ترامپ بعد از ورود به کاخ سفید همانند سایر رؤسای جمهور همواره تلاش در جهت خوش خدمتی به رژیم صهیونیستی را در رأس برنامههای خود قرار داده بود. خروج یکجانبه از برجام و تلاش برای ایجاد وحدت دولتهای عرب منطقه و تلآویو علیه ایران دو اقدام مهم او بود ترامپ بعد از ورود به کاخ سفید همانند سایر رؤسای جمهور همواره تلاش در جهت خوش خدمتی به رژیم صهیونیستی را در رأس برنامههای خود قرار داده بود. خروج یکجانبه از برجام و تلاش برای ایجاد وحدت دولتهای عرب منطقه و تلآویو علیه ایران دو اقدام مهم او بود. اکنون در دولت «بایدن» این خط مشی در قالب مذاکرات هستهای از یکسو و گسترش روابط اعراب و اسرائیل از دگر سو در حال انجام است. سفر هفته قبل نفتالی بنت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به امارات متحده عربی که اولین سفر یک نخستوزیر اسرائیل به امارات است، در همین چارچوب بود. تل آویو با نزدیکی به دولتهای عرب منطقه چه اهدافی را در سر میپروراند؟
دکترین پیرامونی
از زمان تشکیل قهری رژیم صهیونیستی در خاورمیانه، تلاش آن از یکسو دشمنسازی برای ایجاد وحدت داخلی و از سوی دیگر عادیسازی روابط با همسایگان و دیگر کشورهای منطقه جهت مشروعیت بخشی به خود بوده است. به این ترتیب، اسرائیلیها با استفاده از ترفندهای مختلف و حمایت بیدریغ ایالات متحده، روند دشمنسازی را پیش بردهاند که نمونه آن را در دشمنسازی اعراب، حکومت بعث عراق و اکنون جمهوری اسلامی ایران میتوان دید. تل آویو در ایجاد روابط نیز توانسته است روابط سیاسی با برخی دولتهای خاورمیانه برقرار کند. در سال ۱۹۷۹ با دولت مصر، ۱۹۹۴ با اردن و پیمان اسلو و در سال ۱۹۹۳ نیز با سازمان آزادیبخش فلسطین. اسرائیلیها با وجود عقد چنین پیمانهایی تاکنون قادر نبودهاند آزادانه در مصر و اردن قدم بگذارند که خود بیانگر جدایی راه مردم از حاکمان در دنیای اسلام است. چندی پیش، دو دولت بحرین و امارات متحده عربی با بهانه قرار دادن موضوع امنیت و خطری که از جانب ایران آنها را تهدید میکند، دست دوستی به سوی اسرائیل دراز و با وساطت امریکا اقدام به عقد «پیمان ابراهیم» کردند. از آن به بعد تاکنون به ویژه میان امارات و رژیم صهیونیستی پیمانهای نظامی همچون قرارداد طراحی شناورهای بدون سرنشین ضد زیردریایی که قادر به عملیات دریایی است و پیمانهای تجاری- اقتصادی مانند قرارداد شرکت اسرائیلی OurCrowd با گروه Al Naboodah در دوبی به قصد تسهیل سرمایهگذاری منعقد شده است.
بر اساس «دکترین پیرامونی»، اسرائیل باید پیرامون دشمنان خود که مهمترین آنها جمهوری اسلامی ایران است، متحدان و پایگاههایی ایجاد کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس، جمهوری آذربایجان و ترکیه، در این خطمشی مورد توجه قرار گرفتند. نکته مهم در پیشبرد این دکترین، بهرهگیری از توان و نفوذ اقتصادی و علمی و به دنبال آن ایجاد گرههای نظامی- امنیتی در دولتهای هدف است که نمونه امارات یکی از آنهاست. در آذربایجان نیز رژیم صهیونیستی بخش مهمی از سامانه تلفن همراه آذربایجان را توسط شرکت «باک سل» در دست دارد، نیروی دریایی آن را پشتیبانی میکند، فروش حجم بالایی از تسلیحات خود را به آذربایجان اختصاص داده و اخیراً نیز «میکائیل جباروف»، وزیر اقتصاد آذربایجان در سفر به فلسطین اشغالی، قرارداد با شرکت اسرائیلی «OurCrowd» برای کنترل مالی استارتاپها و ساخت شهرکهای هوشمند را در مناطقی که طی جنگ اخیر از اشغال درآمدند نهایی کرده است.
