کد خبر: 1140633
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۰
سریالی که مخاطب را دچار «سرگیجه» می‌کند سریال سرگیجه قرار است ۲۰ قسمت باشد و تا الان شش قسمت از آن پخش شده، اما تا اینجا نشان داده است توان قصه‌گویی ندارد.
افشین علیار

سریال سرگیجه قرار است ۲۰ قسمت باشد و تا الان شش قسمت از آن پخش شده، اما تا اینجا نشان داده است توان قصه‌گویی ندارد. با اینکه ژانر سریال معمایی جنایی و رازآلود معرفی شده، اما هیچ پیوندی میان روایت و ساختار سریال نسبت به ژانر معرفی شده‌اش احساس نمی‌شود، چراکه اینگونه از ژانر‌ها باید از همان قسمت اول با جذابیت روایی جلو بروند. روایت منسجم و شکل چیدمانِ رخداد‌ها باید در یک قالب انسجام‌یافته قرار بگیرد، اما در سرگیجه انگار همه چیز براساس یک طرح جلو می‌رود و از فیلمنامه خبری نیست. موضوع سریال به شدت منسوخ شده به نظر می‌رسد. یک بیت‌کوین در سریال وجود دارد که آن هم نشانه مثلاً مدرن بودن سریال است که البته پردازش درستی برای کلیت آن انجام نشده است. بهرنگ توفیقی به عنوان کارگردان تصور کرده اگر نام سریال را سرگیجه بگذارد، می‌تواند مثل هیچکاک از تعلیق‌های روایی استفاده کند، اما او حتی نتوانسته از کاشت تعلیق و ایجاد بحران بهره‌گیری درست و به‌قاعده‌ای کند. در چنین شرایطی سریال توفیقی به دلیل فقدان فیلمنامه و خط روایی منسجم نمی‌تواند در ژانر تعریف شده‌اش قرار بگیرد؛ بنابراین قصه مواد لازم را برای کشش درام و بستر‌سازی ژانری ندارد. هیچ نکته هنری در سریال وجود ندارد، به جز سرگرمی مقطعی که آن هم متقاعد‌کننده نیست. شکل بحرانی که در قسمت اول رخ می‌دهد به هیچ‌وجه باورپذیر نیست. درگیری پیمان و کامران در پارکینگ به حدی تصنعی شکل گرفته که تکرار مکرراتِ موقعیت‌های این‌چنینی است، یعنی شکل درگیری و افتادن کامران و ایجاد بحران برای پیمان آنقدر فکر نشده و تکراری انجام شده که اساساً تبدیل به گره‌افکنی نمی‌شود. از سوی دیگر زمانی که فریبا وارد این بحران می‌شود باز هم تمامی شرایط در یک ایستایی مطلق متوقف می‌ماند، حتی با ورود پلیس (که نقش آن را هومن سیدی بازی می‌کند که به نظر تیپ است، نه شخصیتِ مستقل) باز هم سریال جلو نمی‌رود، چراکه کارگردان آنقدر جذب پیمان شده که می‌خواهد با نگاه و نگرش او جلو برود، اما کارساز نیست، یعنی حامد بهداد نمی‌تواند پیمان را بازی کند. یک سکانسی در قسمت اول وجود دارد که پیمان در پارکینگ، همسرش را به قصد جست‌وجو صدا می‌زند. این سکانس و بازی حامد بهداد به شدت مخاطب را به یاد سریال دل می‌اندازد که آنجا هم بهداد چنین نقشی را داشت و اضافه کنید که ری‌اکشن‌های او هم باز تکرار همان نقش است. زمانی که منطقی در خط روایی و چیدمان گره‌ها رخ ندهد، ماحصل آن می‌شود قسمت ششم این سریال که اساساً انگار توفیقی آن را کارگردانی نکرده و به نظر می‌رسد مبتدیانه ساخته شده است. سرگیجه هر قدر جلو می‌رود بیشتر به شعور مخاطب توهین می‌کند. در قسمت ششم همه چیز روی هواست، فارغ از منطق روایی از نحوه پول گذاشتن پیمان در آشغالی و تعقیب و گریزی که دور از ذهن است، ماشین با سرعت به موتوری می‌زند، اما راکب موتور با یک خراش در پیشانی‌اش از کف خیابان بلند می‌شود! پیدا کردن دو ماشین توسط پیمان و بی و چگونگی کارگردانی آن هم بدون خلاقیت شکل گرفته است. جالب است پیمان در اتاق زندانی می‌شود و کامران را می‌بیند، اما از پشت شیشه و در سکانس بعد یک چوب در آن اتاق می‌بینیم که پیمان می‌توانست با آن چوب شیشه را بشکند، اما این کار را انجام نمی‌دهد و مشخص نمی‌شود قفل را چگونه باز می‌کند!
مخاطب با دیدن این سریال واقعاً دچار سرگیجه می‌شود. تعدد آدم‌های بی‌ربط که قطره‌چکانی معرفی می‌شوند باعث سردرگمی می‌شود و بازی‌ها به هیچ وجه متقاعد‌کننده نیست. سرگیجه در اجرا با ضعف‌های متعددی مواجه است و انگار توفیقی برای کارگردانی آن انگیزه‌ای نداشته است. اینکه سرگیجه در ادامه آیا پیشرفت می‌کند یا ضعیف‌تر می‌شود معلوم نیست، اما تا قسمت ششم نتوانسته مخاطب را با خود همراه کند.

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
بهزاد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۵۱ - ۱۴۰۲/۰۳/۲۲
0
0
تنها کسی که می دونه داستان این سریال چی بود و چی شد خداست ولاغیر . یعنی خود نویسنده هم اگر ازش بپرسی که چی نوشتی میگه بخدا نمیدونم .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار