چند سالی است گرد و غبار یکی از مشکلات مهم زندگی مردم ایران به ویژه در استانهای جنوبی و غربی است؛ مشکلی که بدیهیترین حق انسان یعنی حق نفس کشیدن را از بخشی از هموطنانمان دریغ کردهاست. در فضایی صمیمی با استاد محمد تقی زمانیان، مدرس مقطع دکتری هواشناسی، به کاوش درباره ریشه معضل گرد و غبار پرداختیم که ناشی از بیعدالتی بزرگ در منطقه ماست. بخشی از آن را (با اندکی دخل و تصرف) در زیر میخوانیم.
پرسش اول از استاد این بود که مبدأ این گرد و غبار چیست؟ در پاسخ به این پرسش اشاره کردند: «تولید این گرد و غبار در منطقه ما بیش از ۱۰ سال هست که شروع شده؛ یعنی دقیقاً از همان زمانی که زمینهای زیر کشت عراق رها شده و خاک نرم آن - که قرنها محل پرورش محصولات کشاورزی و به عبارتی مهد بشریت بود- تبدیل به کانون گرد و غبار در منطقه ما شد.»
در پاسخ به این سؤال که چرا مشکل در این زمان به وجود آمده و آیا قبل از آن، این مشکلات وجود نداشت، گفته شد که «هر چند گرد و غبار همیشه از منشأهای مختلف وجود داشت، اما مشکل هیچوقت مانند زمان حاضر حاد نبود، این گرد و غبار به طور خاص از منشأ عراق است و دو دلیل عمده دارد؛ اول تأثیر حضور نظامی امریکا و ناامنی، دوم سد سازیها در ترکیه.
از حدود ۲۰ سال پیش که امریکا به عراق حمله کرد، بینظمی و ناامنی حاصل از این حضور باعث شد که مردم بسیاری زمینهای کشاورزی خود را رها کنند. این مسئله وقتی به بحران تبدیل شد که امریکا داعش را در منطقه مسلط کرد و عملاً بخش بسیاری از زمینها علاوه بر اینکه از زیر کشت در آمدند، خالی از سکنه هم شدند.
زیادهطلبیهای ترکیه نیز باید مورد توجه قرار گیرد. این دولت در چند سال اخیر بیش از ۷۰ درصد سر شاخههای دجله و فرات را روی عراق بسته است. در نتیجه این اقدام ظالمانه، تالابهای بسیاری در عراق خشک شده و خشکی این تالابها نیز امکان کشت و کشاورزی را از بین برده در نتیجه زمینهایی که تا چندی پیش محصولات کشاورزی در آنها رشد میکرد، حالا منشأ گرد و غبار شدهاند.»
سؤالی که برایم پیش آمد، این بود که چرا جلوی این روند گرفته نشد؟ آیا از اول نمیدانستند که سدسازی ترکیه چنین تبعاتی در زیستبوم منطقه خواهد داشت؟ در پاسخ گفتند: «از ابتدا میدانستیم چنین اتفاقی محتمل هست و شخصاً تذکراتی در این خصوص دادهبودم، ولی دو مسئله وجود داشت؛ اولاً کشورهای عراق و سوریه به قدری درگیر جنگ و مشکلات امنیتی بودند که این امور برایشان اولویت نداشت و، اما ایران...»
کمی سکوت کردند و ادامه دادند: «ما میتوانستیم با اقداماتی نظیر دیپلماسی آب و کاشت نهال و احیای کشاورزی در عراق جلوی این مشکلات را پیشدستانه بگیریم، لکن...»
به اینجا که رسیدند خیلی تمایل به واکاوی نداشتند؛ به همین دلیل از ایشان خواستم ادامه دهند و شنیدم که «مشکل ما مسئولانی هستند که تخصصی عمل نمیکنند. مثلاً چند سال پیش مسئولی در این حوزه منصوب شد که نمیدانست قطب شش ماه شب است و شش ماه روز، یعنی به لحاظ جغرافیایی بیسواد محض بود.»
در آخر این گفتوگوی کوتاه از استاد پرسیدم، آیا راهحل فوری برای این معضل وجود دارد؟ و استاد صریحاً گفتند «خیر». بعد ادامه دادند که «حل کردن مسائل محیطزیستی زمانبر بوده و یکی از دلایل بیتوجهی مسئولان نیز این است که صرفاً به فکر دوره محدود مدیریت خود هستند. یکی از راههایی که ما پیشنهاد دادهبودیم، ادغام سازمان محیطزیست و سازمان هواشناسی کشور بود تا بهتر بتوان برای مقابله با این مسائل مطالعه و اقدام کرد.
اولویت اول، کمک برای کاشت درخت و احیای کشاورزی در بیابانهای عراق است. کشت فراسرزمینی ایران در بینالنهرین میتواند یکی از گزینهها باشد. همچنین ترکیه باید بداند که همه در یک کشتی نشستهایم و تغییر ظالمانه اکوسیستم منطقه به نفع هیچکس نیست و باید به مسئولیت بینالمللی خود عمل کند. مالچپاشی هر چند جایگزین احیای کشت نیست، اما اگر به نکات فنی آن توجه شود، میتواند تا حدودی کنترل گرد و غبار را کنترل کند.»