دکتر علی سرزعیم در معرفی کتاب «تورم و اخلاق» نوشته «اندرو دیکسون وایت» و ترجمه «سیدحسن دیباج» در کانال تلگرامی «الف» نوشت: نه تنها انسانها بلکه جوامع در برابر یک تصمیم کلیدی قرار میگیرند. انتخاب گزینه سخت با هزینههای کوتاه مدت، اما با فواید زیاد در بلندمدت یا انتخاب گزینه آسان با منافع کم ولی در کوتاه مدت ولی زیان زیاد در بلندمدت. پوپولیسم به معنی انتخاب دومی است و وقتی انتخاب جمعی یا انتخاب سیاسی گزینه دوم را بپذیرد، گفته میشود پوپولیسم حاکم شده است. در سطح فردی نیز افراد میتوانند درس بخوانند، تلاش کنند، رنج کارآفرینی را بر خود هموار کنند تا در بلندمدت درآمد خوبی داشته باشند یا در کوتاه مدت خوشگذرانی کنند و به دزدی دست بزنند، اما در بلندمدت با زندان و زندگی نکبت بار مواجه شوند. کاملاً روشن است که افراد به شکل عقلانی گزینه اول را ترجیح میدهند، اما واقعیت آن است که شرایط اجتماعی میتواند طوری شود که همه به سمت گزینه دوم کشیده شوند. انسانها دوست دارند هم خدا را داشته باشند و هم خرما را. هم کار زیاد نکنند و هم با زندگی مرفه روبهرو شوند. انسانها دوست دارند همیشه میانبر بیابند و این تمنای یافتن میانبر میتواند چنین وسوسهانگیز شود که کل حیات یک ملت را تهدید کند.
اگر باور نمیکنید حکایت کشور فرانسه را در تورم و اخلاق بخوانید. ببینید کشوری که روشنگری را ایجاد کرد و اولین انقلاب را رقم زد چگونه به دام مهلکهای میافتد که با هزینه زیاد و تجربه تلخ میتواند به زحمت از آن رها و خلاص شود. کتاب تورم و اخلاق میخواهد نشان دهد که چگونه در یک مقطع از زمان تصور میشد ایجاد نقدینگی میتواند میانبری برای ایجاد رونق باشد. دولت فرانسه به پشتوانه اموال و املاک تملیکی از کلیسا بیمهابا اوراقی منتشر کرد که کارکردی شبیه پول داشت و در عمل موجب شد تا نقدینگی در آن کشور چنان رشد کند که تورم مهارگسیخته شود. وقتی تورم بالا میگیرد فشار برای رشد نقدینگی شدیدتر میشود و این سیکل باطل آنقدر ادامه مییابد تا عقلها سرجایش برگردد و افراد بفهمند که باید این حلقه شوم را بشکنند.
صرف خواندن و دانستن تجربه تورم در فرانسه در سال ۱۷۸۹ به تنهایی ارزشمند است، اما آنچه آن را ارزشمندتر کرده شناخت فرآیندی است که نظام سیاستگذاری آن را به این دام کشاند. نگارنده به خوبی ادله موافقان و مخالفان را شرح و نشان میدهد چگونه وسوسه یافتن یک میانبر برای داشتن بودجه بیشتر برای دولت، افراد عاقل و حتی فرهیخته را فریفت و آنها را به دام طرفداری و جانبداری از چیزی کشاند که بعدها خطا بودنش بسیار واضح مینمایاند. خواندن این حکایت درس آموز است از این جهت که چگونه ذینفعان در سیاستگذاری وسوسه میکنند تا سیاستگذاران به خطا بیفتند.
در کشور ما نیز همیشه کسانی نزد مسئولان بودند که میگفتند کنترل بودجه لازم نیست و استقراض از بانک مرکزی اشکال ندارد و رشد نقدینگی موجب نگرانی نیست و فقط کافی است تا نقدینگی به درستی هدایت شود. سیاستگذاران و تصمیم گیران راحت طلب نیز این تحلیل را جذابتر از توصیه کسانی قلمداد میکردند که بر انضباط مالی، رعایت استقلال بانک مرکزی و عدم فشار به بانکها پافشاری میکردند. نتیجه غلبه توصیه گروه اول این شد که ایران در زمره بالاترین تورمهای جهان قرار دارد و به لحاظ ماندگاری تورم نسبتاً بالا رکوردشکن است.
پیامد تأسفبارتر و مخربتر تورم آن است که وقتی شرایط تورمی میشود سوداگری به کارآفرینی ترجیح داده میشود. مترجم به خوبی این معنا را در مقدمه عمیقی که بر کتاب نوشته تذکر داده است. کارآفرینی کار سخت و دشواری است، اما سوداگری یعنی تحصیل دارایی و انتفاع از تفاوت قیمت آن به دلیل بیثباتی اقتصاد کلان و بدون تحمل هرگونه زحمت و مرارت. روشن است که توسعه اقتصادی تنها با کارآفرینی ممکن میشود و هیچ کشوری تنها با سوداگری توسعه نمییابد. فضای تورمی و بیثباتی اقتصاد کلان افراد را در دوراهی کارآفرینی و سوداگری به سمت سوداگری سوق میدهد و این وخیمترین پیامد تورم است که کمتر به آن پرداخته میشود. دقیقاً به همین دلیل است که مهار تورم پیش شرطی برای حرکت به سمت توسعه اقتصادی است و نمیتوان با وجود تورمهای شدید و بیثباتیهای اقتصاد کلان به توسعه دست یافت.