
محمد مهدي خالقي- جشنواره سينما حقيقت، درحقيقت بايد نماينده همه ظرفيتها و استعدادهاي سينماي مستند كشور باشد. اما حضور آثاري بسيار ضعيف كه بيشترمربوط به مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، يعني برگزار كننده جشنواره است. اين رويكرد باخود اين شبهه را مي آورد كه انتخاب آثار درجشنواره اي كه ادعاي سالانه سينماي مستند ايران را دارد، بيش ازآنكه فني باشد، محتوايي و مطابق محتوايي خاص سليقه مديران جشنواره است. فصلي ديگر، ملاقات به سبك ايراني، دهكده جهاني – كه نامش هيچ ارتباطي با فيلم ندارد- ازاين دسته اند. فيلمهايي بي سروته، بدون روايت مشخص، و محتوايي معين و در تمام رشته هاي فني ضعيف.
اين نظريه كه درجشنواره ها بايد آثار خوب را درنوبتهاي پخش اول صبح و آخر شب جست؛ امروز درست ازآب درمي آيد. ازچهارفيلم به نمايش درآمده نوبت آخر سالن شماره 3، كلنل و كرشمه خاك آثاري قابل توجه وبررسي اند. دومي ازمعدودمستندهاي با موضوع هنرهاي تجسمي است، كه روشنفكر زدگي و دوري ازجامعه و فرهنگ و اعتقاداتش را فراموش كرده و به واسطه هنرمندخلاقي كه مجسمه هايي با گل درست مي كند؛ نگاهي به فرهنگ و آداب و رسوم اين سرزمين انداخته است. مجسمه سازي قزويني، افسانه هاي شاهنامه و برشهايي اجتماعي از تاريخ گذشته ايران را دستمايه ساختن مجسمه هايي ظريف و بديع قرار مي دهد. نور پردازي، استفاده از موسيقي و تنوع در رفت و برگشتهاي مربوط به تدوين و استفاده ازصداي شخصيت اصلي بجاي گفتار متن، ازنكات مثبت اين مستند است. كلنل اما مستندي تاريخي، روايي و شخصيت پرداز است. زندگي و مبارزات كلنل محمد تقي خان پسيان، دستمايه ساخت مستندي است كه با تكيه برآرشيو و گفتار متن ساخته شده است. روح مبارزه با سلطه بيگانه و زروزور، مهمترين نقطه جذابيت اين فيلم است. تنها ضعف فيلم استفاده از راشهايي نامربوط و پُر ديده شده است. اينرا بايد به حساب سختي بدست آوردن آرشيو براي مستند سازان ايراني دانست.
برنامه امسالِ سه سالن نمايش دهنده بگونه ايست كه براي علاقه مندان مستندهاي داخلي، كمتر وقتي براي ديدن فيلمهاي خارجي باقي مي ماند.
خون است دلم براي ايران، فيلمي روان و با محتوايي علمي، ملّي و اميد بخش است. زندگي علمي دكتر ستوده، ازدانشمندان مشهور جغرافياي تاريخي معاصر، دستمايه ساخت اين اثر است. محتوايي كه بي شباهت به سرزمين گمشده، اثر خوب وحيد موسائيان نيست. بارزترين ويژگي فيلم، حفظ تعادل وريتمي مناسب و ساده است. البته فيلم درگونه مستندهاي شخصيت زنده قرار دارد و حضور شخصيتي كه به خوبي با كارگردان همراه شده ، كمكي بزرگ براي به تصوير آمدن زواياي پنهان اوست. ديگر فيلم بلند امروز كه ازعوامل حرفه اي سينمايي استفاده برده، زير صفر است كه به مشكلات و آسيبهاي صنعت كفش كشور مي پردازد. ريتمي مناسب، توالي نماها و برشهاي خوب، اين فيلم را يكي ازنامزدهاي بهترين تدوين قرار خواهد داد.
