند. همچنین قاعدتاً اعتبارات و ردیف بودجههایی که پیش از این در نهادهای دیگر از جمله سازمان بهزیستی برای کودکان این مرکز تخصیص و هزینه میشده است، باید متناظر با مأموریتها به سازمان ملی تعلیموتربیت کودک منتقل شود. مثلاً متناظر با انتقال مدیریت و حمایت از کودکستانهای روستایی، باید بودجه یک وعده غذای گرم مهدروستاها از سازمان بهزیستی به سازمان تعلیموتربیت منتقل شود که متأسفانه بهرغم پیگیریهای متعدد هنوز هم اتفاق نیفتاده است. انتظار میرود در برنامه هفتم توسعه نقشه راهی که برای کشور در پنج سال آینده ترسیم میشود، توجه ویژهای به سازمان ملی تعلیموتربیت کودک شود.
در حالی که دوره پیشدبستانی یک و دو الزامی نیست، اما گفته میشود که گذراندن این دوره ضروری است. کارشناسان آموزشی معتقدند اگر کودکی دوره پیشدبستانی را نگذراند، با مشکل تحصیل در دوره ابتدایی مواجه میشود. نظرتان در این باره چیست؟
در حال حاضر، ۱۶میلیون دانشآموز در وزارت آموزشوپرورش مشغول تحصیل هستند که با تشکیل سازمان ملی تعلیموتربیت کودک، ۸میلیون کودک زیر هفت سال به مخاطبان هدف وزارت آموزشوپرورش اضافه شدهاند، یعنی تقریباً معادل ۵۰ درصد جمعیت دانشآموزی قبلی که بسیار قابل توجه است. اگر به دنبال عدالت آموزشی هستیم، مسیر عمده آن از تأمین و کیفیتبخشی دوره پیشدبستانی میگذرد چراکه پژوهشها نشان داده است اگر بچهها دوره پیشدبستانی باکیفیتی را طی کنند، در پایه اول ابتدایی با موفقیت چشمگیرتری مواجه خواهند بود، به خصوص در مناطق دوزبانه که زبان مادری کودکان غیر از فارسی است و با ورود به پایه اول بدون آمادگی لازم، دچار چالش جدی میشوند. به دلیل بیتوجهیها، آمار مردودی پایه اول مناطق دوزبانه چندین برابر میانگین کشوری است. بچههای مناطق محروم که زیست کودکانه چندان غنی و فربهی نداشتهاند، باید بتوانند محرومیتشان را جبران کنند و در پایه اول که در نقطه آغاز آموزش رسمیشان است، قویتر ظاهر شوند. گاهی برخی از اختلالات در کودکان وجود دارد که با مداخله بهنگام در دوره پیشدبستانی قابل رفع یا قابل کاهش است، البته اگر سنجش بهموقع و مداخله درستی انجام شود. چنین اقدامی میتواند به ارتقای کیفی دوره ابتدایی و به تبع آن دورههای تحصیلی بعدی بینجامد.
با چالشهای پیشرو، میتوانیم به بهبود وضعیت تربیت کودک امیدوار باشیم؟
با همکاری سازمان ملی تعلیموتربیت کودک و وزارت آموزشوپرورش تلاشهایی انجام شده است که نیاز به حمایت جدی دارد. اگر رشد و پرورش کودک را تا سن هفت سال به صورت «اساس» قرار دهیم، طبیعتاً در دوران بعد نیز برای کشف و شکوفایی استعدادها و همچنین برای هدایت تحصیلی او قدم مؤثری برداشتهایم. بنابراین امیدوارم توجه ویژهای به این دوره شود و نتایج و دستاوردهای مورد انتظار را به دست آوریم.