شاد و بانشاط زندگی کردن چندان هم دشوار نیست. فقط کافی است برخی باورها را در خود درونی و بعضی مهارتها را کسب کنید. قرار نیست برای شاد بودن هزینه کنید. شاید تغییر نگرش شما به تنهایی برای این موضوع کافی باشد تا زندگیتان رنگ دیگری بگیرد. شاد و بانشاط زندگی کردن چندان هم دشوار نیست. فقط کافی است برخی باورها را در خود درونی و بعضی مهارتها را کسب کنید. قرار نیست برای شاد بودن هزینه کنید. شاید تغییر نگرش شما به تنهایی برای این موضوع کافی باشد تا زندگیتان رنگ دیگری بگیرد.
اولین نکته برای اینکه بتوانید یک زندگی شاد داشته باشید این است که هیچ وقت خود را با فرد دیگری مقایسه نکنید. وقتی خود را با دیگری مقایسه نمیکنید نسبت به کارها و عملکرد خود احساس بهتری خواهید داشت و بیشتر از داشتههایتان راضی خواهید بود. زمانی که عادت کنید مدام دیگران را بهتر از خودتان بدانید و به این فکر نکنید که شاید خودتان شایستگی بیشتری داشته باشید، حتماً روز به روز عیبجوتر و تلختر خواهید شد.
توجه به این نکته مهم است که خیلی از داشتههای ما برای افراد دیگر نداشتههایی است که در حسرت آنند. بهتر است به جای تمرکز روی نداشتهها، روی داشتههایتان تمرکز کنید و در جهت زندگی بهتر و زیباتر بکوشید، بهتر است کارهای جذاب و جدید انجام دهید و از کارهای مضر و ناپسند دوری کنید. باور داشته باشید هر وضعیتی، چه خوب، چه بد، موقتی و گذراست. نگرانیها را کنار بگذارید، کمر همت ببندید، در جامعه حاضر شوید و عینک امید و خوشبینی بزنید. نفسی از سر آسودگی بکشید، یاعلی بگویید و تلاش کنید تا از مسیر زندگی لذت ببرید؛ چراکه زندگی همین لحظه لحظههایی ست که در حال گذشتن است پس از همه لحظهها به درستی استفاده کنید و بهره ببرید.
دنیا را سفید و سیاه نبینید، وقتی همیشه برای مشکلات دنبال مقصر باشید، نمیتوانید مثبت فکر کنید؛ تنها مسئولیت کارهای خود را قبول کنید نه بیشتر از آن، هیچ گاه دیگران را سرزنش نکنید، اما دلیلی هم ندارد که بار مسئولیت آنها را به گردن بگیرید.
یادمان باشد همین که صبح از خواب بیدار میشویم، باید از خداوند تشکر کنیم، برای داشتن حال خوب بهتر است یک دفترچه تهیه کنید و احساسات خود را بنویسید و اجازه ندهید درونتان را غم فرا بگیرد، زیرا قسمت عمده درون انسانها شاد است، پس خوشحال باشید و خوشحالی بیافرینید.
با کار افراطی و بیش از حد توان خودتان را خسته نکنید، کمی انرژی صرف کارهای هیجانانگیز و شادیآور کنید مثلاً بساط آشپزی و شیرینیپزی فراهم کنید، از دوستانتان دعوت کنید برای پخت شیرینی کمکتان کنند و بعد با همدیگر شیرینی را که خودتان درست کردید بخورید و گپ و گفت کنید. لبخند بزنید و یادتان باشد اگر لبخند بر لبهایتان باشد همیشه موضوعی برای خندیدن خواهید داشت.
انرژی خود را صرف سرک کشیدن در زندگی دیگران و فضولی در امور دیگران نکنید. سبب خوشحالی دیگران باشید، مثلاً از دختر مجرد نپرسید چرا تا الان ازدواج نکرده است، کسی که چاق شده است خودش اطلاع دارد و لازم نیست به او یادآوری کنید و باعث ناراحتی شوید، بهتر است همیشه سبب خوشحالی همدیگر باشید. چیزهایی که شما را اذیت میکند از خود دور کنید، بر روی شادی تمرکز و اتفاقات خوب و خوش را طلب کنید. زیرا ذهن ما شبیه آهنرباست پس اگر همیشه به دنبال خوبیها باشیم و مهمتر از همه مثبتاندیشی را در خود تقویت کنیم، چیزهای خوب را نیز جذب میکنیم.