بي شك، مشهدي ترين و جذابترين فيلم امروز، مورد تأييد هست؛ هست. انتخابات شوراي دانش آموزي يكي از مدارس مشهد، سوژه ايست كه اگر سال گذشته آنرا مي ديديم، مستندي عادي به نظر مي رسيد. فيلم يكسال پيش ازانتخابات ساخته شده، اما رقابت كودكانه انتخاباتي اين دبستان، تداعي كننده رفتارهاي انتخاباتي كانديداهاي رياست جمهوري است. غرايز كودكانه همه انسانها درمقايسه رقابت بچه ها براي رأي آوردن و رقابت كانديداهاي رياست جمهوري، نكته ايست كه شايد كارگردان فيلم هم به آن توجه نداشته است. اين فيلم ازآنهاست كه زمان براعتبار و ارزش آن افزوده است و البته به دليل ساخته شدن پيش ازانتخابات، ازنگاههاي جناحي و سليقه اي مصون مانده است. اگر اين فيلم را پيش ازانتخابات مي ديديم، شايد بخشي بسيار كوچكتر ازجذابيتهاي فعليش را براي ما داشت
درسومين روز جشنواره، اولين نوبت پخش صبح، فيلم رستاخيز به نمايش درآمد. برداشت آزاد محمد علي فارسي اززندگي شهيد صياد شيرازي. رستاخيز با اينكه فيلم شلوغي است، اما از شكستهاي زماني مناسب، بازسازيهاي بسيار خوب و عمق بالايي برخوردار است. درمورد بازسازيهاي فيلم، خصوصاً در جلوه هاي ويژه، همين كلام بس كه تشخيص آنها از تصاوير آرشيوي، سخت است. رسيدن به اين سطحِ ازنزديك شدن به سوژه و ترسيم فضايي واقعي از جنگ، سطح فيلم را آنچنان بالابرده كه جايزه اول جشنواره شهيد آويني را بخود اختصاص داده است. امروز، روز فيلمهاي خوب جشنواره است. استخوان لاي زخم، مستند آرشيوي محمد حسين مهدويان، ياد سخنان رهبر انقلاب درديدار با كارگردانان سينما را زنده مي كند. رهبر انقلاب درآن ديدار با اشاره به غناي سوژه هاي دفاع مقدس، ريشه هاي شكل گيري جنگ را بعنوان يك سوژه مطرح كردند. مهدويان با تسلط براستفاده ازآرشيو و البته آرشيوي بسيار غني، تاريخچه اي ازحزب بعث و ارتباط آن با حمله عراق به ايران را به تصوير مي كشد. برخي نماهاي آرشيوي فيلم مسحور كننده است. نماهايي ازشكنجه اعضاي حزب بعث كه مخالف صدام بوده اند، ازاين جمله است. درتمام طول فيلم، اين جمله را ازتماشاگران سالن مي شنوم. اين تصاويررا ازكجا آورده است؟ درميان فيلمهاي ايراني پرشماري كه ديده ايم، فيلم خارجيخرگوشهاي برلين يك فيلم بكر و جذاب است. فيلمساز، با خلاقيت بسيار، تاريخچه ديوار برلين را با نگاه به خرگوشهايي كه پس ازكشيدن ديوار، ميان آن گيرافتاده اند، روايت مي كند. جشنواره امسال به سبب تحريم خوش يمن جماعت روشنفكر مستندساز، تا اينجا خالي از آثار پرنيش و كنايه ايست كه اساس انقلاب و تفكرات امام و ... را هدف قرار مي دهد. جالب اينجاست كه نبود اين گروه پرادعا برسطح كيفي فيلمها تأثير چنداني نداشته است. نه اينكه سطح جشنواره بالاتر رفته باشد، بلكه سطح اين دوره نيز مانند دو دوره قبل پايين، اما ادعايش هم بسيار پايين تراست.
