تهیهکنندههای برنامههای تلویزیونی برای اوقات طلایی مثل لحظه سال تحویل امسال مجبور بودند کمی خلاقیت از خود بروز بدهند و انرژی بیشتری صرف برنامهسازی کنند، چراکه سلبریتیزدایی شعاری بود که باید تا حدودی خود را روی آنتن نشان میداد. یک دلیل محو شدن تدریجی سلبریتیها از آنتن تلویزیون بروز اغتشاشات پاییز سال گذشته و جوگیر شدن برخی از سلبریتیهای کشورمان بود که اعلام کرده بودند در برنامههای حاکمیتی حاضر نمیشوند، اما امسال برای تهیهکنندگانی که به چنین روالی عادت کرده بودند داستان طور دیگری رقم خورد.
دلیل دوم حضور کمرنگ سبلریتیها در برنامههای تاکشو (گفتگو محور) امسال رویکرد و دستورالعمل سلبریتیزدایی سازمان به بخشهای مختلف بود و بر این اساس برنامهسازان باید فکر دیگری برای پر کردن آنتن و سرگرم شدن مخاطب میکردند.
تا همین اواخر برخی تهیهکنندگان گمان میکردند تلویزیون نیمکت ذخیره فوتبالیستهای بازنشسته است و برخی دیگر تصورشان این بود که مسائل شخصی و خانوادگی فلان بازیگر یا خواننده برای مخاطبان جذابیت فوقالعادهای دارد، به همین علت شاهد ترافیک خاطرات عجیب و غریب و گاه منشوری بازیگران، خوانندگان و دیگر صنوف سلبریتی بودیم! نکته جالب اینکه برخی از سلبریتیها هر سال با معرفی چهره جدیدی به عنوان همسر در این برنامهها حضور پیدا میکردند که البته دلیلش هم سخت نگرفتن زندگی خانوادگی از سوی آنها و عادی بودن طلاق و ازدواجهای مکررشان بود!
بهطور معمول شرایط جدید نیازمند افراد و برنامهریزیهای جدیدی هم بود و این نکته را برخی کارشناسان و منتقدان هم مطرح میکردند که میتواند برای تلویزیون فرصتی بدیع جهت پوستاندازی و تغییر زیربنایی برخی رویکردها در برنامهسازی شود.
محمدتقی فهیم، منتقد سینما و تلویزیون در این رابطه میگوید: شرایطی که در جامعه از نظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شاهد بودیم، همه بارِ فعالیتِ رسانهای مانند صداوسیما را بیشتر کرد تا بتواند اوضاع را طوری مدیریت کند که هم در بخش اطلاعرسانی و هم فرهنگسازی و کادرسازی اقداماتی انجام دهد که بشود لااقل بر شرایط فائق آید، اما مسئله مهمی که وجود داشت اینکه سازمان صداوسیما به افراد جدی احتیاج داشت. از این نظر سال سختی برای رسانهای مثل تلویزیون بود.
فهیم در ادامه میافزاید: به هر حال تلویزیون دورهگذاری در پردازش به این موضوعات داشته و مخاطبان انتظارات دیگری دارند. از سویی عادت کردن مخاطب به نبود سلبریتیها که همیشه جنجالبرانگیز بودهاند و حالا از تلویزیون دور شدهاند کار سختی بود و شکل برنامهسازی را هم در این رسانه سخت کرده بود. تلویزیون سلبریتیزدایی کرده و نیروهایی را جذب کرده است که جای آنها را پر کنند. در سالهای گذشته ما میشنیدیم به عنوان مثال فلان سلبریتی تقاضای ۵۰ سکه کرده است. حالا تلویزیون در این مدت تصمیم گرفته هزینه سلبریتی را پرداخت نکند و به جای آن هزینه محتوا را بپردازد.
اگرچه امسال تولید برنامههای جذاب و بدیعی مثل برنامه قرآنی «محفل» نشان داد که اعتقادیترین مباحث را میتوان به بهترین و جذابترین شکل در قاب تلویزیون به مخاطب ارائه کرد، اما باز هم برخی برنامهسازان سعی کردند با دعوت از فلان فوتبالیست که گفته میشود برای حضورش ۲۵۰ میلیون تومان درخواست کرده در همان مسیر قبلی سلبریتیگرایی گام بردارند. متأسفانه این مسائل نشان میدهد تلویزیون بین سلبریتیزدایی و سلبریتیگرایی دچار سرگردانی است و باید یکبار برای همیشه این افکار علیل و غیرمولد را از حوزههای برنامهسازی ازاله کنند.
سلبریتی زدایی بهترین کار تلویزیون است افراد خوشیفته و پرحاشیه