اخیراً برخی مدعی شدهاند اگر به جای ارسال روزانه ۳۱ میلیون مترمکعب گاز طبیعی به پتروشیمیهای متانولی، این گاز به کشورهای همسایه که در واقع ترکیه و عراق هستند صادر شود، درآمد کشور از ۷/۳ به ۳/۴ میلیارد دلار افزایش پیدا میکند (افزایش ۶۰۰ میلیون دلاری). به عبارتی این طیف معتقدند خامفروشی گاز طبیعی عایدی بیشتری را نصیب کشور خواهد کرد!
افشین غلامعلیپور کارشناس انرژی در این خصوص به «جوان» میگوید: «این نگاه یک بعدی و بنگاهی به مسئله پتروشیمیهای متانولی، به نظر خالی از ایراد نباشد. مهمترین نکتهای که باید به آن اشاره شود این است که در طول چند دهه اخیر روابط مالی وزارت نفت با دولت و سهم فعلی ۵/۱۴ درصدی از محل خامفروشی به گونهای بوده است که بهرغم تأکید اسناد بالادستی کشور، وزارت نفت انگیزه چندانی در راستای توسعه زنجیره ارزش و پرهیز از خامفروشی نداشته است و عمدتاً رویکرد اصلی این وزارتخانه، خامفروشی خوراکهای مایع و توسعه زنجیره ارزش خوراکهای گازی به علت مشکلات صادراتی آنها بوده که منجربه توسعه غیرمتوزان زنجیره ارزش و عدم توسعه پتروشیمیهای خوراک مایع شده است»
وی میافزاید: «در حقیقت توسعه پتروشیمیهای متانولی ناشی از رویکرد تهاجمی وزارت نفت در گذشته نسبت به مسئله مازاد عرضه گاز طبیعی ناشی از توسعه میدان پارسجنوبی و وجود مشکلات عدیده صادرات گاز کشور به صورت خط لوله یا LNG بوده است. ارزیابی تجارب گذشته کشور در زمینه صادرات گاز نشان دهنده این است که شرایط نسبتاً خوب فعلی صادرات گاز طبیعی با توجه به تنوع مبادی وارداتی گاز طبیعی ترکیه و توسعه میادین گازی در عراق موقتی است. بنابراین نیاز است مطابق سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و تأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری، مسئله پرهیز از خامفروشی به صورت جدی پیگیری و به دنبال راهحلهای دیگری برای مسئله مذکور بود».
این کارشناس انرژی تصریح میکند: «به طور میانگین در کشورهای پیشرو در حوزه زنجیره ارزش نفت و گاز، حدود ۱۵ درصد از سبد مصرف گاز طبیعی به توسعه زنجیره ارزش اختصاص مییابد. در حالی که این عدد برای ایران هشتدرصد است که فقط سهدرصد از آن مربوط به خوراک پتروشیمیهای متانولی است. با توجه به اینکه تنها سهدرصد از گاز طبیعی کشور به عنوان خوراک پتروشیمیها مصرف میشود، اگر قرار باشد با نگاه هزینه فرصت و در واقع کسری بودجه دولت، مصرف گاز در بخشهای مختلف کشور ارزیابی شود، میتوان گفت که وضعیت بهرهوری صنعت پتروشیمی به مراتب از سایر بخشها بهتر است».
غلامعلیپور خاطرنشان میکند: «به عنوان نمونه در حال حاضر میانگین راندمان نیروگاههای گازی کشور کمتر از ۳۲درصد است که این عدد برای بعضی از نیروگاههای قدیمی کشور به زیر ۲۰درصد هم میرسد. این درحالی است که قیمت گاز برای بخش نیروگاهی تنها حدود ۲۵۰ ریال است. سایر صنایع انرژیبر همچون سیمان و به ویژه فولاد هم که در حال صادرات محصولات خود هستند با توجه به سرانه مصرف انرژی به ازای تولید، در حال اتلاف شدید انرژی هستند. خوب است به این نکته هم اشاره شود که در حال حاضر توزیع سهامداری شرکتهای متانولی به گونهای است که حدود ۷۰درصد سهام شرکتهای متانولی در اختیار صندوقهای بازنشستگی کشوری و لشکری و حدود ۱۱درصد سهام شناور بورس است؛ لذا هرگونه سیاستی که بر عملکرد این شرکتها تأثیر بگذارد، به صورت مستقیم و غیرمستقیم اکثریت مردم را درگیر خواهد کرد».
با توجه به نکات مطرحشده، وزارت نفت میتواند به جای توقف خوراکدهی به واحدهای فعلی پتروشیمی متانولی، از صدور مجوزهای فراتر از ظرفیت تولید متانول جلوگیری کند؛ واحدهایی که بناست با الزام به توسعه چرخه پاییندست (GTX) فعالیت کنند. در حال حاضر ظرفیت اسمی سالیانه تولید متانول در کشور ۱۴ میلیون تن در سال است که در افق ۱۰ساله با بهرهبرداری از طرحهای در حال احداث، بناست ظرفیت تولید آن در ایران به ۴۰ میلیون تن برسد. البته نگاهی به پروژههای اولویتدار وزارت نفت که طرحهای متانولی نیز در آن دیده میشود، نشان از سیاست نامتعادل درباره پتروشیمیهای متانولی است.
