کارگر مبلسازی و دوستانش که متهم هستند همکارشان را در یک خانه ویلایی به قتل رساندهاند، به زودی در دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه میشوند. عامل جنایت مدعی است حادثه را به خاطر بدگویی مقتول رقم زده است.
به گزارش جوان، ۱۰مردادسال گذشته مأموران کلانتری۱۶۳ ولنجک از قتل مرد سرایدار در یک خانه ویلایی باخبر و راهی محل شدند. وقتی مأموران در محل حاضر شدند مردی که با آنها تماس گرفتهبود، مورد تحقیق قرار گرفت. او گفت: «در همسایگی ما یک خانه ویلایی است که صاحبش یک سرایدار استخدام کرده بود. نیمههای شب سر و صدای عجیبی از آنجا شنیدم، ولی بدموقع بود و ترسیدم از خانه خارج شوم. صبح بود که از خانه بیرون رفتم و دیدم در خانه ویلایی باز است. کنجکاو شدم و به آنجا سری زدم که دیدم جسد سرایدار ۳۵ساله به نام نعیم روی زمین افتادهاست.»
بعد از این توضیحات جسد که با ضربات جسم سخت کشته شده بود به پزشکی قانونی فرستادهشد و تحقیقات برای شناسایی عامل یا عاملان حادثه در دستور کار قرار گرفت. تحقیقات اولیه نشان داد نعیم از مدتی قبل در یک کارگاه مبلسازی کار میکرد و شبها در خانه ویلایی سرایدار بود. بررسیهای دیگر نیز نشان داد نعیم با یکی از همکارانش در کارگاه مبلسازی به نام مرتضی اختلاف شدیدی داشته است. به این ترتیب مرتضی ۴۳ساله که راننده وانت بود، بازداشت شد، اما مدعی شد از ماجرای قتل همکارش اطلاعی ندارد. تلاشها جریان داشت که مشخص شد عاملان قتل چند مرد هستند که شب حادثه بعد از ارتکاب جرم از محل گریختهاند. با بهدست آمدن این سرنخ یکی از آنها که دوست نعیم و مرتضی بود، شناسایی و بازداشت شد.
محمود ۳۲ساله در پلیسآگاهی تحت بازجویی قرار گرفت و با اقرار به جرمش گفت: «مرتضی از نعیم کینه داشت. او میگفت نعیم پیش صاحبکارش از او بدگویی کرده و زیرآبش را زده است. او مدتی بود دنبال چند نفر میگشت تا بتواند نعیم را گوشمالی دهد. او وقتی مرا دید از من کمک خواست. قبول کردم و در این باره با دو نفر از دوستانم به نامهای حامد و اردشیر صحبت کردم و سپس آنها را به مرتضی معرفی کردم. قرار شد در ازای پرداخت یکمیلیون تومان پول همراه مرتضی به خانه ویلایی برویم. وقتی به آنجا رسیدیم مرتضی از شدت عصبانیت با یک میله به سر مقتول چند ضربه زد و مرتکب قتل شد.»
بعد از این اظهارات، مرتضی بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و با اعتراف به جرمش گفت: «متأهل هستم و دو دختر جوان دارم. مخارج زندگی را با وانتی که داشتم تأمین میکردم. نعیم بعد از من به کارگاه آمد و در آنجا مشغول کار شد. من با او مشکلی نداشتم ولی او مدام پیش صاحبکارم از من بدگویی میکرد و میخواست زیرآب مرا بزند. نگران بودم کارم را از دست بدهم به همین خاطر تصمیم گرفتم او را گوشمالی بدهم.»
متهم در ادامه گفت: «برای این کار از محمود کمک خواستم. او دو نفر از دوستانش را به من معرفی کرد. شب حادثه همراه آنها مقابل خانه ویلایی رفتیم. چون نعیم مرا میشناخت مقابل در آن خانه رفتم و در زدم. نعیم در را باز کرد. به محض اینکه با او روبهرو شدیم، او را کتک زدیم. نعیم شروع به فحاشی کرد و به خانوادهام توهین کرد. از عصبانیت میلهای راکه روی زمین بود، برداشتم و به سر او زدم. با دیدن خون کنترلم را از دست دادم و ضربههای بعدی را به او زدم. سپس به خاطر فحاشی به ناموس و خانوادهام از شدت عصبانیت یک کارد میوه خوری برداشتم و به او ضربه زدم. موقع خارج شدن از خانه بود که متوجه شدم حامد و اردشیر گوشی موبایل نعیم را هم سرقت کردهاند. همانجا مبلغ ۵۰۰ هزار تومان به حساب آنها واریز کردم، سپس یک اسنپ گرفتم و محل حادثه را ترک کردم.»
با ثبت این اظهارات، حامد و اردشیر نیز بازداشت شدند.
حامد در روند بازجوییها گفت: «بعد از اینکه محمود ما را با مرتضی آشنا کرد، او گفت به خاطر مسائل ناموسی میخواهد مقتول را گوشمالی بدهد. این شد که قبول کردم. شب حادثه من نعیم را کتک زدم، اما مرتضی خودش به تنهایی مرتکب قتل شد.»
اردشیر نیز با تأیید این اظهارات گفت: «متأهل هستم و یک دختر ۹ساله دارم. وضع مالی خوبی نداشتم به همین خاطر پیشنهاد مرتضی را قبول کردم. آن شب بعد از اینکه مرتضی مقتول را به قتل رساند، قبل از فرار از خانه ویلایی تلفن همراه مقتول را برداشتم و گریختم. باور کنید فکر میکردیم اختلاف ناموسی است و در قتل نقشی نداشتم.»
با ثبت اظهارات متهمان، مرتضی به اتهام قتل و جنایت بر میت، حامد به اتهام معاونت در قتل، جنایت بر میت، تهدید و ضرب و جرح، اردشیر به اتهام معاونت در قتل، سرقت تلفن همراه، ضرب و جرح و محمود نیز به اتهام معاونت در قتل، ضرب و جرح راهی زندان شدند. پرونده نیز با درخواست قصاص از سوی اولیایدم به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. به این ترتیب متهمان به زودی در یکی از شعبات دادگاه محاکمه میشوند.