در سحرگاه نیمه شعبانالمعظم سال ۲۵۵ قمری در سامرا خورشیدی ظهور کرد که انوار مقدسه معصومین انتظار طلوع طلعت ماهش را به شیعیان وعده داده بودند. مولودی که تنها فرزند امام یازدهم شیعیان امام حسن عسکری (ع) و بانوی پرهیزگاری به نام نرجس خاتون یا حکیمه (دختر یشوعا، پسر قیصر روم که مادرش از اولاد حواریون و نسبش به شمعون وصی حضرت عیسی میرسد) بود در سحرگاه نیمه شعبانالمعظم سال ۲۵۵ قمری در سامرا خورشیدی ظهور کرد که انوار مقدسه معصومین انتظار طلوع طلعت ماهش را به شیعیان وعده داده بودند. مولودی که تنها فرزند امام یازدهم شیعیان امام حسن عسکری (ع) و بانوی پرهیزگاری به نام نرجس خاتون یا حکیمه (دختر یشوعا، پسر قیصر روم که مادرش از اولاد حواریون و نسبش به شمعون وصی حضرت عیسی میرسد) بود. منابع تاریخی و روایی تصریح دارند که امام عسکری (ع) فقط یک فرزند داشت که نامش مهدی (عج) است. شیخ مفید در اینباره مینویسد: «امام پس از حضرت عسکری، فرزندش امام زمان (عج) است که نام و کنیهاش مساوى با نام و کنیه رسول خدا (ص) بوده، پدرش به غیر از او در باطن و ظاهر فرزندى نداشت.» (شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج۲، ص ۳۳۹)
ولادت گل نرگس
در رابطه با شرایط ولادت حضرت مهدی (عج) نقلهای مختلفی بیان شده است، اما نقل مشهور از شرح ولادت امام زمان (عج)، براساس روایت حکیمه خاتون، عمه امام عسکری (ع) است. در بخشهایی از گزارش شیخ صدوق از سخنان عمه بزرگوار امام عسکری (ع) نقل شده است: «امام حسن عسکری مرا به نزد خود فراخواند و فرمود:ای عمه! امشب نزد ما باش که شب نیمه شعبان است و خدای تعالی امشب حجت خود را که حجت او در روی زمین است، ظاهر سازد. گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدایت شوم! اثری از حمل در او نیست. فرمود: همین است که به تو میگویم. گوید: آمدم و، چون سلام کردم و نشستم، نرجس آمد، کفش مرا برداشت و گفت: بانوی من و بانوی خاندانم حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و بانوی خاندان من هستی. [نرجس]از کلام من ناخرسند شد و گفت: عمه جان! این چه فرمایشی است؟ بدو گفتم: دختر جان! خدای تعالی امشب به تو فرزندی عطا فرماید که در دنیا و آخرت آقاست. نرجس خجالت کشید و حیا کرد. چون از نماز فارغ شدم، افطار کردم و در بستر خود خوابیدم. نیمههای شب برای ادای نماز برخاستم و آن را به جای آوردم؛ در حالی که نرجس خوابیده بود. برای تعقیبات نشستم و پس از آن نیز دراز کشیدم و هراسان بیدار شدم. او همچنان خواب بود. پس برخاست و نماز گزارد و خوابید. حکیمه در ادامه گوید: بیرون آمدم و در جستوجوی فجر به آسمان نگریستم. دیدم فجر اول دمیده است و او در خواب است. شک بر دلم عارض گردید. ناگاه ابومحمد از محل خود فریاد زد:ای عمه! شتاب؟ مکن؟ که اینجا کار نزدیک شده است. گوید: نشستم و به قرائت سورههای الم، سجده و یس پرداختم. در این میان او هراسان بیدار شد و من به نزد او پریدم و بدو گفتم: نام خدا بر تو باد. آیا چیزی احساس میکنی؟ گفت:ای عمه! آری. گفتم: خودت را جمع کن و دلت را استواردار که همان است که با تو گفتم. حکیمه گوید: من و نرجس را ضعفی فرا گرفت و به ندای سرورم به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و ناگهان سرور خود (فرزند نرجس) را دیدم که در حال سجده بوده و مواضع سجودش بر زمین است. او را در آغوش گرفتم. دیدم پاک و نظیف است. ابومحمد فرمود:ای عمه جان! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وی بردم و او دو کف دستش را گشود و فرزند را در میان آن قرار داد و دو پای او را به سینه خود نهاد. پس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وی کشید. سپس فرمود:ای فرزندم! سخن گوی. گفت: «اشهدان لااله الا الله وحده لاشریک له و اشهدان محمداً رسولالله». سپس بر امیر مؤمنان سایر امامان (ع) درود فرستاد تا آنکه بر پدرش رسید و زبان درکشید». (صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، باب ۴۲)
وارث ابراهیم نبی
به نقل مرحوم شیخ مفید، امام عسکری (ع) به دلیل شرایط دشوار آن زمان و جستوجوی شدید خلیفه عباسی و به سبب آنکه مشهور شده بود شیعیان منتظر آمدن مهدی (عج) هستند، ولادت فرزندش را مخفی نگه داشت. (شیخ مفید، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۳۶) چنانکه که در کتب تاریخی نقل است که خلفای بنیعباس بنابر روایات پیامبر (ص) و ائمه (ع) میدانستند که دوازدهمین امام همان مهدی است؛ بنابراین مراقبانی بر امام حسن عسکری و منزل آن حضرت گماردند. مورخان گفتهاند معتمد عباسی به قابلهها امر کرده بود تا وقت و بیوقت، سرزده وارد خانه سادات شوند - بهویژه خانه امام حسن عسکری (ع) - و درون خانه را بگردند و از حال همسر او باخبر شوند و گزارش دهند. کنیزی به نام «ثقیل» که گویا برای حفظ جان امام زمان (عج) ادعای بارداری کرده بود، بازداشت شد و مدت دو سال تحت نظر قرار گرفت تا اطمینان به عدم بارداری وی حاصل شد و سپس او را رها کردند.
