شاید بتوان ادعا کرد که تنها زندهیاد استاد سید هادی خسروشاهی با عزم پیگیر خود، میتوانســــت نایافتـــــههایی خواندنی از زندگی علامــــه سید محمــــدحسین طباطبایی تبریزی را فراهم آورد و در واپسین مجلد از مجموعه آثار آن بزرگ، به اهل نظر عرضه دارد. بیتردید خوانش این مجموعه، برای آنان که خواهان آگاهی افزون از حیات آن حکیم نامور عصر هستند، بس مغتنم به شمار میرود. استاد خسروشاهی در دیباچه خویش بر این مجموعه نفیس چنین آورده است:
«نخستین بخش، شامل چند نامه استاد در پاسخ فردی است که خواستار ارائه طریق در سیر الیالله بوده و علامه طباطبایی با عنایت خاص، به آن پاسخ مثبت داده و برای راهیابی به مراحل عرفان عملی، روشهای خاص ارائه نموده است. این رهنمودها را برادر محترمی سیر و سلوک سبز نامیده بود که در این کتاب هم آن نام بهکار گرفته شد. اما نامهها، آنچه در این کتاب وجود دارد، به حسب ظاهر، جزو آثار علمی و مرسوم علامه فقید نیست و از کتابهای تألیفی او محسوب نمیشود، ولی حقیقت آن است که این مطالب و سطور مندرج در نامهها و مراسلات علامه طباطبایی به اشخاص مختلف و به مناسبتهای مختلف، حاوی حقایق و نکات بیمانندی است که اگر گفته شود در هیچجای دیگر نمیتوان نظیر و نمونهای برایش یافت، اغراق نیست. در واقع این کتاب با محتویات متنوع و متعدد خود، حاوی تصویری از حکیمی بزرگ، نویسندهای سترگ، فیلسوفی دقیقالنظر و مفسری شاخص است که شاید در جای دیگر، چنین تصویری قابل مشاهده و دریافت نباشد. بیتردید اگر بخواهیم از این نوشتهها، محتویات و مطاوی آن مطلبی بهدست آوریم و تحلیل کنیم، نیازمند نگارش مقاله یا رسالهای مستقل خواهیم بود که از چارچوب این مقدمه خارج است. امیدواریم خوانندگان آگاه، دانشمند، فرهیخته و کاوشگران جامعه علمی، آنچه را که میتوان از این بخش از نوشتهها و آثار علامه طباطبایی استخراج کرد، در کانون توجه قرار داده، حقایق تازهای در بازه جنبههای ناشناخته اندیشههای علامه طباطبایی عرضه کنند.
نکته دیگری که در خصوص این کتاب باید یادآوری کنم، اشاره به زمان طولانی و فرصت زیادی است که صرف تهیه، تدوین و تنظیم آن شده است. با توجه به گستردگی روابط علامه طباطبایی که تقریباً غالب صنوف علمی و فکری را شامل میشد و نیز با توجه به پراکندگی اشخاصی که این نامهها، تقریظها، مقدمهها و یادداشتها را داشتند، جمعآوری این گوهرهای پراکنده، کاری بس دشوار بود و محتاج تأمل و حوصله و پیگیری و جستوجو که توسط اینجانب سالیانی دراز به طول انجامید. به ویژه که مراجعههای چندباره به کسانی که در دسترس بودند، یا تلفنهایی بیشمار به اشخاصی که در داخل یا خارج در دسترس حضوری نبودند، در مدتی چندساله انجام پذیرفت. بدون مبالغه بیش از ۲۵۰ بار با اشخاص و نهادهای علمی در داخل و خارج از کشور، به طور حضوری یا تلفنی یا مکتوب تماس گرفته شد که در مواردی همراه با مشکلاتی ویژه بوده است. در بعضی نامهها و مکتوبات، روحیات استاد علامه را در بیاعتنایی به زخارف دنیا، به درستی میتوان دریافت. این بخش از وجود آن حکیم والامرتبه را میتوان در وصیتنامه و صلحنامه املاک و نوع قراردادهایی که برای نشر آثار و مؤلفاتش به امضای استاد رسیده است، دید و خواند. بخش اجازات و تقریظها بر کتابهای مختلف نیز بُعد دیگری از آثار روح قدسی علامه و اشراف او بر منشورات قدیم و جدید را نشان میدهد....»