دشمنان ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تمام توان خود را برای از بین بردن این انقلاب به کار بستند و برای به زانودرآوردن نظام جمهوری اسلامی هر کاری توانستند انجام دادند، اما هر بار به نحوی شکست خوردند. تحولات چند ماه گذشته نیز نمونهای از برنامهریزیهای پیچیده و چندلایه ضدانقلاب برای تجزیه ایران بود که باز هم با هوشیاری ملت ایران اهدافشان محقق نشد.
حجتالاسلام حسین طائب، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران و رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه پیرامون بررسی ابعاد این طراحیها گفتوگویی با خبرگزاری فارس داشته است که بخشهایی از آن در ادامه میآید.
در سال جاری دشمنان تلاش کردند با فریب جوانان و ایجاد اغتشاش کشور را به آشوب بکشند، تحلیل شما درباره این اتفاقات و تلاشهایی که دشمن برای آسیب به نظام دارد چیست؟
ما تاکنون درگیر جنگهای مختلفی با دشمن بودیم و یک پایه همه جنگهای نرم حوزه رسانه است، حتی در جنگ ترکیبی و جنگ سخت. وظیفه ما در رسانه تصویرسازی است؛ اینکه رسانه چگونه بر اساس ارزشهای خودی، برای خودی و بیگانه تصویر درست کند. آنجایی که باید کار تحکیمی انجام دهد، تصویر متناسب با خودی درست کند، آنجا که میخواهد عملیات روانی آفندی کند، تصویر مناسب برای آن بسازد. آنجا که میخواهد پدافند کند، تصویر مناسب با این حوزه بسازد. پس این گونه تصویرسازی، کار رسانه است. ما باید ببینیم در جنگ ترکیبی به چه چیزی نیاز داریم، آسیبهایمان را مشخص و بر اساس آن مهندسی جدید کنیم. این کار، کار خود حوزه رسانه است. این بازمهندسی را باید خود رسانه انجام دهد. از یک جایی باید شروع شود، بعد مطالبهگری کند، بعد نقشه رسانهای جدید و مهندسی جدید را انجام دهد و بر اساس آن کار را انجام دهد. ما میگوییم در جنگ سخت پیادهنظام داریم، توپخانه داریم، بمباران هوایی و موشکی داریم. در جنگ ادراکی و نرم هم همینها را داریم. پیادهنظام شما، همان نویسندهها هستند، آن تصویرگر است، آن عکاس است، آن توئیتزن است، آن کامنتگذار است. چطور در جنگ سخت آموزشهای تک تیراندازی و نیروی پیاده داریم، اینجا هم باید چنین آموزشهایی داشته باشیم. اینجا ما چقدر سرمایهگذاری میکنیم؟ ما احتیاج داریم در جنگ ترکیبی و در شبکه ادراکی و شبکه رسانهایمان بازنگری کنیم، یک زمانی میگفتیم وب ۱ مطرح است. وب ۱ رفت و وب ۲ آمد. ما باید ببینیم در پنج سال دیگر چه اتفاقی میافتد، خودمان را برای آن جنگ آماده کنیم. ما که نمیخواهیم شعار بدهیم. ما اعتقادمان بر این است که روزی میرسد که کل این کره زمین خاکی در اختیار اسلام قرار میگیرد. اگر به این اعتقاد داریم، باید با این افق برنامهریزی کنیم. تحولمان را باید ایجاد کنیم. نگاهمان باید در تراز انقلاب اسلامی باشد. فقط شعار ندهیم.
چرا امریکاییها ایران را به عنوان یک تهدید میدانند؟
انقلاب اسلامی زمانی که به پیروزی رسید، رقابت بین دو ابرقدرت شرق و غرب سر تسلط بیشتر بر جهان بود. میگفتند جهان دو بخش است: یا سلطهگر است یا سلطهپذیر. این دو قطب دنبال این بودند که سهمشان را از این جهان بیشتر کنند. انقلاب اسلامی بروز پیدا کرد. انقلاب اسلامی آمد و یک حرف جدید زد، گفت: نه سلطهگر و نه سلطهپذیر. ۱۲ سال این دو قطب به رغم اینکه باهم رقابت میکردند، حریف ما شدند و مشترکاً گفتند این قطب نباید شکل بگیرد تا اینکه یک قطب با فروپاشی روبهرو شد. امروز ما ۳۲ سال است تقابلمان مستقیم با یک قطب است.
