۲۷ تیر ۱۳۶۷ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران به اطلاع عمومی رسید؛ قطعنامهای که سال قبل در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ از سوی شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد و پس از یکسال پر فراز و نشیب نهایتاً ایران آن را پذیرفت ۲۷ تیر ۱۳۶۷ پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران به اطلاع عمومی رسید؛ قطعنامهای که سال قبل در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ از سوی شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد و پس از یکسال پر فراز و نشیب نهایتاً ایران آن را پذیرفت. در گفتوگویی که با سیدحسین حسینی از راویهای دفاعمقدس داشتیم، به مرور وقایع تیر ۶۶ تا ۶۷ پرداختیم.
حسینی در توصف شرایط جبههها در تابستان سال ۶۶ میگوید: پس از اینکه متصرفات ایران در حومه بصره طی عملیات کربلای ۵ تثبیت شد، ابرقدرتها به زعم خودشان قدمی دیپلماتیک برای پایان جنگ برداشتند و قطعنامه ۵۹۸ را در تیر ۶۶ به تصویب رساندند. در این زمان ایران دست برتر را در جبههها داشت، کما اینکه اسفند ۶۷ نیز رزمندگان عملیات والفجر ۱۰ را در شمال عراق اجرا کردند و شهرهایی، چون حلبچه عراق را به تصرف درآوردند.
وی میافزاید: آخرای سال ۶۶ پایان دوران حملات آفندی ایران بود. بعد از آن فروردین سال ۶۷ عراق حملاتش را آغاز کرد و در اولین قدم فاو را پس گرفت. اگر بخواهیم نگاهی به متصرفات ایران در خاک عراق بیندازیم و برحسب اهمیت رتبهبندی کنیم، به ترتیب فاو، شملچه و مجنون حائز اهمیت بودند که عراق نیز ابتدا فاو، شملچه و مجنون را از ایران پس گرفت.
این راوی دفاعمقدس در ادامه با اشاره به وضعیت اجتماعی و سیاسی دو کشور میگوید: یکسال پایانی جنگ اتفاقهای مهمی در دو کشور ایران و عراق افتاده بود. از یکطرف اختلافنظرهایی بین برخی از مسئولان سیاسی با فرماندهان نظامی درخصوص ادامه جنگ در داخل ایران وجود داشت و در طرف مقابل عراق نیز با امکاناتی که ابرقدرتها در اختیارش گذاشته بودند، خود را تجهیز کرده و اقدام به گسترش کمی و کیفی ارتش کرده بود. طوری که ارتش عراق در پایان دفاع مقدس بسیار قویتر از شروع جنگ شده بود.
وی در توضیح بیان میکند: عراقیها در اواخر جنگ با یک ارتش حدوداً یک میلیون نفری به مواضع ایران حمله کردند. مثلاً گارد ریاست جمهوریشان را از یک لشکر به حد یک سپاه گسترش پیدا کرده بود، اما برعکس عراق در ایران برخی از شرایط باعث شده بود تا اعزامها به جبهه رونق قبل را نداشته باشد. این مسائل باعث شد تا توازن جبههها به نفع عراق بهم بریزد و نهایتاً با از دست رفتن متصرفات ایران در خاک عراق، بعثیها حتی به فکر پیشروی به داخل ایران نیز بیفتند.
حسینی در ادامه تصریح میکند: اگر یادمان باشد چند سال پیش نامه فرمانده وقت سپاه به حضرت امام بحث روز شده بود که ایشان از کمی امکانات و تسلیحات صحبتهایی را مطرح کرده بودند. همچنین برخی دیگر از نامههایی که مسئولان اقتصادی و سیاسی به امام نوشت بودند یا در فضای سیاسی کشور مطرح کرده بودند نیز بعدها علنی گردید و نهایتاً همه این مسائل باعث شد تا حضرت امام با نوشیدن جام زهر قطعنامه ۵۹۸ را در تیر ۱۳۶۷ بپذیرند.
وی میافزاید: شاید در یک نگاه عجیب به نظر برسد که چطور در یکسال وضعیت جبههها اینقدر تغییر کرد، اما اگر خوب نگاه کنیم عوامل تغییر توازن قوا در جبههها از همان زمانی رقم خورد که برخی در داخل ایران ایمان به ادامه جنگ را از دست داده بودند و در آن سو نیز ابرقدرتها که از شکست عراق در فاو و شلمچه متحیر بودند، تصمیم گرفتند به هر نحو ممکن این جنگ را طوری به اتمام برسانند که ایران طرف پیروز جنگ نباشد؛ بنابراین روی برخی از عوامل چه در داخل ایران و چه در خارج از آن کار کردند و نهایتاً ایران تیر ۶۷ قطعنامه را پذیرفت و در مرداد همان سال نیز جنگ به شکل عملی در جبههها به اتمام رسید.