پاکبانان با وجود زحمات زیادی که میکشند، اما نسبت به حقوق و عدمامنیت شغلیشان گلایه دارند. در این زمینه سراغ پدرام پورنصر، مدیر نظارت و ارزیابی امور مناطق سازمان مدیریت پسماند تهران رفتهایم تا درباره مشکلات این کارگران صحبت کنیم. نظارت بر حقوق پاکبانان به چه صورت است؟
حقوق، مزایا، عیدی و پاداش و هر چیزی که باید به حساب کارگران پاکبان واریز شود، توسط شهرداری مناطق انجام خواهد شد و بر عهده پیمانکار نیست که حقوق آنها را تضییع کند.
پس چطور برخی از پاکبانان میگویند حقوقشان به درستی واریز نشده است یا اینکه هیچ گونه مزایایی نداشتهاند؟
بعضاً کارگران قراردادشان با پیمانکار است، ممکن است بدون هماهنگی جابهجا شوند و اسم آنها از لیست بیرون میرود، شاید چنین اتفاقی که کم هم نیست افتاده باشد. کارگر یکسری توقعاتی دارد و اختلافاتی بین او و پیمانکار رخ میدهد و تعدادش هم کم نیست. اگر کارگری در یک ناحیه کارکرد داشته باشد، به طور حتم همزمان با کارمندان شهرداری و سروقت حقوقش را دریافت میکند. بسیاری از پاکبانان کارگر فصلی هستند و به دلیل اینکه در فصل خاصی در شهر و روستایشان کار ندارند، به شغل پاکبانی مشغول میشوند و یک باره بدون هماهنگی میروند، بنابراین این نکته مهمی است که کارگران منظم سرکار بیایند و غیبت نداشته باشند تا حقوقشان را کامل دریافت کنند.
قرارداد پاکبانان به چه صورت نوشته میشود؟
پیمانکار با ناحیه سه ساله قرارداد میبندد و میان پیمانکار و کارگر نیز به صورت سالانه قرارداد بسته و سال به سال تمدید میشود. بعضاً کارگرانی هستند که ۲۰ سال در یک ناحیه با چند پیمانکار کار کردهاند، اما به صورت کلی حداقل پیمان کارگر با پیمانکار یکساله است.
ساعت کاری و حقوق این کارگران به چه صورت است؟
حقوق پاکبانان، حقوق مصوب وزارت کار است و حداقل حقوق را دریافت میکنند. زمانی که لیست حقوقی به منطقه میرود، از طریق عوامل مجموعه مالی منطقه، نظارت و بیمه و ارقام حقوق این افراد بررسی میشود. شیفت کاری پاکبانان بر اساس هشت ساعت تعریف شده است، اما عمدتاً هشت ساعت کار ندارند و با شش ساعت کارهایشان انجام میشود، مثلاً کارگرانی که برای رفت و روب میآیند، ساعت ۱۲ وارد مجموعه میشوند و تا ساعت ۶ صبح نظافت را انجام میدهند.
با توجه به اینکه ساعت کاری پاکبانان تا ۶ صبح است و خیابانها خلوت است، حوادثی، چون تصادف و سرقت متوجه آنها میشود. برای جلوگیری از این حوادث اقدامی انجام شده است؟
پاکبانان اسکان کارگری دارند. وقتی میخواهند سرکار بروند، تجهیزات انفرادی مثل سطلها و جارو را از اسکان برمیدارند، لباسهایشان را تعویض میکنند و اشیای قیمتی را که به همراه دارند، در اسکان کارگری میگذارند، بنابراین لوازم قیمتی همراهشان ندارند تا مورد حمله و سرقت قرار بگیرند. علاوه بر آن هر بخشی سرکارگر دارد که آن اطراف میچرخند و بر کار پاکبانان نظارت میکنند، البته منکر نمیشوم که سرقت از پاکبانان نشده، اما تعدادش بسیار محدود است. در مورد تصادفات نیز باید بگویم که کارگران معابر شهری در معابر درجه ۳ و خیلی کم در معابر درجه ۲ کار میکنند. این در حالی است که در معابر درجه یک که خودروها با سرعت بالا در حرکتند، از ماشینهای جارو استفاده میشود. اگر در معابر درجه یک از کارگر استفاده شود، این تخلف است که اینها را دستگاه نظارتی که منطقه است، رصد میکند و در صورت مشاهده با آن برخورد میشود. بعضاً برای طرحهایی نیاز است که علاوه بر خودروی مکانیسم بزرگراهی، کارگر هم حضور داشته باشد، مثل شستوشوی المانهای بزرگراهها، پرچمزن قرارداده میشود و اگر شب باشد که حتماً ماشینی که همراه کارگران است، با روشن کردن چراغهای خطر در پشت سرشان مانع از بروز حوادث احتمالی میشوند.
گاهی تجهیزاتی که در اختیار پاکبانان قرار داده میشود، کافی نیست. برخی از پاکبانان گلایه دارند لباسهای شبنما به قدر کافی نیست و آنها باید در تاریکی شب با لباسهای معمولی کار کنند. در قرارداد پیمانکار لحاظ شده که حتی هزینه کشِ جارو را هم برای پیمانکار در نظر گرفتهایم، اما نمیتوانیم به پیمانکار بگوییم که هر روز یک دست لباس برای کارگران در نظر بگیرد. اینها یک بازه زمانی مشخص مثلاً سه ماهه دارند که در این بازه زمانی لباسها به کارگران تحویل داده میشود. لیستی تهیه میشود که آخرین بار چه زمانی تجهیزات انفرادی به کارگر تحویل داده شده است و حتی در این خصوص از کارگر هم امضا گرفته میشود.
ممنون از پاسخگویی شما. اگر در پایان نکتهای است که سؤالی در رابطه با آن پرسیده نشده است، بگویید.
یک زمانی همه ما پاکبان محلهمان را میشناختیم و آنها هم اهالی محله را میشناختند. به واسطه این شناخت حرمتی برای این افراد قائل بودیم و به آنها توجه داشتیم، حتی تلاش میکردیم با نریختن زباله در کوچه و خیابان بیشتر هوای آنها را داشته باشیم، اما چند سالی است که این حرمت از بین رفته است و به جای اینکه کمک حال آنها باشیم، برعکس متوقع شدهایم. یک زمانی زباله گذاشتن رأس ساعت ۹ بود، اما حالا در هر ساعتی به خودمان اجازه میدهیم هر جا که دلمان میخواهد زباله بریزیم. بدتر اینکه از خودروها، زباله به حاشیه خیابان و کوچهها پرتاب میشود و شهروندان توقع دارند این حجم از زبالهها را پاکبانان تمیز کنند. میخواهم بگویم که خون ما از خون پاکبانان رنگینتر نیست و شهروندان باید بیشتر با آنها همکاری کنند. نباید به این عزیزان به چشم کارگر نظافت نگاه شود و همه ما وظیفه داریم به جبران زحماتی که میکشند حرمت آنها را حفظ کنیم.