حرف من این است که بعد از ۳۲ سال امریکاییها حرفی که ما اول انقلابمان زدیم را الان میزنند، میگویند ایران، بر مبنای ارائه یک مدل حکمرانی جدید تهدید ماست. تا الان میگفتند تروریسم، اما امروز میگویند همه اینها هست، نه اینکه اینها را نگویند، اما موقعی که میخواهند دشمن خودشان را تعریف کنند، امریکاییها میگویند ایران تهدید سوم ماست. تهدید در حکمرانی است؛ آن کسی که دموکراسی غربی را به چالش گرفته و یک مدل حکمرانی جدید ارائه میکند.
شما میدانید امریکاییها یک سند امنیت ملی دارند که مربوط به قرن بیستویکم است. در بند ۱ این سند درباره سه تهدید بینالمللی میگوید، تهدید اول چین است. تنها کشوری که در رهبری جهان با امریکا رقابت میکند تا سال ۲۰۳۰، چین است. در سند ۲۰۲۰ میگفتند که روسیه هم در این رقابت قرار دارد، اما بعد از جنگ اوکراین تصورشان این است که اکنون فقط چین دارای چنین مزیتی است که میتواند وارد رقابت در رهبری جهان با امریکا شود. در هر حال امریکاییها در این سند جدیدشان میگویند اولین تهدید ما چین است. دومین تهدید را دو سال پیش میگفتند دولتهای خودکامه، الان میگویند تهدید دوم ما روسیه است. میگویند روسیه است که ظرفیت راهاندازی جنگ جهانی دارد.
شما این حجم تسلیحاتی را که الان امریکاییها و اروپاییها دارند به اوکراین میدهند، ببینید. حالا در اینجا، اسرائیل میگوید ایران تهدید اول من است. امریکا هم این را تأیید میکند، برای همین باید اول مسئله ایران را حل میکرد. مسئله روسیه را، چون شما میدانید دیگر توضیح نمیدهم و با اتفاقی که در روسیه افتاد، بازیشان به هم خورد. برای همین سراغ ایران آمدند. اشتراک دموکراتها و جمهوریخواهان در این است که آنها معتقدند باید ایران را ضعیف کنند، اما یک فرقی هم باهم دارند و اینطور نیست که بگوییم هیچ فرقی ندارد. نه، راهبردهای آنها فرق میکند. هر دوی آنها به جنگ ترکیبی اعتقاد دارند، اما پایه جنگ ترکیبی جمهوریخواهان اگر سر کار بیایند، جنگ امنیتی است. از جنگ نرم و سخت هم استفاده میکنند. پایه جنگ دموکراتها نرم است، اما از نیمه سخت و معتبرسازی سخت استفاده میکنند. الان که دموکراتها سر کار هستند پایه جنگشان، جنگ نرم است. حال میگویند ما باید هویتزدایی و هویتسازی کنیم. مراحل متعدد برای هویتزدایی دارند، شبههافکنی از طریق طرح سؤال، تکرار سؤال، پاسخ سؤال ناقص و غلط و به محاق بردن پاسخ واقعی. دوم، تردید، تردید در صداقت، اعتماد، موفقیت، امید، مقبولیت و مشروطیت. بعد گام بعدی ایجاد بیتفاوتی در توده مردم و ترس در خواص. بحث بعدی ایجاد گسست اجتماعی است، میگویند ما در این ۴۴ سال گسست نسلی را کار کردیم، گسست قومی را کار کردیم، گسست مذهبی هم کار کردیم. امروز باید گسست اجتماعی کنیم. دو طرف گسست با همدیگر دعوایشان شود. نسبت به هم نفرت و کینه پیدا کنند. بعد این گسست اجتماعی را تبدیل به گسست اجتماع و حاکمیت کنیم. هر دو طرف گسست با حاکمیت مسئلهدار میشود. این میگوید چرا با بیحجابی برخورد میکنید؟ آن یکی میگوید چرا جلوی بیحجابی را نمیگیرید؟ این میگوید چرا خشونت به خرج میدهید در کف خیابان، آن یکی میگوید چرا مماشات میکنید؟ هر دو طرف، اینها سؤالمندند. اینجا زمینه گسست حاکمیتی، گسست اجتماع و حاکمیت شکل میگیرد.