توهم تهدید از جمهوری اسلامی ایران
بهانه قرار دادن تهدید جمهوری اسلامی ایران برای همسایگان جنوبی و شمالی و ایجاد اتحاد علیه ایران، برای رسیدن به منافعی مانند حضور دائمی در خاورمیانه به ویژه خلیج فارس و مرزهای شمال غربی، تأمین امنیت انرژی برای خود و پر کردن خلأ قدرت ایالات متحده در منطقه، فروش و استقرار تسلیحات نظامی به کشورهای منطقه و در نهایت منزوی کردن ایران در رأس خط مشی صهیونیستها قرار گرفته است. در دولت ترامپ، ابتدا او با جمع کردن رهبران بیش از ۵۰ کشور اسلامی در ریاض، طرح ایجاد یک ائتلاف اسلامی علیه ایران را کلید زد و مدتی بعد، طرح ناتوی عربی را مطرح کرد. هر دو طرح برای کشورهای عربی ناکام ماند و نتیجه آن، سرازیر شدن میلیاردها دلار پول از عربستان و امارات به امریکا برای خرید تسلیحات و فراهم کردن زیرساختهای مورد نیاز بود. در نهایت با شکست طرح معامله قرن، ترامپ برای حفظ آبروی از دست رفته، امارات و بحرین را وادار به عقد پیمان ابراهیم با رژیم صهیونیستی کرد. البته این پیمان میان دوستان پردهنشینی صورت گرفت که دیگر علنی نشست و برخاستهای خود را نشان میدهند.
همچنین رژیم صهیونیستی از نظر داخلی، جامعهای است چند ملیتی که حول دین به گونهای شکننده گردهم آمدهاند. در نتیجه چند دستگی سیاسی گستردهای در میان آنها وجود دارد و در مدت اخیر، ناکارآمدی و سوءمدیریت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن سبب ساز گسست بیشتری در میان آنها شده است. از ابتدای تاریخ تشکیل این رژیم، چنین گسستهایی که عمدتاً منشأ داخلی دارند وجود داشته و دولتمردان صهیونیستی سعی در مدیریت آن با استفاده از شرایط بینالمللی داشتهاند. به این ترتیب همواره با ایجاد توهم تهدید از بیرون، چندپارگیهای داخلی را برای مدتی کنترل کردهاند. تحولات کنونی و پیشروی رژیم صهیونیستی به دلیل فساد و سوء مدیریت سیاستمدارانش، نشان از هرجو مرج فزاینده در این جامعه چندپاره دارد. خشونتهای خیابانی اخیر به دلیل تبعات اقتصادی- بهداشتی ناشی از کرونا، موج بیکاری ۲۷ درصدی، سوءاستفاده و فساد نتانیاهو از قدرت، انتخابات چندباره و در نهایت ایجاد دولت ائتلافی شکننده، نشان از شرایط بحرانی درون اسرائیل دارد. حال چه چیزی بهتر از روابط با کشورهای عرب که از یکسو در ظاهر خود را حامی فلسطین میدانند و از دیگر سو جمهوری اسلامی ایران را برهم زننده امنیت خود؟ به این ترتیب رژیم اشغالگر هم پروژه دشمن سازی- اتحاد را پیش میراند و هم عادیسازی روابط به شکلی رسمی با دولتهای منطقه را.
تسریع در عادیسازی روابط ریاض- تلآویو
دولتمردان سعودی بیش از پیش به دنبال راه انداختن دومینوی عادیسازی روابط اعراب با اسرائیل هستند تا زمینه اعلام رسمی روابط با تلآویو را برای خود فراهم آورند. بر همگان مبرهن بود که حکام بحرین اختیاری از خود نداشته و کاملاً متأثر از خواست دولت سعودی اقدام به روابط با اسرائیل کردند. هر چند روابط پشت پرده اسرائیل و عربستان سعودی به گرمی در جریان است، اما به دلیل نظرات متفاوت میان پادشاه و ولیعهد در به رسمیت شناختن علنی آن از یکسو و از دگر سو تخالف برخی دولتهای عرب از عادی سازی، تاکنون مانع اظهار رسمی این روابط شده است. بن سلمان مایل به انجام کارهای بسیار برای رژیم صهیونیستی است. او همچنین به دنبال تعمیق روابط غیر رسمی، جذب سرمایه و فناوری از اسرائیل است. همچنین اقدام بن سلمان در خرید گزاف تسلیحات متعارف و نامتعارف، سخنان او مبنی بر اینکه ریاض در صورت ادامه شرایط فعلی «بدون اتلاف وقت» تلاش برای دستیابی به سلاح اتمی را آغاز خواهد کرد و برنامه ساخت بیش از ۱۶ رآکتور هستهای را طی دو دهه آینده در سر دارد، جز در سایه جلب نظر لابی صهیونیستی و حمایتهای امریکا ممکن نخواهد بود.
درمجموع اینکه تلآویو از یکسو با گسترش روابط خود با همسایگان شمال غربی و به ویژه دولتهای حاشیه خلیج فارس، سعی دارد ضمن عقب راندن سطح نفوذ و قدرت دفاعی ایران از شامات به حاشیه خلیج فارس و مرزهای شمال غربی، بازار اقتصادی- تجاری این مناطق را به خصوص در فروش تسلیحات و تأمین انرژی مورد نیازش فراهم نماید و از سوی دیگر، اعراب با نزدیک شدن به تلآویو ضمن به دست آوردن حمایت لابی صهیونیستی در خرید تسلیحات گسترده، قدرت پیرامون خود یعنی جمهوری اسلامی ایران را به انزوا بکشانند.