به همین دلیل بود که ولادت امام زمان (عج) از عموم مردم پنهان نگه داشته شد. در روایات نیز به این موضوع و دلیل آن اشاره شده است؛ امام سجاد (ع) در این رابطه میفرماید: «در قائم ما سنتهایی از انبیا هست... و سنتی از ابراهیم... و، اما از ابراهیم پنهانبودنِ ولادت و کنارهگیری از مردم...». همچنین امام صادق (ع) میفرماید: «ولادت صاحب الامر بر این خلق پوشیده است تا اینکه ظهور کند؛ برای اینکه بیعت کسی بر گردنش نباشد». شیخ مفید نیز معتقد است: «به دلیل مشکلات آن دوران و جستوجوی شدید سلطان وقت و کوشش بیامان برای یافتن آخرین حجت خدا، ولادت آن حضرت بر همگان مخفی ماند».
مخفی بودن ولادت، در تاریخ بیسابقه نیست، بلکه نقل شده است ولادت ابراهیم خلیل (ع) از ترس کشتهشدن به دست پادشاه زمانش پنهانی بود، یا قرآن کریم در سوره قصص آیه ۷ تا ۱۳، در شرح ولادت موسی بن عمران (ع) به پنهانیبودن آن اشاره میکند.
شبیهترین امام به پیامبر اسلام (ص)
درباره ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج)، روایاتی از شخص پیامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) نقل شده است. در برخی نقلهای روایی، پیامبر اسلام (ص)، امام مهدی را از نظر خصوصیات جسمی، شبیهترین فرد به خود توصیف کردهاند. (صدوق، کمالالدین و تمام النعمه، ۱۴۰۵ق، ج۱، باب۲۵، ص۵۳۴و۵۳۵، ح۱) همچنین نقل است که بعد از شهادت پدرشان هنگامی که برای نماز بر پیکر پاک پدر حاضر شدند، مردم حضرتشان را دیدند که طفلی گندمگون، با موهای مجعد و دندانهای فاصلهدار بودند. (قطبالدین راوندى، سعیدبن هبة الله، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۰۲)
در پارهای از دیگر روایات که در مورد سن حضرت سخن گفته شده است، سن ایشان را بین ۳۰ تا ۴۰ سال بیان کردهاند و منظور این است که در زمان ظهور چهره و سیمای نورانی حضرت در این سن است و اختلاف سن در این موضوع موجب تضاد با سن زیاد حضرتش از زمان تولد تا دوران ظهور که بیش از هزار سال است، نمیشود؛ زیرا این اعداد نشانگر سن انسان کامل و جوان است.
