هر چند بلاگری این روزها خودش به یک شغل تبدیل شده و بسیاری از افراد با به اشتراکگذاری روزمرگیهایشان لایک و فالوور جمع میکنند و در نهایت با تبلیغات به درآمدزایی میرسند، اما در کنار این، بسیاری از مشاغل هم به بلاگری روی آوردهاند و تصویری نمایشی از شغل و زندگیشان را روی صحنه اینستاگرام و شبکههای اجتماعی ارائه میکنند.
تصویری که ممکن است چندان واقعی نباشد، اما طبق نظریه گافمن بازتولیدی از ارزشهای اجتماعی است. در این میان نه فقط آشپزها، خیاطها و آرایشگرها به بلاگری روی آوردهاند، بلکه مشاغلی که خودشان در فرهنگسازی و ذائقهسازی نقش دارند هم در قامت یک بلاگر ظاهر شدهاند. نمونهاش معلمبلاگرهایی که با جستوجویی در شبکه اجتماعی اینستاگرام که این روزها به لطف فیلترشکنهای رایگان و فروشی همچنان مخاطبان و کاربران خود را حفظ کردهاست میتوانیم نمونههای متعددی از این معلمبلاگرها را مشاهده کنیم.
این معلمبلاگرها فقط روزمرگیها و روش تدریس و مسائلی از این قبیل را پیش چشم مخاطبان و کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام به صحنه نمیآورند، بلکه گاهی انگار خود این افراد هم در فضای اجتماعی کنونی و ارزشهای دیکتهشده از سوی رسانههای تعاملی غرق شده و همه عناصر و میزانسن صحنهای که خلق کردهاند گویای اثرپذیری آنها از فضای فرهنگی غالب در جامعه است و دیگر به سختی میتوان رسالت فرهنگسازی و ذائقهسازی را در رفتار و عملکرد این افراد مشاهده کرد.
نکته جالبتوجه اینجاست که ریشههای رفتار این نسل از معلمهایی که قرار است نسل آینده را مورد تعلیم و تربیت قرار دهند، تربیت در مکتبی است که گاهی با ارزشها و نگاه اصیل در سبک زندگی ایرانی اسلامی فاصلهای عمیق دارد. بخشی از این افراد بلاگرهایی حرفهای و آموزشدیده هستند و اگر در فضای مجازی به دنبال آموزش بلاگری باشید، بیتردید میتوانید کلاسهای آنلاین و جزوههای آموزشی را مشاهده کنید که پول میگیرند و به شکلی تخصصی آموزش بلاگری میدهند. آموزش برای برپایی یک نمایش که بخشی از این نمایش دانشآموزانی هستند که شاید برای حضورشان در این صحنه باید از آنها اجازه گرفته شود و به اشتراک گذاشتن تصاویر آنها تبعاتی حقوقی دارد!
البته این بدین معنا نیست که بلاگر و فعالیتهای اینستاگرامی هر معلمی لزوماً تبعات منفی دارد و اتفاقی ناخوشایند است. هر شبکه اجتماعی و هر وجهی از تکنولوژی در صورت استفاده صحیح و بجا میتواند نه فقط مفید و مؤثر باشد، بلکه بسیاری از گرهها و مشکلات را حل کند. همچنانکه در ایام کرونا آموزش مجازی با تمام، اما و اگرهایش تنها راهکار باقی ماندهبود و لااقل بخشی از بار آموزش را به دوش کشید، اما وقتی با پدیده معلم بلاگرها مواجه میشویم در این میان ملاحظات متعددی وجود دارد که مواجهه با این پدیده را حائز اهمیت میکند.
این ماجرا همچون شمشیر دولبهای است که میتواند هم جنبههای مثبت و هم جنبههای منفی داشته باشد، اما بیتردید فعالیت معلم بلاگرها در شبکههای اجتماعی باید تابع قوانین و ضوابطی باشد تا آسیبهای آن بر جنبههای مثبتش غلبه نکند.
واقعیت این است که در همه جای دنیا مدارس ساختار خاص خودشان را دارند و جای هر موسیقی و هر رفتاری در مدرسه نیست چه رسد به اینکه به شکلی رسمی از سوی معلم اجرایی شود. از سوی دیگر تأکید چند باره مقام معظم رهبری بر استفاده از ظرفیت دانشگاه فرهنگیان برای تأمین نیروی مورد نیاز مدارس موضوعی است که یک بار دیگر باید مورد تأمل و تدقیق قرار داد. بدیهی است روشهای خلاقانه برای تدریس، برگزاری کلاسهایی شاد و مفرح و علاقهمند کردن دانشآموزان به درس با ایجاد فضایی صمیمی نکات مثبتی است که گاهی در بخشهای نمایشی به اشتراک گذاشته شده از سوی معلمبلاگرها شاهد آن بود، اما نکته قابلتأمل اینجاست که آیا این فقط بخشی از صحنه نمایش است یا در پشت صحنه این ماجرا هم همین فضا را شاهد هستیم؟ خروجی کلاسهای درسی معلمبلاگرها چیست؟ دانشآموزان با سوادی که درس را در کلاسهایی با نشاط و با فضایی نوین و دلنشین آموختهاند یا بلاگرهایی که با الگو قرار دادن معلم به عنوان یکی از اثرگذارترین فرد در زندگیشان در همان مسیری که او عملاً نشانشان داده حرکت خواهند کرد؟! نهایت این زندگی نمایشی و بلاگری به کجا ختم خواهد شد؟!