دوستی زخمخورده از زیرآبزنی میگفت: «اگر خوب کارکنی زیرآبتو میزنن، اگر خوب کار نکنی اخراجت میکنند و باید بتونی تعادلی بین این دو برقرار کنی.»
فارغ از اینکه حرف دوستمان از منظر اخلاقی تا چه حد درست یا قابل نقد است، بیانگر واقعیتهایی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. چه بسیار صندلیها و پستهایی که بر اثر زیرآبزنی جابهجا نشده است، چه خانوادههایی که بر اثر زیرآبزنی از نان خوردن نیفتادهاند، چه بیآبروییهایی که به زبان نیامده و چه تهمتهای ناروایی که دست به دست نچرخیده است. همه هم زیر سقف همین آسمان.
هرچند باید گفت زیرآبزنی خصلت مذمومی است که به شدت در محیطهای اداری همهگیر شده و کمتر کسی به این فکر میکند کلامی که از دهان او درباره فرد دیگری خارج میشود تا چه اندازه میتواند بر فکر دیگران اثرگذار باشد. گاهی پیش میآید در دایره گستردهتری این زیرآبزنی شکل گیرد، چنانچه مثلاً در جلسات کلان با مدیران و مسئولان، یک گروه با هدفمندی، زیرآب گروه دیگری را میزنند تا به واسطه آن خود صاحب پروژه شوند.
گاهی زیرآبزنی بسیار زیرکانه اتفاق میافتد. وقتی در جلسه کاری حضور دارید، همکارتان ناگهان چند روز نبودن شما را این چنین مطرح میکند: «فلانی، چه خبر ازآب و هوای شمال؟!» و همین کافی است تا توجه رئیس و سایرین نسبت به عدم حضور شما جلب شود.
البته که زیرآبزنی فقط رسم این روزهای ادارات دولتی و محیطهای کاری نیست. وای از آن روزی که در جمع رفاقت یا فامیلی زیرآب کسی بخورد، فاجعه وقتی است که مادرشوهر زیر آب عروس را بزند یا عروس زیرآب او را نزد شوهرش بزند، کم نشنیدهایم که خواهر زیر آب برادر و برادر زیر آب خواهر را بزند. زیر آب زنی دلایل زیادی دارد، اما بخل و حسادت به موفقیت دیگران مهمترین دلیل آن است.
گاهی صمیمیشدن بیش از حد با همکار باعث میشود در ارتباطات بیرون از محیط کار روابط شخصی شکل بگیرد و عاملی برای اطلاع او از مسائل شخصی ما شود. سؤال اینجاست که آیا همکار ما صلاحیت دانستن مسائل فردی و خصوصی ما را دارد؟! آیا اگر خارج از رابطه کاری با هم آشنا میشدیم، همچنان صلاحیت دانستن مسائل شخصی ما را داشت؟! گاهی بیان موضوعات شخصی در جمعهای خصوصی زمینهساز حسادت است و همین حسادت سرمنشأ زیر آب زنی میشود. فرد زیرآبزن زمانی که میبیند همکارش بسیار بهتر از او کار میکند و ادامه این روند ممکن است امنیت شغلیاش را به خطر اندازد، تصمیم میگیرد با دروغ و تهمت دست به تخریب کاری و شخصیتی او بزند و در این بین از هیچ رفتار ناجوانمردانهای هم فروگذار نمیکند.
همکارتان مرتب میپیچاند و مجبور هستید وظایف او را انجام دهید، با عصبانیت و دلخوری هر بار وظایف او را انجام میدهید. اعتراض هم نمیکنید مبادا دلخوری پیش آید و حالا از صبح تا شب وارد قیافه گرفتن و... شوید. بالاخره تلافی میکنید و در یک جلسه خصوصی زیر آب او را پیش رئیستان میزنید. شاید حتی حالتان از خودتان بههم بخورد، اما کسی ته دل شما توجیه تراشی میکند که حقش بود، خوب کاری کردی!
از همه این حرفها که بگذریم واقعیت این است که با تقلب و زیرآبزنی موفقتر نیستیم، اما در مقابل با صداقت و تلاش به پیشرفت خواهیم رسید. اگر شک کردید کسی در حال زیرآبزنی شماست، شما با فرهنگتر و با منطقتر از او باشید. شما هم مثل او رفتار نکنید. برعکس، به او کمک کنید و پیشنهادهای سازنده برای شغلش داشته باشید تا شاید شرمنده شود. اگر زیرآبزنی دایره خانوادگی پیدا کرده است، همین روش خیرخواهانه را در خانه و با اطرافیان در پیش بگیرید. هم به نفع شماست هم به نفع دیگران.