در خصوص ویژگیهای اخلاقی آن حضرت نیز در روایات توصیفاتی بیان شده است که از آن جمله است روایت منقول از امام حسین (ع) که میفرمایند: امام زمان را باید از روی آرامش و وقاری که دارد و همچنین دانش او به حلال و حرام و نیازمندی مردم به او و بینیازی او از مردم شناخت. (کامل سلیمان، یوم الخلاص، ۱۹۹۱م، ص۵۲) در نقلی از امام صادق (ع) گفته شده است که امام مهدی فردی در نهایت زهد است که پوشاک زمخت و خشن میپوشد، نان جو میخورد، بر کارگزاران دولت خود سختگیر، با مردم بسیار بخشنده و با مستمندان مهربان است. (معجم أحادیث امام مهدی، مؤسسه معارف الاسلامی، ج۱، ص۲۴۲، ح ۱۵۲)
کنیهها و القاب
امام دوازدهم شیعیان، در منابع مختلف و ادعیه و زیارات با القاب و کنیههای بسیاری تا ۱۸۲ نام و لقب، وصف شده است که مشهورترین آنها چنانکه محدث نوری نیز نقل میکند عبارتاند از: احمد، مهدی، صاحب الزمان، منتَظَر، ابوالقاسم، ابوصالح، بقیهالله، بلد الامین، برهانالله، حجهالله، حق، خاتم الاوصیاء، خاتم الائمه، خلف یا خلف صالح، خلیفهالله، صالح، صاحبالامر، قائم، منتقم، موعود، مضطر، وارث. (طبرسی نوری، النجم الثاقب، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۶۵- ۱۶۵)
خورشید در پس ابر
بعد از دوران غیبت صغری که ۶۹ سال طول کشید، دوران غیبت کبری از سال ۳۲۹ ق آغاز شد و تا بدین زمان ادامه یافته است. (جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ۱۳۸۱ش، ص۵۷۹) آخرین نائب خاص امام مهدی (عج) در دوره غیبت صغری، «علی بن محمد سمری» بود که در پانزدهم شعبان ۳۲۹ق درگذشت، در حالی که یک هفته قبل از درگذشت او، توقیعی از سوی امام خطاب به وی صادر شد که در آن ضمن اعلام روزِ درگذشت علیبن محمد سمری به او، از انتخاب جانشین منع شده بود؛ چراکه - بنابر آنچه در توقیع آمده- غیبت دوم آغاز شده و تا زمانی که خداوند اجازه ندهد ظهوری نخواهد بود. (احتجاج، ج۲، صص۵۵۵- ۵۵۶)
در توضیح موضوع غیبت باید گفت که منظور از غیبت امام دوازدهم (عج)، پنهان شدن آنحضرت در غار و زندگی دور از مردم نیست، بلکه آنحضرت در بین مردم زندگی و رفت و آمد میکنند و مانند دیگر افراد جامعه، یک زندگى عادى دارند، حضرت مردم را میبینند و آنها را میشناسند مردم نیز حضرت را میبینند؛ اما ایشان را نمیشناسند و نمیدانند که ایشان همان حضرت مهدی موعود (عج) هستند تا وقتی که زمان ظهور فرا برسد و ایشان خود را به عنوان امام و پیشواى شیعیان جهان، به مردم معرّفى خواهند کرد؛ زیرا امر غیبت و ظهور حضرت مهدی به اراده و فرمان الهی است و هر گاه خدای تعالی اراده فرماید واقع خواهد شد.
غیبت امام علاوه بر حفظ جان امام مهدی (عج) علتها و حکمتهای دیگری نیز دارد که از آن جمله است: ۱- ایجاد زمینه اجرای احکام الهی در جامعه ۲- امیدبخشیدن به مؤمنان و منتظران ۳- تربیت و خودسازى؛ در روایات زیادی بیان شده است که امام زمان (عج) در دوران غیبت بهطور مداوم مراقب حال پیروان خویش است. ۴- پاسدارى آیین خدا در جلوگیری از آمیختن آن با سلیقهها و افکار شخصى ۵- امام زمان (عج) به تعبیر روایات، در زمان غیبت مانند خورشید پشت ابر است که مردم از برکات و هدایتهای پنهان و آشکار امام زمان (عج) بهرهمند هستند. (شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۵۳، ح ۳) ۶- نبود یار وفادار برای امام؛ چنانکه در روایات به دلیل یافت نشدن یاران وفادار به تعداد لازم؛ یعنی سیصدو سیزده نفر اشاره شده است. امام موسی کاظم (ع) در روایتی خطاب به یکی از یاران خود میفرماید: «..ای پسر بُکیر! من به تو سخنی را میگویم که پدران من نیز پیش از من آن را بر زبان راندهاند و آن این است که اگر در میان شما به تعداد کسانی که در جنگ بدر [با پیامبر اکرم (ص)]بودند، [یاران مخلص]وجود داشت، قیامکننده ما [اهل بیت]ظهور میکرد.» (مشکاه الأنوار، ص ۷۰) ۷. آماده نبودن جوامع بشری؛ امام عصر (عج) در یکی از توقیعهای خود مطلبی را بیان میکنند که شاید بتوان از آن استفاده کرد که علت استمرار غیبت آماده نبودن جوامع بشری، به طور عام، و جوامع شیعی، به طور خاص، است. آن حضرت میفرماید: اگر شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد، در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل میشدند، میمنت دیدار ما از ایشان به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان میگشت؛ دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما. (بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷، ح ۷)