داستان آنچه در جریان قرارداد سایکس پیکو بر سر امپراطوری عثمانی آمد، اکنون برای امروز ما در ایران بیش از همیشه دیدنی و شنیدنی است. صد سال پیش، عثمانی یکی از پنج امپراطوری بزرگ جهان بود. سرزمین پهناوری که در جریان قرارداد سایس-پیکو بین انگلیس و فرانسه تقسیم، و به چند کشور کوچک تجزیه شد. اواخر قرن نوزده میلادی ترکهای جوان با ایدههای تجددگرایانه و به قصد شراکت دادن عثمانی در جهان جدید، قدرت را به دست گرفتند، اما عملا از ایجاد قدرت درونی در سرزمین پهناور خود عاجز ماندند و در نهایت کشورشان تبدیل به نقشآفرینی در جناح بریتانیا در میانه بازی بزرگ (نزاع میان بریتانیا و روسیه) شد. نتیجه نهایی این حضور وابسته و غیر مستقل در سیاست جهان این بود که؛ در پایان جنگ اول جهانی عثمانی که قصد نداشت در جنگ در هیچ طرفی باشد، از هم پاشید و تجزیه شد. ماجرای فروپاشی عثمانی داستان کشورهایی است که نمیتوانند یا نمیخواهند در سیاست جهانی نقش مستقل و خودانگیختهای ایفا کنند. و کدام کشور در جهان کنونی بیش از ایران امروز نیازمند چنین خطابی است؛ کشوری که اصلا و اساسا با ایده استقلال (نه شرقی، نه غربی) شکل گرفته است.