درميان آثار اجتماعي امسال، فيلم كم ادعاي آنكه گفت نه، آنكه گفت آري، به مسائل مربوط به يكي ازمؤسسه هاي همسريابي مي پردازد. فيلمساز با هوشمندي و بهره مندي ازفكري كه به دنبال تمسخر نيست، روحاني بودن نقش اول را تا سكانس انتهايي به تأخير مي اندازد و راه را براي پيش داوري نسبت به اصل سوژه مي بندد. فصل وصل ازآن فيلمهاست كه مي توان آنرا نقطه پيوند روشنفكران با تفكر انقلاب اسلامي دانست. حسين نوري نقاش جانباز مشهدي، دستمايه ساخت مستندي صلح طلبانه است. نوري درجواب كاريكاتورهايي كه اروپاييها عليه پيامبركشيده اند، نقاشيِ مهرباني ازحضرت مريم كشيده و آنرا به نمايش مي گذارد. اينكار مورد پوشش رسانه هاي غربي ازجمله cnn قرار مي گيرد. اين جنبه رحمانيت، بدون جباريت، هميشه مورد پسند روشنفكران غرب زده و غربيهاي روشنفكر زده بوده است. اما اسلام دين كاملي است و دركنار نقاشي حضرت مريم، حكم اعدام بدون قيد و شرط وزمان و مكان سلمان رشدي را دارد. پرداختن به يكي ازايندو، به روشنفكريسم يا طالبانيزم مي انجامد.
اين روزها حرف اززندان كه مي شود، همه اخبار و هياهوهاي خوديها و غير خوديها، كهريزك را به رخ انقلاب مي كشند. اما درجشنواره امسال دوفيلم ماهيهاي مردابي و سند آزادي، تصويري ديگر اززندانهاي جمهوري اسلامي را نشان مي دهد. اولي، به فعاليتهاي فرهنگي معلمي كه مجري راديوي يكي اززندانهاست مي پردازد و دومي، فعاليتهاي قرآني يكي ازديگر اززندانها و تأثيراتش درتربيت مجرمان. فضاي اين دو زندان آنقدر طبيعي و ملاطفت آميز است كه غربيها نيز بايد سالها دررسيدن به چنين زندانهايي تلاش كنند.
.مادرم بلوط، بي شك بهترين فيلم روز سوم جشنواره است. البته رحماني صلابت مدار صفردرجه را دراين كار حفظ نكرده است. اما شمه اي ازسبك عميق و تأثيرگذارش درآن فيلم را اينجا هم مي توان ديد. توالي خوب نماها، گفتار متن بسيار خوب، نماهاي متحرك دقيق و درست بكاربرده شده وازهمه مهمتر، نگاه انساني و شريف رحماني به طبيعت و بازهم مهمتر به انسانها البته اين نگاه درست اززحمت كشيدن و درميان مردم بودن حاصل مي شود. فيلم با رفع چند اشكال تدويني و حدود ده دقيقه كوتاه شدن، مي تواند ازآثار درخور توجه امسال باشد. ديگر فيلم قابل توجه امروز، ترينيتي، دانشمند بمب محصول پرس تي وي است. ظاهر و قالبي كه براي اين مستند انتخاب شده، بسيار شبيه به مستندهاي آمريكايي منتقد است و اگر درانتها نام پرس تي وي را نبيني، درايراني بودن مستند دچار ترديد مي شوي. فيلم به ريشه هاي انفجار اتمي دردو شهر ژاپن مي پردازد و نگاهي انتقادي نسبت به اين واقعه را طرح مي كند. آورده فيلم براي مخاطب اينست كه آمريكائيها با اينكه مي توانستند ژاپن را بدون انفجاراتمي وادار به تسليم كنند، اما ماجراجويي و جاه طلبيشان باعث شد، صدها هزار نفر بي گناه را خرج ابرقدرت بودن خودكنند. مجموعه مصاحبه هاي فيلم، همراه با تصاوير آرشيوي بسيار خوب، درريتمي به اندازه، اين نتيجه را براي خواننده حاصل مي كند.