هنرمندان وفعالان ادب و هنر پایداری، اعم از خبرنگاران، نویسندگان، عکاسان و تصویربردارانی که دوران دفاع مقدس را درک کردهاند و خود شاهدان و راویان و ناقلان حوادث و حماسههای آن دوران پرشور بوده و هستند و آثارشان محصول این حضور و درک موقعیت و توفیق ثبت این لحظات خطیر و سرنوشت ساز را داشتهاند، در دوران حکومت جمهوری اسلامی نباید در گمنامی و کنج عزلت زندگی کنند و جان به جان آفرین تسلیم کنند و وقتی فوت شدند تنها خبری درج شود وتازه یاد دستاندرکاران بیفتد که چنین هنرمندانی هم وجود داشتهاند و پیامهای مشعشع مدیران صادر شود که طبیعتاً مشکلی را حل نمیکند.
توجه ویادبود این چهرهها که معمولاً تنها میزیند از وظایف دستگاهها و مهم وبسیار در روح وروان این عزیزان تأثیر گذار است. سؤالی که دراین عصر بی توجهیها مطرح است این است که پس واقعاً کارکرد این همه دستگاههای عریض وطویل فرهنگی وهنری ورسانهای چیست. آیا حتماً باید اینها تصاویر دهشتناک از فقر وفلاکت و دست وپازدن در بیماری را منتشر کنند تا سراغشان برویم که قطعاً این نسل هنرمند پاکباخته انقلاب نجیبانه سراغ این قبیل کارها نخواهند رفت ولاجرم گمنام باقی میمانند.
نمونه اخیر درگذشت بانو مریم کاظمزاده، نخستین عکاس زن وخبرنگار دوران دفاع مقدس است که سالها زیست زاهدانه داشت وچندین بار هم در سنوات گذشته در زمینه انتشار یا عرضه نمایشگاهی عکس هایش از سوی دستگاههای فرهنگی مورد بیمهری قرار گرفت. اینجانب درسال ۸۱ در حاشیه همایشی که با ایشان مصاحبه داشتم از بی توجهیها وبها ندادنهاواتفاقات ضدفرهنگی در برخی محافل فرهنگی دل پری داشت.
این دختر جوان دانشجو که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی از انگلیس راهی پاریس میشود تا از نزدیک امام خمینی را ببیند ودرس ودانشگاه را رها میکند وبه ایران باز میگردد با شروع غائله کردستان و درگیر شدن کشوروشروع جنگ به عنوان عکاس وخبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی به مناطق کردستان وجبههها اعزام میشود وبعدتر هم جزو همکاران زن روز وکیهان به فعالیتش ادامه میدهد. این بانوی عکاس به سختی با توجه به اینکه یک زن است ومحدودیتهای خود رادارد و هم با تنگناهای مختلفی روبهرو است باعنایت به شرایط زمانی، عکسهای بسیاری از حماسه وصحنههای جنگ ثبت کرده وهمراهی وازدواج با شهید اصغر وصالی وگروه دستمال سرخها وشهید چمران از جمله مهمترین فرازفعالیت زیست رسانهای، خبرنگاری وعکاسی وی است. برخی از عکسهای کاظم زاده استثنایی، مستند وتاریخی هستند، اما در همان زمان برخی از عکسها بدون اجازه ایشان منتشر شده است.
همچنین بنابر گفته خانم کاظم زاده، آلبوم عکسی از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در پاریس داشتند که پیش از ارتحال امام تعدادی از این عکسها به اسم شخص دیگری دریکی از نشریات معروف منتشر شد. ایشان به اعتبار اعتمادی که داشتند این عکسها را برای چاپ به رسانهای معظم سپرده بودند که درقطعههای بزرگ منتشر شود، اما درآن نشریه به نام فرد دیگری به چاپ میرسد. مرحوم کاظم زاده با دلخوری ودلسردی این ماجرا را در سال ۸۱ در گفتوگوی اختصاصی با «جوان» مطر ح کردند و چرا باید این چنین باشد؟
یا در نمایشگاهی که در سال ۶۱ از آثار عکاسان وخبرنگاران جنگ در حوزه هنری بر پاشده بود، عکسهای ایشان از حماسه آزادسازی خرمشهر را که فقط شش روز پس از آزادسازی تهیه کرده بودند درحالی که با هزینههای گزاف شخصی در قطعههای بزرگ چاپ کرده ودر آن نمایشگاه شرکت داده بود به دلایل واهی نمایش نمیدهند و ایشان را غصه دار میکنند. برهمین اساس نسبت به این اتفاقات ناراحت بود. البته بالاخره در سال ۱۳۹۷ مجموعه عکسهای ایشان در قالب کتاب «عکاسان جنگ» توسط انتشارات انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس منتشر شده است. این اثر که در مورد وقایع کردستان و اوایل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است حاوی ۱۶۰ قطعه عکس سیاهوسفید در ۲۰۰ صفحه است.
این اثر مملو از عکس و تصویر است. سید حامد میر هاشمی و مینو بدیعی دزفولی کار گردآوری عکسها و محتوا را برعهده داشتهاند. ایشان از سرپل ذهاب، آزادی قصرشیرین وآزادسازی خرمشهر و حوادث کردستان تا سال ۶۲ که در مناطق عملیاتی حضور داشته اند، عکاسی کرده است. در همان سالها نیز خاطراتش با شهدایی مثل عباس داورزنی، جهانگیر جعفرزاده، عباس اردستانی، عباس مقدم وعباس تیموری را درقالب یادداشتهایی گردآوری ومدتها در چاپ این اثر مردد بود وبالاخره درسال ۷۱ حوزه هنری منتشر میکند. علت تأخیر و امتناع از چاپ هم اصرار برچاپ خاطرات بدون ذکر نام شهیدان است، چرا که آنان دوست داشتند درگمنامی به شهادت برسند. خاطرات مریم کاظم زاده وشهید وصالی و تعدادی از اعضای دستمال سرخها طی ۱۰سال از سوی رضا رئیسی پیادهسازی و با عنوان خبرنگار جنگی در قالب کتابی دلنشین منتشر شده است. کاظم زادهها را باید دریافت ودرک کرد وبر صد رنشاند، چرا که اینها برای اعتلا و رشد ونمو هنر ورسانه انقلاب بسیار تلاش کردند، از جان مایه گذاشتند و بدون چشمداشتی به عرصههای نبرد رفتند تا امروز شاهد آثار هنریشان باشیم. نه فقط دیروز بلکه امروز هم نیازمند توجهاند تا هنرشان را به نسلهای بعدی منتقل کنند.