همیشه گفتهاند حس خوب را نمیتوان خرید، بلکه باید در درون خود ایجاد کرد. زندگی مانند یک ترن هوایی است و احساسات و هیجانات ما دائم در آن دستخوش تغییر و دگرگونی است. همه ما میتوانیم یک لحظه خوب و مثبت باشیم، اما لحظهای بعد از آن مانند یک توپ به زمین بخوریم و احساسات منفی همه وجودمان را زائل کند. همیشه گفتهاند حس خوب را نمیتوان خرید، بلکه باید در درون خود ایجاد کرد. زندگی مانند یک ترن هوایی است و احساسات و هیجانات ما دائم در آن دستخوش تغییر و دگرگونی است. همه ما میتوانیم یک لحظه خوب و مثبت باشیم، اما لحظهای بعد از آن مانند یک توپ به زمین بخوریم و احساسات منفی همه وجودمان را زائل کند. این تغییرات در مورد انسانها کاملاً طبیعی است و ما هر روز باید با این چالش مواجه شده و راهحلی برای آن داشته باشیم. چرا؟ به دلیل نحوه عملکرد ذهن و افکار ما. همه ما به نوعی با این فراز و فرودهای عاطفی درگیر هستیم. معمولاً زمانی که زندگیمان با آنچه انتظارش را داریم منطبق شود، همهچیز خوب است، اما زمانی که با مسائلی مواجه میشویم که از نظر ما منصفانه نیستند. اغلب عصیان میکنیم، عصبانی یا افسرده میشویم. مشکلات زمانی به وجود میآیند که ما به الگوهای فکری منفی خاصی پایبند باشیم. مثلاً به عبارت «من به اندازه کافی خوب نیستم» دقت کنید. این فکر زمینه ایجاد احساسات منفی را فراهم آورده و اغلب منجر به کاهش عزت نفس افراد میشود. در واقع عزت نفس چه بالا چه پایین فرآیندی است که ما خودمان در آن دخیل هستیم. عزتنفس پایین استرس، افسردگی و احتمالا مشکلات روانی ایجاد میکند. البته روشهای متعددی برای خلاصی از این چرخه ناسالم وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها میپردازیم.
اطراف خود را با افراد مثبت احاطه کنید
آیا تا به حال وارد اتاقی شدهاید که مملو از افراد پرجنبوجوش و شاد باشد و انرژی آنها را احساس کنید؟ یکی از بهترین راهها برای ایجاد احساس خوب این است که اطراف خود را با افراد شاد و مثبت احاطه کنید. افرادی را انتخاب کنید که میدانند چگونه شاد باشند و بیمنت آن را با دیگران به اشتراک میگذارند. وقت خود را بیشتر با آنها بگذرانید و خواهید دید که بعد از مدتی مثل آنها خواهید شد. قدم بعدی این است که از خود محافظت و افراد منفی را از زندگی خود حذف کنید. این کار اصلاً آسان نیست، اما بیانگر عزت نفسی سالم است که میتواند مرزهایی را با افراد منفی ایجاد کند.
نگذارید ذهنتان شما را فریب دهد
بیتردید ذهن شما زیباست، اما کامل نیست. اغلب گفته میشود که مثبتگرایی از درون میآید، اما منفیگرایی نیز همینطور است. منشأ هر دو حس داخلی است. منتقد شما در درون شماست و در حالی که میتواند ما را شکوفا کند، همچنین قادر است ما را به درد و اندوه برساند.
برای این کار باید با منتقد درونی خود گفتگو کنید، اجازه ندهید که شما را فریب دهد. بررسی کنید آیا این افکار دقیق هستند یا فقط بخشی از شرایط بد شما هستند؟
منتقد درونی شما در واقع بخشی از وجود شماست که به عشق نیاز دارد. سعی کنید از منتقد درونی خود تشکر کنید. کنجکاو شوید و بگذارید یک مربی باشد که فرصتی را برای شما فراهم کند نه اینکه فرصتی را از شما بگیرد. منتقد درونی اغلب اطلاعات مهمی برای شما دارد. فقط باید بگذارید حرفش را بزند و شما هم آن را بشنوید، اما نگذارید اینجا احساس وارد شود، در مورد آن منطقی تصمیم بگیرید.
کمالگرایی را کنار بگذارید
کمالگرایی اغلب شادی را میکشد، اگر هدف شما غیرواقعی است. کمالگرایی میتواند منجر به ناامیدی و شکست شود. اولین سؤالی که باید پاسخ داد، این است که کمال چیست؟ حتی اگر آن را داشته باشید، میتوانید تعریفش کنید؟ در واقع کمالگرا حتی نمیداند کمالی که برای رسیدن به آن تلاش میکند، چیست؟
اگر در یک جمع ۱۰۰ نفری سخنرانی کنید، چقدر امکان دارد کسی سخنرانی شما را دوست نداشته باشد؟ حتی اگر یک نفر باشد، آیا به این معنی است که آن شخص درست فکر میکند و شما اشتباه میکنید؟ نباید گرفتار توهمات شد. باید از کسانی که کمالگرا هستند، پرسید اصولاً میتوانند انسانی کامل پیدا کنند؟
از جا ماندن در گذشته دست بردارید
گذشته چیزی است که رفته و شما نمیتوانید آن را تغییر دهید. یادآوری تجربیات منفی گذشته که قابل تغییر نیستند، نوعی خودآزاری است. گذشته فقط ابزاری است تا ما از آن درس بگیریم.
بعضی چیزها دردناک هستند و حرکت از آنها دشوار است، اما غفلت از لحظههای حال برای گذشته، رنج بیشتری را به همراه خواهد داشت، اما یادآوری تجربیات منفی برای یادگیری میتواند مفید باشد، انسان اینگونه یاد میگیرد. پس گذشته خود را رها و روی زمان حال تمرکز کنید و فقط گذشته را برای عبرتآموزی مرور کنید.
دستاوردهای خود را ویژه ببینید
همه ما اهدافی را تعیین و برای رسیدن به آنها سخت تلاش میکنیم. پس از رسیدن به اهداف، بسیاری از ما آنها را آنطور که باید قدر نمیدانیم. ویژهکردن پیروزیهایتان نه تنها از نظر جسمی احساس خوبی به شما میدهد (آندورفین آزاد میکند)، بلکه انگیزه مورد نیاز برای رویارویی با چالشهای آینده را نیز تقویت میکند. موفقیت فقط به معنای دستیابی به شغل رویایی یا ثبتنام در دانشگاهی محبوب نیست. بلکه موفقیتهای کوچک هم که اکثر ما از آن غافل هستیم، مهم هستند. قدر تلاشهای خود را بدانید و در هر موفقیتی صرفنظر از اینکه چقدر بزرگ یا جزیی باشد به خودتان پاداش دهید. اگر دستاوردهای کوچک را قدر ندانید به مغز خود میگویید که تلاش شما کافی نیست و این اغلب شما را در یک ذهنیت انتقادی نگه میدارد.