سه مرد افغان وقتی دختر خردسالی را داخل کوچهای در حال بازی دیدند، به بهانه خرید خوراکی او را به مکان خلوتی بردند و پس از سرقت طلاهایش قصد ربودنش را داشتند که ناکام ماندند. مأموران پلیس یکی از متهمان را دستگیر و دو نفر دیگر را تحت تعقیب قرار دادند.
به گزارش جوان، قبل از ظهر روز دوشنبه پنجم دیماه رهگذرانی در یکی از کوچههای اطراف خیابان قائممقام در مرکز تهران متوجه گریههای دختر خردسالی شدند که سه مرد جوان قصد داشتند او را با خود ببرند. درحالیکه دختر خردسال گریه امانش نمیداد و مدام مادرش را صدا میزد، رهگذران به کمک او شتافتند و سه مرد ناشناس هم با دیدن مردم به سرعت فرار کردند و ناپدید شدند. با اعلام این خبر به سرعت تیمی از مأموران کلانتری سنایی راهی محل شدند و دریافتند لحظاتی قبل سه مرد ناشناس پس از سرقت طلاهای دختر شش ساله قصد داشتند او را بربایند، اما موفق نشدند و با دیدن رهگذران فرار کردند. مادر دختر شش ساله گفت: «مدتی است همراه شوهر و دخترم مهتاب به عنوان سرایدار در یکی از ساختمانهای این کوچه زندگی میکنیم. امروز من مشغول نظافت خانه یکی از ساکنان ساختمان بودم و دخترم در خانه بود تا اینکه دقایقی قبل متوجه شدم سه مرد قصد داشتند او را بربایند. دخترم برای بازی به کوچه رفته بود که سه مرد جوان به او نزدیک میشوند و به بهانه خرید خوراکی، او را همراه خود میبرند. آدمربایان به زور طلاهای دخترم را از گردن و دستش بیرون آوردند و قصد داشتند او را با خود ببرند که با گریههای دخترم، رهگذران متوجه میشوند و آدمربایان سارق هم فرار میکنند.»
بازداشت یک متهم
با طرح این شکایت، پرونده به دستور قاضی محمدتقی شعبانی، بازپرس دادسرای امور جنایی تهران برای رسیدگی در اختیار تیمی از مأموران پلیس قرار گرفت. مأموران در تحقیقات میدانی و بررسی دوربینهای مداربسته محل حادثه متوجه شدند سه مرد آدمربا کارگران افغانی هستند که در آن نزدیکی کارگری میکردند.
بدین ترتیب سه متهم تحت تعقیب قرار گرفتند و در نهایت یک روز قبل مأموران یکی از متهمان را شناسایی و بازداشت کردند.
متهم پس از دستگیری جرم خود را انکار کرد و در ادعایی گفت: «روز حادثه من در محل کارم بودم و اصلاً دختر خردسال را ندیدهام که بخواهم او را همراه همدستانم بربایم. من خودم دو دختر دارم و همراه همسر و فرزندانم زندگی میکنم و جرمی هم مرتکب نشدهام.»
درحالیکه متهم جرم خود را انکار میکرد دختر خردسال وی را در میان تعدادی متهم دیگر شناسایی کرد و با دیدن او دست و پایش به لرزه افتاد و شروع به گریه کرد. همزمان با ادامه تحقیقات از متهم، مأموران در تلاشند تا همدستان وی را شناسایی و بازداشت کنند.