در میان ناشرانی که خاطرات امیراسدالله علم را به چاپ سپردهاند، نشر معین نسخهای منظم و منقح ارائه کرده است. اهمیت نظم و تنقیح اثری که از آن سخن میگوییم، تا بدان پایه است که بدون مطالعه آن، تاریخ نگاری دوره پهلوی دوم ناتمام خواهد بود! ناشر در دیباچه خویش بر این مجموعه، در باب مختصات آن چنین آورده است:
«اسدالله علم از زمانی که وارد گود سیاست شده، هر روز خاطرات خود را به صورت محرمانه در دفترهای جداگانه ثبت میکرده است، ولی آنچه را که امروز ما در دسترس داریم و علینقی عالیخانی به گفته خودش، خانواده علم در اختیارش گذاشتهاند، مربوط است به دیماه سال ۱۳۴۷ تا شهریور ماه ۱۳۵۶. عالیخانی در ابتدا، خلاصهای از مطالب این مجموعه را که به گفته خودش در حدود ۴ هزار صفحه است، به انگلیسی ترجمه میکند، تا در اختیار انگلیسی زبانان قرار گیرد. از این خلاصه در بهار سال ۱۳۷۱، گروه مترجمان انتشارات طرحنو، متن انگلیسی را به فارسی ترجمه میکنند که در دو جلد زیر عنوان گفتگوهای من با شاه (خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم) در ایران منتشر میشود. بدیهی است در متن انگلیسی، مترجم آنچه را که خود پسندیده است، ترجمه میکند به همین دلیل هم ما در ترجمه فارسی، به همان مطالب دسترسی پیدا کردیم. در حالی که علینقی عالیخانی بعداً در خارج از کشور، متن فارسی دست نوشتهها را در مجلدات جداگانه به این ترتیب چاپ و منتشر کرد.
جلد اول: از ۲۴/۱۱/۱۳۴۷ تا ۲۹/۱۲/۱۳۴۸
جلد دوم: از اول فروردین ۱۳۴۹ تا ۲۱/۱۳۵۱
جلد سوم: از ۲۴ فروردین ۱۳۵۲ تا ۲۱/۱۲/۱۳۵۲
و بعد هم وعده داده است که بقیه دست نوشتهها را به همین ترتیب چاپ و منتشر کند. آنچه را که امروز خواننده در اختیار دارد، متن اصلی خاطرات امیر اسدالله علم است که به علاقمندان تاریخ معاصر ایران تقدیم میشود.
هنگامی که اولین چاپ خاطرات علم در ایران منتشر شد، اکثریت کسانی که با نام علم آشنایی داشتند، با تعجب به این اثر نگاه کردند و غالباً مشکوک بودند که آیا به طور کلی علم اهل نوشتن، آن هم خاطرات روزانه بوده است یا اینکه دیگران از قول او مطلبی را به رشته تحریر در آوردهاند؟ ولی رفتهرفته با آگاهی از متن خاطرات، این شک برطرف شد و معلوم گردید به واقع، علم شخصاً این خاطرات را به دور از چشم محمدرضا شاه تهیه و تنظیم میکرد، ولی از آنجا که وحشت آن را داشته که مبادأ آنچه مینویسد به دست شاه برسد، در تدوین مطالب طوری قلم را به کار میگیرد که اگر چنین اتفاقی افتاد، مشکلی برای او ایجاد نشود. معذالک اینک که ما اصل دست نوشتههای او را در اختیار داریم، متوجه میشویم که به علت مفاسد اجتماعی که در آن دوران در مملکت ساری و جاری بوده، حتی شخصی مانند علم هم نمیتواند با همة احتیاطی که به خرج میدهد، پردهدری نکند و گاه ناچار میشود پرده از مسائلی بردارد که عمق فاجعه و فساد را در آن زمان نشان میدهد. در آذرماه سال ۱۳۴۵، علم به جای حسین قدسینخعی، به وزارت دربار محمدرضا شاه منصوب شد و این سمت را قر یب یازده سال، یعنی تا چند ماه ماندن به پایان عمرش حفظ کرد. عالیخانی مینویسد: در ۲۸ تیرماه سال ۱۳۵۶، علم برای آخرین بار به عنوان وزیر دربار شرفیاب میشود و سپس برای ادامه درمان، رهسپار فرانسه شد. دو هفته بعد شاه به علم تلفنی توصیه کرد، به علت کسالتش بهتر است از کار کنارگیری کند و علم هم استعفای خود را نوشت و ارسال کرد. دو روز بعد دولت جدیدی به ریاست جمشید آموزگار بر سر کار آمد و علم با شگفتی فراوان آگاه شد که امیرعباس هویدا به جانشینی او منصوب شده است...».