افراد معمولاً برداشتها و تصورات خاصی از حرفه روانشناسی دارند. از نظر خیلی از اشخاص، روانشناس کسی است که دفتر کاری دارد با ویژگیها و چیدمان خاص و آرامبخش که وقتی افراد به نحوی با مشکلات روانشناختی خفیف تا شدید مواجه میشوند، به آنجا مراجعه میکنند، یک ساعتی صحبت میکنند و بعد از یک یا چند جلسه و در حالی که مشکلاتشان رفع شدهاست، از آنجا خارج میشوند.
برخی روانشناسان هم تصور مشابهی از خود و حرفه خود دارند. اینکه سریعاً پس از فارغالتحصیلی دفتری مهیا کنند، یک منشی استخدام کنند، هر روز در دفتر کار خود حاضر شوند، مشاوره و رواندرمانیهای خود را انجام دهند و در نهایت آنجا را به مقصد منزل و استراحت و فراغت از کار و مسئولیت ترک کنند. روشن است چنین تصوری چه در افراد عادی و چه در خود روانشناسان یک تصور ناقص است. این کار صرفاً بخشی از مسئولیت و وظیفه یک روانشناس را شامل میشود که به عنوان منبع درآمد و تأمین نیازهای اقتصادی و معاش او محسوب میشود.
روانشناسبودن صرفاً در دفتر کار خود نشستن و ارائه خدمات فردی و نهایتاً گروهی و خانوادگی نیست. روانشناسی هم همچون برخی رشتهها و حرفههای دیگر ابعادی دارد که توجه بیشتری را میطلبد. اگر روانشناس در قبال افرادی که جهت دریافت مشاوره و درمان به او مراجعه میکنند، مسئول است، مسئولیت مهم دیگری هم دارد؛ مسئولیتی که به کل جامعه و انسانها مربوط میشود. روانشناس مسئول روانشناسی است که به آنچه در پیرامونش میگذرد، بیتفاوت نیست، بیتوجه نیست و در مقابل اتفاقات، حوادث و رخدادهایی که سلامت روان انسانها را با آسیب مواجه میکند، حساسیت و واکنش نشان میدهد. چه این رخدادها مسائل فرهنگی و اقتصادی و قومی و خطاهای فکری و آداب و رسوم غلط جا افتاده بین عموم باشد و چه حوادثی تلخ مثل تصادفات رانندگی، خشونتها، اختلافات، قتلها و چه حوادث بزرگتر و گستردهتر و حتی جهانی. چنین واکنشی قطعاً متفاوت از واکنش افراد عادی و همینطور متخصصان حوزههای دیگر علوم انسانی است.
یک روانشناس مسئول باید توان این را داشته باشد که دایره اثرگذاری خود را از اتاق درمان فراتر برده و در حد توان خود وسیعتر سازد ولو در وسعتی محدود. روانشناس مسئول با تکیه بر تخصص حرفهایاش در امور پیرامون خود و هر جا که سلامت روان افراد به خطر میافتد، مداخله میکند و این مداخله یک واکنش هیجانی و تکانشی و غیرحرفهای نیست. وظیفه او آگاهسازی است، توجه دادن نگرش و دیدگاهها به خطا بودن برخی تصمیمها، برخی فعالیتها و اقدامات، برخی اشتباهات رایج، پیشگیری از حوادث و رخدادهای ناگوار است.
امروزه جامعه انسانی بیش از قبل به چنین روانشناسانی نیازمند است. با توجه به تأثیر عظیم فضای مجازی در نشر اخبار و رخدادها و حتی برجسته کردن برخی دیدگاهها و رواجدادن خطاها نیاز به چنین افرادی بیش از پیش احساس میشود. فضای جامعه یک کلاس بزرگ درس است، بنابر این حتی یک استاد و مدرس روانشناسی آموزشهای خود را صرفاً تئوریک و آن هم در فضای کلاس و دانشگاه برگزار نمیکند. او واقعبینانه و با دیدگاهی تخصصی مسائل و رخدادها را تحلیل میکند، علتها را شناسایی میکند و با علم به اینکه ناجی مطلق جامعه هم نیست، وظایف خود را برای آگاهسازی جامعه به اشکال مختلف، از نوشتن و حرف زدن گرفته تا فعالیتهای دیگر اجتماعی به انجام میرساند. او میداند وظیفه حل مشکلات جامعه و همچنین مشکلات بین انسانها به تنهایی وظیفه او نیست، ولی خود را نیز کنار نمیکشد و در اتاق چند متری حرفهای خود یا در کلاس درسی در دانشگاه محصور نمیکند. او که از ضعفها و توانمندیهای خود آگاه است، در وهله اول سعی در توانمندسازی و مراقبت و بالندگی خود دارد تا بتواند در حد ممکن به عنوان فردی رو به رشد، کمال وظایفش را به انجام برساند و در کنار آن از دریچهای تخصصی جامعه و جهان را تماشا میکند و در مواقع نیاز در حد توان خود وارد عمل میشود.