ورزش مرتب را در برنامه روزمره خود قرار دهید، ورزش برای سلامت روح و جسم مؤثر و مفید است بهخصوص اگر ورزش دسته جمعی باشد اثرات مفید روحی آن افزایش مییابد. حتماً لازم نیست بابت ورزش پول دهید و به باشگاه بروید، میتوانید پیادهروی در پارک محل را با دوستانتان برنامهریزی کنید.
زمانی را برای کمک به دیگران اختصاص دهید. آندره توریه میگوید: «خوشبختی به کسانی روی میآورد که برای خوشبخت کردن دیگران میکوشند. زمانی که به دیگران کمک میکنیم احساس خوبی پیدا میکنیم.»
نباید کاستیها و نقصان خود را بزرگنمایی کنید، بلکه باید به نقاط قوت خود توجه کنید، زیرا هر شخصی با پیدا کردن نقاط قوت خود و تقویت آنها میتواند بهتر و شادتر زندگی کند، اما زمانی که اشتباه میکنید باید اشتباهات خود را بپذیرید و بهتر است قبول کنید که شما انسان هستید و انسان هم جایزالخطاست. با پذیرش اشتباهات خود میتوانید خودتان را ببخشید و بیشتر دوست داشته باشید. هنگامی که خودتان را دوست داشته باشید میتوانید شاد باشید و زندگی شادی داشته باشید.
نه گفتن را یاد بگیرید و به همه چیز بله نگویید، بهتر است بدانید که این عمل استرس بیشتری را برای انسان به همراه دارد و باعث میشود که زمان کمتری را برای خود و منافع شخصی خود صرف کنید.
لبخند زدن را تمرین کنید. به نظر میرسد ناراحت و غمگین بودن برای بسیاری از افراد، پذیرفتهتر و قابلدرکتر از شاد و شادمان بودن است، طوری که وقتی کسی را در تاکسی یا اتوبوس میبینید که ساکت و غمگینانه در خود فرو رفته، او را درک میکنید؛ اما اگر فردی دائماً لبخند روی لبش باشد یا بخندد، او را دیوانه میپندارید. به باور بسیاری از مردم، مسیر زندگی شاد، آنقدرها هم که به نظر میرسد، راحت نیست و بسیاری از ما پذیرفتهایم که کمتر کسی میتواند زندگی کاملاً شاد و شادمانه را تجربه کند. باید در خود این را باور داشته باشید که زندگی شاد من به شادمانی و رضایت اطرافیانم نیز کمک میکند و به همین علت، لازم است برای «شاد زندگی کردن» وقت بیشتری بگذارید.
ما انسانها، آینده را به درستی ارزیابی نمیکنیم. مثلاً فکر میکنیم خانه بزرگتر و ماشین بهتر، شادمانی بسیاری به همراه خواهد داشت. به خاطر همین شادمانی زیاد، خودمان را گرفتار اضافهکاری و بدهی و قرض میکنیم، اما در نهایت، ماشین و خانه تازه، ما را برای مدت کوتاهی شاد میکنند و سپس، عادت به سراغمان میآید. بعد از آن سختیها و بدهیها سبب ناراحتی و یأس ما میشود.
هدف داشتن در زندگی به شما کمک میکند از احساس گمشدگی دور شوید. زندگی بیهدف سبب میشود نه تنها خودتان را گم کنید بلکه ممکن است خود واقعیتان را نیز فراموش کنید. وقتی در زندگی هدف مشخص نداشته باشید چشمانتان توان دیدن خوبیها، زیباییها و موهبتهای اطراف را ندارد، بنابراین لازم است یک هدف برای زندگی پیدا کنید.
به ندای قلبتان توجه کنید! تا مدتها انسانها فکر میکردند پیروز فقط عقل است به همین دلیل احساس و ندای درون را ناچیز و بی اهمیت میشمردند. فیزیک کوانتوم مشخص کرد هرچه میبینیم و هر چه از سر میگذرانیم در نتیجه حضور و احساس بر زندگیمان است. ما با احساسمان بر جهان پیرامون و درونمان اثر میگذاریم، شکل وقایع را تغییر میدهیم و به سمتی که دوست داریم هدایت میکنیم. در واقع ندای درونمان یک نشانه بزرگ از سمت کائنات به ما میباشد تا جهت زندگی را راحتتر پیدا کنیم.
شادی را به دیگران هدیه بدهید تا همواره شاد شوید...