کد خبر: 1038004
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۰:۳۴
دخالت در زندگی فرزندان ریشه در وابستگی‌ها دارد
بند ناف روانی را قطع کنید بند ناف بعد از تولد از لحاظ فیزیکی بریده می‌شود. در بعضی از والدین این بند ناف به شکل ذهنی و عاطفی بین آن‌ها و فرزندشان وجود دارد. وجود وابستگی کودک به والدین در سنین اول، موضوعی طبیعی است و باید این موضوع وجود داشته باشد تا دلبستگی کودک به صورت ایمن باشد و شخصیت کودک به صورت سالم رشد پیدا کند و همچنین با افزایش سن باید این وابستگی کمتر و کودک مستقل‌تر از دیروز شود، اما بعضی مواقع همان وابستگی‌های کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند و والدین تلاشی برای جدا شدن این بند ناف نمی‌کنند و این موضوع در آینده نشان می‌دهد
ستاره آهنگران
سرویس سبک زندگی جوان آنلاین: یکی از مشکلات بارز در زندگی زوج‌های جوان، دخالت خانواده‌های طرفین است. اکثر زوج‌های جوان وقتی از مشکلاتشان صحبت می‌کنند، بیشتر به دخالت خانواده‌ها و اطرافیان اشاره دارند. عوامل مختلفی موجب دخالت والدین در زندگی زوج‌ها می‌شود. یکی از این عوامل این است که زوجین خودشان اجازه این کار را می‌دهند. زمانی که بر سر مسئله‌ای اختلاف نظر پیدا می‌کنند و بین آن‌ها بحث و درگیری به وجود می‌آید و آن‌ها این بحث و درگیری را با خانواده خود در میان می‌گذارند. هرچند خود زوجین بعد از گذشت چند ساعت، آن اختلاف را حل و فصل می‌کنند و مانند سابق به زندگی خود ادامه می‌دهند، اما والدین آن‌ها بحث و درگیری به وجود آمده را فراموش نمی‌کنند و مجبور به دخالت در زندگی فرزندشان می‌شوند و تنها منفعت فرزند خودشان را در نظر دارند و ممکن است رفتار‌هایی با همسر فرزندشان نشان دهند که باعث ایجاد بحث و درگیری شود و کدورت‌هایی نیز به وجود آید. بهتر است زوج‌های جوان تا حد امکان مشکلاتشان را با والدین خود در میان نگذارند و اگر نیاز به کمک داشتند از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیرند. چون روانشناس بدون در نظر گرفتن منفعت یکی از طرفین، آن‌ها را راهنمایی می‌کند تا بتوانند بهتر این مشکلات و اختلافات را حل کنند. از دیگر علل دخالت‌های خانوادگی، وابستگی بیش از حد و اندازه والدین به فرزندان یا بالعکس (بند ناف روانی) است. بند ناف بعد از تولد از لحاظ فیزیکی بریده می‌شود. در بعضی از والدین این بند ناف به شکل ذهنی و عاطفی بین آن‌ها و فرزندشان وجود دارد. وجود وابستگی کودک به والدین در سنین اول، موضوعی طبیعی است و باید این موضوع وجود داشته باشد تا دلبستگی کودک به صورت ایمن باشد و شخصیت کودک به صورت سالم رشد پیدا کند و همچنین با افزایش سن باید این وابستگی کمتر و کودک مستقل‌تر از دیروز شود، اما بعضی مواقع همان وابستگی‌های کودکی تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند و والدین تلاشی برای جدا شدن این بند ناف نمی‌کنند و این موضوع در آینده نشان می‌دهد فرد شدیداً وابسته است و استقلال‌های لازم را در زندگی ندارد و این موضوع بر اعتماد به نفسش تأثیر می‌گذارد، پس باید این بند ناف در زمان مشخصی جدا شود تا فرد بتواند زندگی اجتماعی مستقلی تجربه کند و آن فرزند در سنین بزرگسالی به خاطر احساسات ناهشیار نمی‌تواند بند ناف روانی خود را قطع کند و هنوز نمی‌خواهد مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرد. همانطور که می‌دانید بند ناف در اواخر بارداری ممکن است دور گردن جنین بپیچد و او را خفه کند. بند ناف روانی هم دقیقاً همین گونه است و همین قدر خطرناک برای زندگی فرزندتان. هر چقدر از زمان آن بگذرد، بریدن آن به مشکل بر می‌خورد و هم فرزند و هم والدین از بریدن آن امتناع می‌کنند و اگر این بند ناف جدا نشود ممکن است این سیستم مخرب در نسل بعدی هم تکرار شود.

بعضی مواقع والدین به خاطر وجود مشکلات عاطفی و تعارضات بین خودشان، یکی از والدین فرزند خود را به جای همسر می‌بیند و خلأ‌های عاطفی خود را با فرزندش پر می‌کند و رفتار‌های همسرگونه با فرزند خود دارد. این مهم تبعات بدی را در شخصیت فرزند بر جای می‌گذارد. هر چند ابتدای رابطه این والد است که وابستگی شدیدی را با فرزندش ایجاد می‌کند، اما با گذشت زمان این وابستگی دوطرفه و شدیدتر می‌شود و فرزند در زندگی خود استقلالی ندارد و تلاشی هم برای مستقل شدن نمی‌کند.

گاهی با اینکه والدین خودشان فرزند را تربیت کرده‌اند، اما به تربیت فرزند خود اعتماد ندارند و فکر می‌کنند فرزندشان نمی‌تواند مشکلاتش را حل کند. به همین علت در زندگی فرزندشان دخالت می‌کنند. زوج‌های جوان گاهی از این موضوع شکایت دارند که خانواده همسرشان با حرف‌ها و رفتارهایشان آن‌ها را می‌رنجانند و، اما آن‌ها در آن لحظه که رفتاری ناراحت کننده را می‌بینند با اینکه ناراحت می‌شوند، هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دهند و نقش منفعل دارند. بعد این موضوع ناراحت‌کننده باعث بحث و درگیری بین آن‌ها می‌شود. چون فردی که در آن زمان رفتار ناراحت کننده را دیده و خودش عکس‌العملی نشان نداده، منتظر عکس‌العمل همسر خود بوده است، اما در اینجا ابتدا باید خود فرد مهارت جرئت‌ورزی را بلد باشد و زمانی که از مسئله‌ای ناراحت شد، به فرد مقابل بگوید: «من از این موضوع ناراحت شدم. لطفاً از این به بعد این حرف یا رفتار را با من نداشته باش». گاهی هم طرف مقابل نمی‌داند که رفتارش شما را ناراحت می‌کند، پس بهتر است آگاهش کنید. اگر این کار را انجام دادید، اما نتیجه‌بخش نبود، پس آن لحظه همسر شما باید با خانواده‌اش صحبت کند و بگوید: «رفتار‌های شما باعث درگیری و بحث بین من و همسرم می‌شود. پس اگر زندگی من برایتان مهم است، از این رفتارتان صرف نظر کنید وگرنه مجبور به قطع رابطه با شما خواهم شد». ختم کلام اینکه والدین عزیز! وقتی مشکلی برای فرزندان شما پیش می‌آید، آنان از شما توقع حل مشکل و مسئله مورد نظر و در نهایت توقع حمایت دارند نه دخالت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار