نمور
داستان فیلم «نمور» درباره یک زوج است که ۲۰سال پیش، دختری در عقد باردار میشود و پسر دم عروسی میگذارد و میرود. قرار بود بچه را سقط کنند که از بین نمیرود. برادر دختر از ترس آبرو، بچه را به عنوان بچه خودش نگه میدارد و بزرگش میکند، یعنی دایی بچه، میشود پدرش. بعد از ۲۰ سال این قضیه برملا میشود. در دیالوگها، دختر میگوید این بچه باید میمرد، برادرش میگوید بچه حرامزاده را هم سقط نمیکنند، اینکه حلالزاده بود، ولی از یک طرف مدام میگویند از ترس آبرو و انگشتنما شدن و فلان!
حالا در نشست خبری تهیهکننده رسماً میگوید اگر به خاطر مجوز نبود، حرف صیغه و عقد را اصلاً نمیزدیم. در واقع فیلمنامه روی حرامزاده بودن تأکید دارد. بعد پرسیدند که چرا در فیلم تأکید میکنید این بچه حلالزاده بوده است. نویسنده اش میگوید حتی اگر عقد و صیغه هم در کار نبود، به نظر من عشق بین این دو نفر آنقدر حرمت داشت که بچه را حلالزاده بدانیم که صدای اعتراض برخی بلند شد. یک نفر پرسید، اگر منظورتان این بوده که بچه حرمزاده بوده، چرا در تیتراژ، فیلم را تقدیم کردید به مقام مادر! عوامل فیلم چند ثانیه به همدیگر نگاه کردند، به حالت اینکه حالا چی بگوییم! آخر سر تهیهکننده گفت، حالا که فعلاً در فیلم گفتیم عقد کردند و حلالزاده است! ۳۰ ثانیه آخر هم کارگردان گفت، فیلم ما مثل قورمهسبزی بود که گذاشته باشید جلوی یک خارجی تا بفهمد این غذا چیست و خلاصه اینکه این مسائل طول میکشد! ظاهراً منظورش این بود که طول میکشد تا به حرامزادگی عادت کنید. بازیهای کمجان و بعضاً خندهدار و پایانبندی به شدت عجولانه و هندی. کدها بهشدت برملا بود و داستان فیلم را لو میداد، طوری که بعد از اولین سؤال آرام از داوود میشد حدس زد قضیه چیست. بعضی صحنهها و دیالوگها واقعاً خندهدار بود، به قول دوستان متخصص کمدی ناخواسته. کماکان سؤالم این است که واقعاً فیلمهای بهتری برای پذیرش در جشنواره درخواست نداده بودند؟! اگر بپذیریم اینها بهترینهای ارسال شده بودند، باید فاتحهای نثار روح سینمای ایران بفرستیم.
درب
یک فیلم لطیف، شاعرانه، آرامشبخش و بسیار دلنشین که البته تقریباً مستند به نظر میرسد. قصهای بسیار ساده را با ریتمی کند دارد، همین که قصه ساده است و دیالوگ کمی بین شخصیتها برقرار میشود، به روح و مغز مخاطب آرامش میدهد. انسانیت، نوعدوستی و مهربانی شخصیت اصلی فیلم، دوستداشتنی و امیدبخش است. طبیعت زیبا و مسحورکنندهای که داستان در بسترش اتفاق میافتد هم در جذابتر شدن فیلم بیتأثیر نیست.
«ضد»
فیلم از نظر سوژه و روایت، کاملاً پرکشش و درگیرکننده بود. سوژه نفوذ در هر مقطع تاریخی، خصوصاً معاصر جذاب است و معمولاً مخاطب از فراز و فرودهای داستانیاش لذت میبرد. شخصیت متفاوتی که از زن منافق در فیلم تصویر شد، جالب بود، ولی امیدوارم سنگبنای شروع تحریف کلی مرام این جماعت نباشد و از این به بعد همه نخواهند از استثنائات فیلم بسازند. چون فیلم درباره یک واقعه تاریخ معاصر بود که اطلاعات زیادی دربارهاش وجود دارد، ترجیح میدادم کاملاً وفادار به واقعیت باشد که نبود.