گام بعدی شبکهسازی است. در همه جا از جمله دانشجویی، مدارس و جاهای مختلف شبکهسازی میکنند، حتی در بین اراذل و اوباش، در بین اراذل و اوباش هم اسرائیلیها، شبکه ساختند و هم امریکاییها. بعد تولید هیجان. جامعه را هیجانی کردند. در اردیبهشت امسال به یک تیم حدود ۳۰۰ نفره تولید بازیهای کامپیوتری برخورد کردیم. کدنویس بودند و کار کدنویسی میکردند، اما سه نفر از اینها به اسرائیل وصل بودند. مأموریت اینها در تولید بازیها این بود که سه کار انجام بدهند: ۱- مسئله تولید هیجان ۲- خشونت ۳- فحشا.
با توجه به مباحثی که مطرح کردید، اولویت مقابله و حل این تهدیدات چیست؟
ما باید مشکلات را در داخل حل کنیم، ما باید زود از پدافند خارج شویم و برویم به سوی آفند. شما الان این وضعیتی را که اسرائیل دارد، ببینید، افکار عمومی ما وضع اسرائیل را نمیدانند، شما الان از یک جوان در دانشگاه بپرسید، اصلاً از این قصهها تصویری ندارد که سؤال برایش ایجاد شود و شما سؤالش را تکمیل کنید. ما نتوانستهایم این را تبدیل به یک تصویر ذهنی کنیم که سؤال برایش به وجود بیاید، حتی در تصویر امریکا در اذهان ایران هیچ بحثی نیست. برای همین ما باید بتوانیم به سرعت از پدافند خارج شویم و به سمت آفند برویم. معلوم است که طرف مقابل نمیخواهد موفقیتهای کشور و اتفاقهای خوبی را که در کشور میافتد، ببیند. دولت باید بیاید و پیشرفتهایی که در همین یکسالوخردهای شده برای شما بگوید. حرف من این است که مثلاً نباید انتظار داشته باشیم مسئله خودرو در سال اول و دوم حل شود، ولی انتظار جامعه این است ولی خب یک شبکه مافیایی هست، من اولین روزی که دولت در مورد خودرو موضع گرفت، سریع تماس گرفتم و گفتم دارید در زمین اشتباه بازی میکنید. ما با سابقه امنیتی میفهمیم. در این حوزه اول باید زیرساختها را اصلاح کرد.
بعد از حوادث دی ماه، یکسری از سلبریتیها اظهاراتی داشتند که بعد مشخص شد نادرست است که دیدگاههای مختلفی درباره برخورد با این سلبریتیها وجود دارد، به نظر شما برخوردهایی که صورت گرفت، چگونه بود؟
من معتقدم اتفاقاً برخوردی که با سلبریتیها شد تا حدودی اصول جنگ ترکیبی فعلی رعایت شد، یعنی موقعی که فرضاً آن آقا آمد و گفت دختر اردبیلی را کشتند، زود نرفتند با روش امنیتی با آن برخورد کنند، چرا؟ چون در جنگ ترکیبی، او فالوور دارد، طرف مقابل میخواهد هیجان فالوور بیشتر شود، هیجان تبدیل به خشونت شود، سیستم امنیتی اگر میخواهد با جنگ ترکیبی مقابله کند، باید تحملش را بالا ببرد که این فالوور هیجانیتر و تبدیل به خشونت هم نشود. کاری که کردند، به نظرم عالی بود. این فرد را خواستند و گفتند برای ادعای خود سند اگر داری سند بده، در مجموع عملکرد، عملکرد خوبی بود.
الحمدلله سیستم امنیتی و عمده جبهه انقلاب هوشمندانه عمل میکند و انشاءالله آینده انقلاب اسلامی درخشان است و طراحیهای دشمنان هم نقش بر آب خواهد شد.