عاملان قتل دکتر علی محفوظی، معاون اسبق وزیر بهداشت که از سوی مردی آشنا برای قتل اجیر شده بودند، اعتراف کردند در قبال گرفتن یک پراید و ۵۰ میلیون تومان دست به جنایت زدهاند.
ساعت ۷:۱۰ صبح روز یکشنبه ۳۰ مرداد امسال به مأموران پلیس تهران خبر رسید مرد سالخوردهای در خیابان ایرانزمین در سعادتآباد با شلیک دو گلوله به قتل رسیده است.
با اعلام این خبر، تیمی از مأموران کلانتری ۱۳۴ شهرک قدس بلافاصله به محل اعزام شدند. مأموران پلیس در پیادهرو در نزدیکی کوچه یکم خیابان ایرانزمین با جسد خونین دکتر علی محفوظی در نزدیکی خانهاش روبهرو شدند که حکایت از آن داشت دقایقی قبل مرد نقابداری با شلیک گلوله او را به قتل رسانده و با پای پیاده از محل گریخته است. بررسیهای تیم جنایی و مأموران پلیس نشان داد مقتول لحظاتی قبل از حادثه مثل روزهای گذشته از خانهاش بیرون آمده و در پیادهرو منتظر رانندهاش بوده تا به محل کارش برود که ناگهان مرد کلاهداری از پشت سر به او نزدیک شده و پس از شلیک دو تیر به سرعت از محل فرار کرده است. بررسیهای دوربینهای مداربسته و گفتههای نگهبان کوچه یکم همگی نشان میداد قاتل از نیم ساعت قبل در گوشهای از خیابان کمین کرده و منتظر دکتر محفوظی بوده و به محض اینکه وی از خانهاش خارج شده، او را هدف قرار داده است.
بدین ترتیب تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به دستور قاضی محمدتقی شعبانی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران برای شناسایی و دستگیری قاتل فراری وارد عمل شدند. همزمان با ادامه تحقیقات مشخص شد علی محفوظی در سال ۷۹ ریاست سازمان پزشکی قانونی را به عهده داشته و همزمان نیز معاون وزیر بهداشت هم بوده، اما پس از بازنشستگی با تأسیس شرکتی در کار ساخت و ساز فعالیت داشته است.
نخستین ردپا
از آنجایی که در بررسیهای دوربینهای مداربسته چهره قاتل شناسایی نشد، تیم جنایی برای شناسایی قاتل فرضیههای زیادی را بررسی کرد که در بررسی سوابق مقتول مشخص شد وی پروژههای ساختمانی دانشگاه تهران را به عهده داشته و از مدتی قبل با مرد ۴۵ سالهای به نام کامران که سرپرست یکی از پروژههای ساختمانی بوده، اختلاف پیدا کرده و او را از محل کار اخراج کرده است. بررسیها نشان داد مقتول پس از اخراج کامران، آپارتمان مسکونی را که در اختیار او گذاشته بود از او گرفته و مجبورش کرده آپارتمان را تخلیه کند. مأموران پلیس دریافتند کامران که مرد طعمکاری است از پروژههای ساختمانی پولهای کلانی به دست آورده، به همین خاطر وقتی از محل کارش اخراج شده، تلاش زیادی کرده که به محل کارش بازگردد، اما موفق نشده و از دکتر محفوظی کینه به دل گرفته تا جایی که به صورت پنهانی چند باری او را تهدید کرده است. با به دست آوردن این اطلاعات، مأموران پلیس تحقیقات خود را روی کامران متمرکز کردند و متوجه شدند وی از مدتی قبل با افراد مختلفی ارتباط مشکوک داشته است؛ بنابراین کارآگاهان پلیس آ گاهی، کامران را به عنوان مظنون به قتل دکتر محفوظی بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند.
اجیر کردن قاتل
متهم پس از انتقال به اداره پلیس در بازجوییهای ابتدایی منکر جرم خود و مدعی شد با دکتر محفوظی اختلافی نداشته و در قتل او هم دست نداشته است، اما وقتی با مدارک و دلایل روبهرو شد سرانجام دو روز قبل اعتراف کرد دو مرد را برای قتل معاون اسبق وزیر بهداشت اجیر کرده بود.