مصرف جهانی متانول در سال ۲۰۲۰
ایران یکی از بزرگترین تولیدکنندگان متانول در سطح جهان است. در حال حاضر ظرفیت اسمی سالیانه تولید متانول در کشور ۱۴ میلیون تن در سال است که در افق ۱۰ ساله با بهرهبرداری از طرحهای در حال احداث ظرفیت تولید آن در ایران به ۴۰ میلیون تن خواهد رسید. متانول یکی از پنج مواد شیمیایی برتر است که در سراسر جهان تولید و حمل میشود. بر اساس اطلاعات مؤسسه معتبر IHS، مجموع ظرفیت جهانی تولید متانول در سال ۲۰۲۰ حدود ۱۲۷ میلیون تن بوده است که پیشبینی میشود این ظرفیت تا سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۴۷ میلیون تن افزایش پیدا کند. البته مجموع مصرف جهانی متانول در سال ۲۰۲۰ حدود ۸۰ میلیون تن بوده که نسبت به سال ۲۰۱۹ کاهش یافته است. پیشبینی میشود میزان مصرف متانول در سال ۲۰۲۵ به حدود ۹۴ میلیون تن برسد. در حال حاضر افزایش تقاضا برای تولید الفین از متانول به روش معروف به MTO و MTP یکی دیگر از عوامل تحریک بازار متانول است. الفینها در تولید چرم، پلاستیک، تجهیزات دارویی، کاشی و سرامیک و ... کاربرد دارند. بیشترین سهم بازار مشتقات متانول مربوط به فرمالدهید با ۷/۷ بیلیون دلار از ۲۴ بیلیون دلار در سال ۲۰۲۰ است. در حال حاضر در برخی مناطق جهان نظیر امریکا، چین و اروپا، استفاده از متانول در ترکیب با بنزین به عنوان سوخت خودروها متداول است. کشورهای چین، ژاپن و هند در حال افزایش استفاده از سوختهای برپایه متانول هستند.
صنایع دریایی در آستانه رکوردزنی مصرف متانول
ارزیابیها نشان میدهد که استفاده از متانول در صنایع دریایی بیشترین رشد را تا افق ۲۰۳۰ داشته باشد که حدود ۱/۶ درصد رشد بازار سالیانه متانول را شامل میشود. استفاده از متانول به عنوان سوخت دریایی میتواند دارای مزایای اقتصادی و زیستمحیطی باشد. این در حالی است که میزان مصرف فعلی متانول در کشور حدود یک میلیون تن در سال است که عمدتاً در تهیه فرمالدهید و MTBE به کار میرود. بررسیها نشان میدهد که شرکتهای تعیینکننده بازار متانول جهت حفظ موقعیت خود در بازار، رو به راهبردهایی نظیر ابتکار در روش تولید، تکمیل زنجیره پاییندست متانول نظیر فرمالدهید، MTP/MTO، MTBE، استیک اسید، دی متیل اتر و غیره، ترکیب با بنزین، سوخت دریایی و سرمایهگذاریهای مشترک آوردهاند که دسترسی ایران به علت تحریمها به بعضی از این موارد به سختی امکانپذیر است. در حال حاضر با توجه به بازار صادراتی محدود متانول ایران و افزایش جهانی قیمت گاز طبیعی، این امر منجربه این شده است که اگر به جای ارسال روزانه ۳۱ میلیون مترمکعب گاز طبیعی به پتروشیمیهای متانولی، این گاز به کشورهای همسایه که در واقع ترکیه و عراق هستند صادر شود، درآمد کشور از ۷/۳ به ۳/۴ میلیارد دلار افزایش پیدا میکند و به نظر خامفروشی گاز طبیعی عایدی بیشتری را نصیب کشور خواهد کرد. اما در رابطه با مسئله پتروشیمیهای متانولی فعلی، باید این واحدها به دقت ارزیابی و در راستای پرهیز از خام و نیمه خام فروشی، مطابق با رویکر جهانی نسبت به تکمیل زنجیره پاییندست متانول نظیر فرمالدهید، MTP/MTO، MTBE، استیک اسید، دی متیل اتر و غیره، ترکیب با بنزین و استفاده در سوخت دریایی اقدامات هوشمندی انجام شود. به عنوان نمونه باید فرمول معیوب کنونی قیمتگذاری خوراک پتروشیمی برمبنای هابهای اروپایی اصلاح شود و قیمتگذاری پلکانی با رویکرد توسعه پاییندست متانول به ویژه واحدهای MTP/MTO و نیز با در نظر گرفتن شرایطی همچون مدت زمان تأسیس هر واحد، جایگزین فرمول فعلی گردد تا هر واحد با توجه به شرایط خود از کمترین رانت ممکن برخوردار شود. اعلام نام شرکتهای ایرانی به عنوان شرکتهای تعیینکننده در بازار جهانی متانول، نشان از ارزآوری قابل توجه این شرکتها برای کشور در شرایط تحریم دارد. حال آنکه این شرکتها با توجه به سیاستهای وزارت نفت به مرز ضرردهی رسیدهاند و سرمایهگذاران علاقهای برای سرمایهگذاری در این بازار و بازارهای پاییندست آن که رشد بیش از سه برابری آن تا سال ۲۰۳۰ تضمین شده است را ندارند. در حقیقت سیاستهای وزارت نفت در طول دو دهه اخیر و فرمول قیمتگذاری غیرهدفمند برای گاز طبیعی به عنوان خوراک واحدهای تولید متانول، به گونهای بوده است که توجیه اقتصادی برای توسعه زنجیره ارزش پاییندست آن وجود نداشته است.