متهم گفت: «چند سالی بود با مقتول به عنوان سرپرست پروژههای ساختمانی همکاری داشتم، اما اواخر سال قبل با او اختلاف مالی پیدا کردم. او همه حق و حقوق مرا پرداخت نمیکرد و همین موضوع باعث اختلاف ما شد و در نهایت هم در روزهای پایانی سال قبل مرا از محل کار اخراج کرد و حتی آپارتمانی را که برای زندگیام در اختیارم بود از من گرفت. او، دو نفر از دوستانم را که دو برادر هستند نیز از محل کار اخراج کرد و با این کار ضرر مالی زیادی به من زد. خیلی تلاش کردم دوباره به محل کار بازگردم، اما موفق نشدم، به همین خاطر از او کینه به دل گرفتم و از سه ماه قبل تصمیم گرفتم از او انتقام سختی بگیرم.» وی ادامه داد: «هر روز که میگذشت کینه من بیشتر میشد تا اینکه نقشه قتلش را طراحی کردم و برای اجرای نقشهام با دو نفر از همشهریانم به نام ایرج و ستار که یکی از آنها شرخر و دیگری متهم سابقهداری است، نقشهام را در میان گذاشتم و آنها هم قبول کردند با گرفتن دستمزد دکتر محفوظی را به قتل برسانند و در نهایت روز حادثه ایرج با همدستی ستار، دکتر محفوظی را به قتل رساند.»
بازداشت عاملان قتل
با اعتراف کامران، بررسی سوابق دو متهم نشان داد ایرج و ستار هر دو اهل یکی از شهرهای غربی ایران هستند و چندین سابقه کیفری هم در پروندهشان ثبت شده است.
سرهنگ علی، ولی پور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ با اعلام خبر دستگیری متهمان به خبرنگار ما گفت: «پس از شناسایی متهمان، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات گستردهای را برای دستگیری عاملان قتل آغاز کردند که مشخص شد عامل اصلی قتل به یکی از شهرهای غربی کشور گریخته و همدست او در شهرستان ملارد کرج پنهان شده است. سپس مأموران در دو عملیات جداگانه قاتل را در غرب کشور و همدست او را در ملارد کرج بازداشت کردند. دو متهم در بازجوییها به جرم خود اقرار کردند.»
تحقیقات از متهمان ادامه دارد.
گفتگو با قاتل
چی شد که شما قبول کردی دکتر محفوظی را به قتل برسانی؟
من سابقهدارم و کار درست و حسابی ندارم، از طرفی هم مدتی بود با مشکلات مالی روبهرو بودم و وقتی کامران برای قتل مرد سالخورده دستمزد خوبی پیشنهاد داد، قبول کردم. البته من، او را نمیشناختم و نمیدانستم مقتول آدم مهمی است.
چقدر دستمزد گرفتید؟
به صورت علیالحساب ۵۰ میلیون تومان برای من واریز کرد و یک خودروی پراید هم داد و قرار بود بعد از اجرای نقشه مقدار دیگری هم پول به ما بدهد.
چه تاریخی پیشنهاد قتل را داد؟
حدود یک ماه قبل کامران به سراغ من و ستار آمد. ما از قبل یکدیگر را میشناختیم و همشهری بودیم، از طرفی هم او میدانست که ما خلاف میکنیم. او گفت که با یکی از همکارانش اختلاف مالی دارد و میخواهد از او انتقام بگیرد. کامران برای ما توضیح داد که فرد مورد نظر چقدر به او ضرر مالی زده است. ابتدا قبول نکردیم، اما وقتی پیشنهاد پول داد، وسوسه شدیم و قبول کردیم. او خودش نقشه قتل را طراحی کرد و قرار شد با اسلحه کارش را تمام کنیم و حتی عکس او را هم به ما نشان داد و تمامی اطلاعات شخصی و محل کارش را در اختیار ما گذاشت. او برنامه کاری و رفت و آمد مقتول را مو به مو به ما داد، مثلاً صبحها چه ساعتی رانندهاش دنبالش میآید، به کجاها میرود و غیره.
یعنی شما ابتدا مقتول را چند روزی زیر نظر داشتید و بعد نقشه را عملی کردید؟
بله، من دو روز قبل از اجرای نقشه از شهرستان به تهران آمدم و رفت و آمدهای او را زیر نظر داشتم تا راحتتر نقشهام را عملی کنم.
درباره روز حادثه توضیح بده؟
صبح روز حادثه، ستار مرا با خودرو به میدان آزادی آورد و من هم با تاکسی به نزدیکی خانه مقتول رفتم. حدود نیم ساعتی در آنجا کمین کردم و میدانستم که چه ساعتی از خانه خارج میشود و چه دقیقهای هم رانندهاش میرسد، به همین خاطر وقتی از خانه خارج شد و دقایقی قبل از اینکه رانندهاش برسد به او نزدیک شدم و به طرفش شلیک کردم. پس از حادثه به سرعت گریختم و از داخل کوچهای خودم را به خیابانی رساندم و با کرایه کردن یک خودرو به میدان آزادی رفتم و دوباره در میدان آزادی ستار را دیدم. به او گفتم که کار را تمام کردم و بعد هم تلفنی به کامران خبر دادیم که مرد سالخورده را به قتل رساندیم و از آنجا هم راهی شهرمان شدیم.
اسلحه را از کجا آوردی؟
اسلحه را ستار تهیه کرده بود و برای اجرای نقشه به من داد.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
نه، اصلاً فکر نمیکردم.